جلسه ۶۳۷
4صحبتی كه در اینجا مرحوم آخوند میفرمایند این است كه این مادهای كه وقتی ما گفتیم جسم برای حیوان هست و این جسم تفاوتی نمیكند در همه آنها میتواند ماده قرار بگیرد برای عروض حیوانیت بر او این ماده قرار گرفتن ایشان میفرمایند كه خب همین یك وجود خارجی دارد كه آن عبارت است از همان ماده كه آن ماده در هر حالی روی پای خودش ایستاده و بقاء دارد و بواسطه عروض این تعلق نفس بر اوست كه این ماده به اشكال مختلف درمیآید و به انواع مختلف درمیآید، هر نوعی مادهی خودش را به همان وضعیت و به همان كیفیت متناسب با خودش نگه میدارد و به آن بقاء میدهد و بواسطه تبدل انواع آن ماده هم صور مختلفی را به خود میگیرد در یك وقتی آن ماده فرض كنیم كه دارای خصوصیات باشد، خصوصیت جمادی دارد بعد به خصوصیت نباتی تبدیل میشود بعد به خصوصیت حیوانی تبدیل میشود این خصوصیتهای مختلف اینها همه عوارضی است كه بر این ماده عارض میشود و آن ماده را به اصناف مختلف و به افراد مختلفه درمیآورد در حالتی كه خودش یك نوع واحد است كه آن نوع واحد آن قابلیت برای تبدل به انواع زیردست خودش را دارد تبدل به لحمیت را دارد تبدل به نباتیت را دارد تبدل به جمادیت و مائیت و امثال ذلك این ماده خودش فی حد نفسه بقاء دارد و آن بقاء آن ماده هم به واسطه حالا مسائلی است كه سلسله عللی است كه در اینجا آن ماده را بوجود آورده كه این صحبت به آنجا برمیگردد.
مرحوم آخوند میفرمایند كه بعضی ها آمدند و گفتند:" نه، این ماده بعد از اینكه آن فصل منوعیت خودش را از دست داد این ماده هم تبدیل به ماده دیگری خواهد شد و دیگر آن ماده اولی نیست و خودش تغییر پیدا خواهد كرد" ایشان میفرمایند این مطلب، مطلب صحیحی نیست زیرا افرادی قائل به این مطلب هستند كه اینها قائل به طفره و امثال ذلك هستند كه در سلسله علیت تبدل از یك نوع به نوع دیگر را با حذف آن علت و با حذف آن عارضی كه موجب منوعیت این نوع شده است این را بلامانع می دانند.

