جلسه ۶۳۷
5فرض كنید یكی از اینجا بدون اینكه مسافتی را طی كند این یك مرتبه در دو مكان ظاهر بشود ولكن ما در اینجا قائل به این مساله نیستیم ما میگوییم خود ماده فی حد نفسه بقاء دارد حالا چه آن صورت حیوانی از آن سلب بشود یا سلب نشود. این ماده چطور قبلا قابلیت برای عروض حیوانیت داشت حالا كه این نفس هم از او انسلاخ پیدا كرده به همان وضعیت خودش باقی است یك نفسی بوده آمده مدتی عارض بر این ماده شده خب بعد هم بلند شده رفته خانهشان این كاری به این مساله ندارد، كاری به این جهت ندارد، آنكه كه میگوید در اینجا این ماده تبدیل به مادهای دیگر شده است آن در اینجا به این اشكالی كه هست برمیخورد كه در تبدیل این ماده به ماده دیگر چگونه است كه یك نفس وقتی كه عارض میشود به این ماده منوعیت میدهد بعد وقتی كه این نفس میرود بدون اینكه همان سلسله علیت آن بقاء نفس بیاید و او را مبدل بكند یك مرتبه یك نوع دیگری از قسم اصلا جمادیت فرض كنید بیاید به آن عارض بشود؟ در حالتی كه بین جمادیت و بین حیوانیت سلسله علل باید محفوظ باشد یك شیئی از یك حالتی برگردد به حالت دیگر بدون اینكه این سلسله را طی كند خب این طبعاً چیست؟ این قول به طفره و اینها است.
یك جسمی كه الان این جسم حركت می كند و حساس است و درك میكند و كار حیوان انجام میدهد یك مرتبه تبدیل بشود به جماد این وسط چه شد؟ این كه جمادی تبدیل به حیوان شده یك سلسله عللی را طی كرده كه الان تبدیل به جماد شده بدون جایگزینی آن علت حیوانی یك مرتبه یك جمادیت بیاید بر این عارض بشود این همان چیست؟ این همان مساله طفرهای است كه قائل به استحالیت مساله است. ولی بنابر آن بیانی كه آخوند میگویند و ما بیان كردیم كه خود ماده فی حد نفسه به حال خودش باقی است وقتی كه ماده فی حد نفسه باقی باشد حیوانیت عارض میشود بر او و صورت دیگری میآید بر این پیدا میشود، این دیگر دوام و بقائش مستند به آن حیوانیت نیست كه در اینجا اشكال پیدا بشود كه وقتی آن علت رفت پس بنابراین بعد یك دفعه باید عدم بشود، در حالی كه ما میبینیم الان هست، این اشكال در اینجا با این فرضی كه ما گفتیم جور در نمیآید این مطلب مطلب مرحوم آخوند بود.

