
تفاوت جنس در مرکبات و بسائط
تحلیل جایگاه ماده و صورت در هستیشناسی فلسفی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان «جنس» در مرکبات خارجی و بسائط میپردازند. بحث با بررسی ماهیت جنس و ماده آغاز شده و این نکته تبیین میشود که در مرکبات، ماده دارای استقلالی است که امکان عروض صورتهای گوناگون را بر آن فراهم میآورد، در حالی که در بسائط، چنین تفکیکی میان جنس و فصل به معنای رایج وجود ندارد. در ادامه، استاد با نقد برخی برداشتهای سطحی از مفاهیم فلسفی، به تبیین رابطه جعل با تشخص و ابهام میپردازند و تأکید میکنند که جعل همواره به امر متشخص تعلق میگیرد. در بخش پایانی، با گریزی به مباحث اخلاقی و عرفانی، تفاوت میان عبادتِ مبتنی بر رضایتِ الهی با عبادتِ ناشی از شناختِ ذاتِ حقتعالی و اهمیتِ التزام به اول وقت در نماز، بهعنوان تجلیِ این معارف در سیره اولیای الهی، مورد تأکید قرار میگیرد.
تفاوت جنس در مرکبات و بسائط
6منبابمثال همانطور که اگر شخصی یك نفس محترمى را در یك بیابانی یا در تاریكى ازبین ببرد و كسى هم اطلاع پیدا نكند، این تا آخر عمر گریبان او را مىگیرد و در وجدان و در ضمیر او خود را ظالم و آثم نسبت به این عمل مىبیند، حالا اگر شخصى یك همچنین كارى را انجام بدهد و بعد معلوم بشود حیوانى را ازبین برده است یا حجرى را تصور كرده که اوست، همین حالت نفسانى بر او خواهد بود. اینطور نیست كه بعداً فردا و پسفردا خوشحال بشود و بگوید: خوب شد او را با چاقو نزدیم، اگر او را با چاقو مىزدیم الآن دولت ما را گرفته بود و زندانی كرده بود و بعد هم ما را اعدام كرده بود! این خوشحالىای كه دارد و میگوید که خوب شد او را چاقو نزدیم، اینطور نیست كه این خوشحالى این مسئله را از او رفع بكند. این خوشحالى مثل این مىماند كه بگوید: خب الحمدلله كه ما این را با چاقو زدیم و كسى این را ندید كه بتواند بر علیه ما در محكمه شكایت كند.
همانطوریكه امام سجاد علیهالسّلام به یزید مىفرمایند كه اگر واقعاً توبه بكنى خدا توبهات را مىپذیرد ولكن [بعد] مىفرمایند: چه زمانی موفق مىشود به اینكه توبه بكند؟!1 ظلمت قتل امام علیهالسّلام و اولاد رسولالله، همیشه با این نفس خبیث یزید خواهد بود و هیچوقت از او جدا نخواهد شد، عین همین مطلب و قضیه براى كسى است كه واقعاً درصدد یك همچنین عملى بوده باشد منتها انجام نشده است یا شانس یا موقعیت یك همچنین مطلبى را پیدا نكرده است، این تفاوتى از این نقطهنظر ندارد.
وجود خارجی، وجود ظلّى و تَبَعى
چرا؟ بهجهت اینكه آن وجود نفسى بهاندازهاى قوى است كه اصلاً همۀ كار را همان وجود نفسى انجام مىدهد و وجود خارجی وجود ظلّى و تَبَعى است و وجود ظلّى و تَبَعى اثرى ندارد و فقط صرف ظهور و بروزِ همان وجود نفسى است. لذا اگر آن وجود نفسى نباشد آن وجود خارجى در اینجا موجب ترتب اثر نیست. فردى كه خواب است اگر در حال نوم دستش را حركت بدهد و بزند لیوان آب را بریزد یا بشكند خب كاری به او ندارند، یااینکه بلند شود به سَر کسی بزند و آن شخص بیچاره از دماغش خون راه بیفتد بعد فردا بگوید: دیشب زدی من را ناکار کردی! میگوید که من اصلاً چیزى نفهمیدم! میگوید: بابا به دماغ ما لگد زدی! ببین دماغمان را بستیم! شخص جواب میدهد: والله من هیچ چیزی یادم نیست! دراینصورت چیزى برعهدۀ او نیست، نه محكمه و دادگاه و نه مردم كاری به او ندارند. مىگویند که خواب بوده است و آدم خواب را نمیشود محاکمه کرد درحالىكه بروز و ظهور آن فرق نمىكند؛ همان مشت و لگدى كه یك آدم بیدار مىزند، او هم با همان زور بر سر بیچاره كوبیده است و فک و دهان او را خرد كرده است! ولى آنجا مىگیرند و قصاص مىكنند اما اینجا مىگویند: آقا بفرما برو! شیرینى و آبنبات هم به او مىدهند، بارك الله دستت درد نكند! بیچاره را زدى درب و داغان كردی! درحالىكه فعل خارجى هردو یكى است. هردو فعل خارجی فعلٌ؛ آن فعل خارجى فعل ظلّى و تبعى نیست لذا ارزشى ندارد، این فعل خارجى فعل ظلّى و تبعى است لذا این فعل خارجى موجب ترتب اثر خواهد بود، اثر آن از كجا ناشى مىشود؟ از همان وجود اصلى كه وجود ذهنى و وجود نفسى است و همۀ این آثار از آنجا بار مىشود.
- . این روایت در مجموعه آثار شهید مطهری، ج 22، ص 638 نقل شده اما در آنجا هم مصدری برای آن ذکر نشده است.
