اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(4) في الفرق بين الجنس و المادة و بين النوع و الموضوع 11-02-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۳۶

3
  •  وقتی كه شما بخواهید راجع به یك مساله فكر كنید و آن مساله را تا نصفه بیاورید، برای تفكر مجدد دوباره از اول مساله شروع نمی‌كنید، از همان نصفه به بعد شروع می‌كنید به تفكر و به نتیجه رسیدن، دوباره برنمی‌گردید از اول، وقتی كه می‌خواهید خلقت به مرتبه كثیر را بدست بیاورید وقتی دو ساعت مطالعه می‌كنید و كتب رجال را بررسی می‌كنید، فرض بكنید تا فصل ششم و هفتم جلو می‌برید و از اوراق و اینها استفاده می‌كنید و در می‌آورید، فردا كه دوباره می‌خواهید بخوانید، دوباره این اوراق را از اول شروع نمی‌كنید كه فلانی پسر آقا سید محمد حسین است و آقا سید محمد حسین هم پسر آقا سید محمد صادق است و همینطور دوباره از اول شروع كنید و خلاصه به عقب برگردیم، این فرصتی را كه تا حالا از آن استفاده كردید از این فرصت نتیجه‌گیری می‌كنید و بعد به سایر مساله ادامه می‌دهید.

  •  هر وجودی كه در ذهن بیاید، این وجود یك تشخص ذهنی پیدا می‌كند برای خودش و در مرحله وجود ذهنی باقی می‌ماند و به همین جهت است كه فرموده‌اند كه تفكرات ما و تخیلات ما تمام اینها اثر می‌گذارد، همانطوری كه فعل خارجی اثر می‌گذارد و حتی اثر او از اثر فعل خارجی بیشتر است، زیرا فعل خارجی معلول تفكر و معلول رأی و اراده شخص مكلف است و در باب تجرّی، اینكه می‌گویند تجرّی و اینها موجب گناه نیست یعنی از نظر عقوبت و اینها موجب ترتب حكم ظاهر نیست، نه اینكه موجب ترتب كدورت و ظلمت هم نیست.

  •  اگر شخصی واقعاً به قصد قتل یك فرد اقدام كرده، واقعاً اقدام به قتل كرده و بعد او را می‌بیند و فرض كنید چاقو را به او می‌زند و او را می‌كشد، صبح كه از خواب بلند می‌شود می‌بیند گوسفندی بوده و او در حال نماز است و این گوسفند بیچاره خوابیده بوده، این چاقو را می‌زند فرار می‌كند صبح معلوم می‌شود خروفی است كه او را به آن دیار فرستاده است، این واقعاً حكم قتل نفس مؤمن محترم، نفس محترمه بر او صدق می‌كند، گرچه از نقطه نظر قانونی این را نمی‌گیرند و به دادگاه و محكمه ببرند، ولی قتل نفس محترمه كه آیه شریفه دارد ﴿مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً1 بر این شخص صدق می‌كند و تا توبه نكند و خود را از این موقعیت در نیاورد، از نقطه نظر نفسی دائماً این جهت قتل نفس با او خواهد بود فرق نمی‌كند، اگر یك شخصی را در یك بیابانی، در تاریكی از بین ببرد، یك نفس محترمی را از بین ببرد و كسی هم اطلاع پیدا نكند چطور تا آخر عمر گریبان او را می‌گیرد و در وجدان و در ضمیر او خود را ظالم و خود را عاصم نسبت به این عمل می‌بیند، اگر شخصی یك همچنین كاری را انجام بدهد و بعد معلوم بشود حیوانی را از بین برده یا تصور بشود كه حجری را تصور كرده او هست، همین حالت نفسانی بر او خواهد بود، این نیست كه خوشحال بشود بعداً فردا و پس فردا بگوید خوب شد ما این را نزدیم اگر می‌زدیم الان دولت ما را گرفته بود و ما را زندان كرده بود و بعد هم ما را اعدام كرده بود، این خوشحالی كه دارد كه خوب شد ما این را نزدیم، این خوشحالی اینطور نیست كه رفع این مساله را از او بكند.

    1. قسمتى از آيه ٣٢ سوره مائده «٥»