
تفاوت جنس در مرکبات و بسائط
تحلیل جایگاه ماده و صورت در هستیشناسی فلسفی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان «جنس» در مرکبات خارجی و بسائط میپردازند. بحث با بررسی ماهیت جنس و ماده آغاز شده و این نکته تبیین میشود که در مرکبات، ماده دارای استقلالی است که امکان عروض صورتهای گوناگون را بر آن فراهم میآورد، در حالی که در بسائط، چنین تفکیکی میان جنس و فصل به معنای رایج وجود ندارد. در ادامه، استاد با نقد برخی برداشتهای سطحی از مفاهیم فلسفی، به تبیین رابطه جعل با تشخص و ابهام میپردازند و تأکید میکنند که جعل همواره به امر متشخص تعلق میگیرد. در بخش پایانی، با گریزی به مباحث اخلاقی و عرفانی، تفاوت میان عبادتِ مبتنی بر رضایتِ الهی با عبادتِ ناشی از شناختِ ذاتِ حقتعالی و اهمیتِ التزام به اول وقت در نماز، بهعنوان تجلیِ این معارف در سیره اولیای الهی، مورد تأکید قرار میگیرد.
تفاوت جنس در مرکبات و بسائط
5منبابمثال وقتى كه مىخواهید نَسَبۀ كسی را بهدست بیاورید، وقتى که دو ساعت مطالعه مىكنید و كتب رجال را بررسى مىكنید، فرض بكنید نسب این را تا نسل ششم و هفتم جلو مىبرید و از اوراق و اینها استفاده مىكنید و بهدست مىآورید، فردا كه مىخواهید ادامه بدهید، این اوراق بهدست آمدۀ دیروز را کنار نمیگذارید تا دوباره این اوراق را از اول شروع كنید كه فلانى پسر آقا سید محمدحسین است و آقا سید محمدحسین هم پسر آقا سید محمدصادق است و او هم پسر سید ابراهیم است و نمیگویید: پس دوباره از اول شروع كنیم و به عقب برگردیم. این فرصتى را كه تا حالا از آن استفاده كردید از این فرصت نتیجهگیرى مىكنید و بعد به سایر مسائل ادامه مىدهید.
علت تأثیر تفکرات و تخیلات بر عالم، همچون فعل خارجی
هر وجودى كه در ذهن بیاید این وجود یك تشخّص ذهنى برای خود پیدا مىكند و در مرحلۀ وجود ذهنى باقى مىماند و به همین جهت است كه فرمودهاند: تفكرات و تخیّلات ما ـ تمام اینها ـ اثر مىگذارد همانطوریكه فعل خارجى اثر مىگذارد.
تأثیر بیشتر تفکرات و تخیلات از ثأثیر افعال خارجی
ترتب کدورت و ظلمت بر متجری
حتى اثر او از اثر فعل خارجى بیشتر است؛ زیرا فعل خارجى معلول تفكر و رأى و ارادۀ شخص مكلف است و اینكه در باب تجرّی مىگویند: تجرّى موجب گناه نیست؛ یعنى از نظر عقوبت موجب ترتّب حكم ظاهر نیست نهاینکه موجب ترتّب كدورت و ظلمت و عقاب نیست. منبابمثال شخصى واقعاً به قصد قتل یك فرد اقدام كرده است و بعد او را مىبیند و چاقو را به او مىزند و او را مىكشد صبح كه از خواب بیدار مىشود مىبیند گوسفندى در آنجا بوده و او خیال کرده که به شخص چاقو زده است مثلاً فکر کرده شخص در حال نماز است و این گوسفند بیچاره خوابیده بوده است و این چاقو را مىزند و فرار مىكند و صبح معلوم مىشود خَروفى است كه او را به آن دیار فرستاده است! این واقعاً حكم قتل نفس مؤمن محترم ـ نفس محترمه ـ بر او صدق مىكند گرچه از نقطهنظر قانونى نمیآیند او را بگیرند و به دادگاه و محكمه ببرند ولى قتل نفس محترمه كه آیۀ شریفه دارد؛ ﴿مَن قَتَلَ نَفۡسَۢا بِغَيۡرِ نَفۡسٍ أَوۡ فَسَادٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ ٱلنَّاسَ جَمِيعٗا﴾1 بر این شخص صدق مىكند و تا توبه نكند و خود را از این موقعیت از نقطهنظر نفسى درنیاورد، دائماً این جهت قتل نفس با او خواهد بود.
- . سوره مائده (5) آیه 32.
ترجمه: «هر کس نفسی را که کسی را نکشته و یا بیآنکه فساد و فتنهای در زمین کرده، بکشد مثل آن باشد که همه مردم را کشته.» (محقق)
- . سوره مائده (5) آیه 32.
