اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(4) في الفرق بين الجنس و المادة و بين النوع و الموضوع 11-02-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۳۶

4
  •  این خوشحالی مثل این می‌ماند كه خب الحمد لله كه ما این را زدیم كسی این را ندید كه بتواند بر علیه ما در محكمه شكایت كند، همانطوری كه امام سجاد علیه‌السلام به یزید می‌فرمایند كه اگر توبه بكنی واقعاً خدا توبه‌ات را می‌بخشد ولكن می‌فرمایند كی موفق می‌شود به اینكه توبه بكند، آن ظلمت قتل امام علیه‌السلام و اولاد رسول‌اللَه، این ظلمت همیشه با این نفس خبیث یزید خواهد بود و هیچ وقت از او جدا نخواهد شد، عین همین مطلب و عین همین قضیه برای كسی است كه واقعاً در صدد یك همچنین عملی بوده باشد و منتهی خب انجام نشده یا توفیق ـ كه غلط است ـ شانس یا موقعیت یك همچنین مطلبی را پیدا نكرده، این تفاوتی از این نقطه‌نظر ندارد، چرا؟ به جهت اینكه آن وجود نفسی به اندازه‌ای قوی است كه اصلًا همه كار را همان وجود نفسی انجام می‌دهد و وجود خارجی، وجود ظلی و تبعی است و وجود ظلی و تبعی اثری ندارد و فقط صرف یك ظهور و بروزِ همان وجود نفسی است، لذا اگر آن وجود نفسی نباشد آن وجود خارجی در اینجا موجب ترتب اثر نیست، فردی كه خواب است در حال نوم اگر دستش را حركت بدهد و بزند لیوان آب را بریزد یا بشكند خب كاریش ندارند، یا بلند شود فرض كنید بزند توی كله یا داماغ یكی، خون بیفتد بعد فردا بگویند چكار كردی؟ بگوید من كه چیزی نفهمیدم بابا لگد انداخته توی دماغمان ببین بستیم، واللَه من چیزی یادم نیست، در این صورت چیزی نیست، نه محكمه كاریش دارد، نه دادگاه كاریش دارد، نه مردم.

  •  می‌گویند خواب بوده است و آدم خواب را در حالتی كه بروز و ظهورش فرق نمی‌كند همان مشت و لگدی كه یك آدم بیدار می‌زند، این هم با همان زور برداشته كوبیده توی كله بیچاره و دك و دهانش را خرد كرده ولی آنجا می‌گیرند و قصاص می‌كنند ولی اینجا می‌گویند برو شیرینی و آب‌نبات هم به او می‌دهند، بارك اللَه دستت درد نكند زدی بیچاره را درب و داغون كردی!، در حالی كه فعل خارجی هر دو یكی است آن فعل خارجی فعلی ظلی و تبعی نیست لذا ارزشی ندارد، این فعل خارجی فعل ظلی و تبعی است لذا آن فعل خارجی موجب ترتب اثر خواهد بود، اثرش از كجا ناشی می‌شود؟ از همان وجود اصلی كه وجود ذهنی و وجود نفسی است، از آنجا این آثار همه بار می‌شود دیگر در اینجا انسان باید بداند كه قضایا چیست و چه خبر است و نسبت به این مسائل و مطالبی كه هست دقت و نظرش را باید دقیق كند، تا اینكه بسیاری از آن موارد و مسائلی كه بر افعال ما و بر اشخاص و اینها مترتب می‌شود این علت و ریشه‌اش را بداند و متوجه باشد كه خلاصه چه آثار خوب و چه آثار زشت و ناپسند بر آن وجود اصلی مترتب می شود و انسان خودش را باید از آنها دور نگه دارد،