جلسه ۶۳۷
2تو الان فقط داری به دستگاه نگاه میكنی حتی دستگاه زدن قلب هم در اینجا ملاك نیست بخاطر این است كه ممكن است فرض كنید قلب نزند و همینطور با دستگاه پمپاژی و اینها این خون در بدن جاری باشد همین كه احساس كنند این خون در حال گردش است برای اینها كافی است دل خوش میكنند و راحت میشوند و از این دغدغهِ جدا شدن در میآیند وقتی كه آن دستگاه ایستاد، چشمش به دستگاه است، چشمش به این نیست وقتی كه یك مریض را در بیمارستان میبرند آن دكترهایی كه دارند در مانیتور این فركانس های ارتعاشات قلبی این را نگاه میكنند آن ارتعاشات و فركانسهای مغزی او را دارند بررسی میكنند كه الان سلولهای مغزی او فعالیت دارند یا فعالیت ندارند؟ ارتباطی بین سلولها برقرار هست یا نیست؟ هیچ وقت به این نگاه نمیكنند كه این كه در اینجاست این وضعیتش چیست؟ او فقط به دستگاه نگاه میكند كه این موج نشان میدهد یا نمیدهد؟ آن مانیتور دارد ضربان قلب را نشان میدهد یا نمیدهد؟ هر وقت ضربان قلب ایستاد میگویند اناللَه و اناالیه راجعون هر وقت نایستاد میگویند كه خب انشاءاللَه امیدواریم این مریضتان خوب بشود، حالا اگر آن بابا بیاید به آنها بگوید من مُردم و رفتم و قلب بیخود دارد كار میكند میگویند ما این حرفها را نمیفهمیم ما نه به تو كار داریم نه به آمدنت نه به رفتنت ما به دستگاه و مانتیوری كه اینجا نشان میدهد كار داریم آن بایستد به اینها میگوییم بروید حلوا را بپزید، این نایستد میگوییم دعا كنید كه یك طوری بشود! حالا شما كدام طرف را میخواهید و كدام وضعیت برای شما پیدا بشود این بسته به این است كه چه ورثهای پیدا بشود. یكی میگوید تمامش كن برویم پی كارمان تقسیم كنیم یك ورثه هم میگویند نه بابا می خواهیمش، بابایمان است و فلان است از این صحبتها، بالاخره فرق میكند.

