اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تفاوت جنس در مرکبات و بسائط

تحلیل جایگاه ماده و صورت در هستی‌شناسی فلسفی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان «جنس» در مرکبات خارجی و بسائط می‌پردازند. بحث با بررسی ماهیت جنس و ماده آغاز شده و این نکته تبیین می‌شود که در مرکبات، ماده دارای استقلالی است که امکان عروض صورت‌های گوناگون را بر آن فراهم می‌آورد، در حالی که در بسائط، چنین تفکیکی میان جنس و فصل به معنای رایج وجود ندارد. در ادامه، استاد با نقد برخی برداشت‌های سطحی از مفاهیم فلسفی، به تبیین رابطه جعل با تشخص و ابهام می‌پردازند و تأکید می‌کنند که جعل همواره به امر متشخص تعلق می‌گیرد. در بخش پایانی، با گریزی به مباحث اخلاقی و عرفانی، تفاوت میان عبادتِ مبتنی بر رضایتِ الهی با عبادتِ ناشی از شناختِ ذاتِ حق‌تعالی و اهمیتِ التزام به اول وقت در نماز، به‌عنوان تجلیِ این معارف در سیره اولیای الهی، مورد تأکید قرار می‌گیرد.

تفاوت جنس در مرکبات و بسائط

4
  • تعریف وجود ذهنی

  • یعنى وجود ذهنى یك وجود متعیّنى است كه ظرف تحقق آن نفس ذهن است و این نفس ذهن از نقطه‌نظر تجردى كه دارد توانسته است به معناى ابهام در وجود خود تعیّن بدهد و از سایر مفاهیم امتیاز بدهد ولى در وجود خارجى مسئله این‌طور نیست؛ در وجود خارجى مشخص است که جزئیات هستند و كلى در وجود خارجى معنا ندارد.

  • این ذهنى كه الآن آمده است و به این حیوان وجود داده است، این ذهن درعین‌حال خود این ماهیت را فى‌حدّ‌نفسه از مرحلۀ ابهام خارج نكرده است بلکه به همان ماهیت مبهم وجود مى‌دهد نه‌اینکه با وجود دادن، آن ماهیتِ مبهم از ابهام خارج می‌شود و تبدیل به یك نوع ـ انسان یا فرس ـ می‌شود. همان ابهام به همان كیفیت باقى است و دست به آن نمى‌زند، به‌اندازۀ سر سوزنى هم این وجود مبهم از مرحلۀ ابهام خارج نمى‌شود ولى درعین‌حال بر همین ابهام هم احكامى را مترتب مى‌كند و امتیازات و افتراقاتی بین این و سایرین برقرار مى‌كند. اینها منافاتى با ابهام ندارند.

  • برگشت ابهام به نفس ذاتى آن ماهیت، نه به وجود ذهنی

  • آنچه كه مبهم مطلق است به معنای عدم است كه هیچ حكمى بر او بار نمى‌شود و نه مخبر و نه مخبرٌ عنه مى‌تواند قرار بگیرد. ابهامى كه در اینجا منظور است که تعلق به ماهیت‌هاى ذهنیه مى‌گیرد، آن ابهام به خود نفس ذاتى آن ماهیت نه به لحاظ وجود ذهنی، برمى‌گردد. چون در وجود ذهنى به همین امر و ماهیت مبهم یك تعیّن و تشخّص داده شد. تشخّص آن‌هم به این است كه وقتى از شما سؤال بكنند که این مطلب را تصور كردی، مى‌گویند كه آقا راجع به این مسئله فكر كردی؟! مى‌گویى: بله، آقا دیشب راجع به این قضیه فكر كردم و مسئله به اینجا رسید! اینكه الآن شما مى‌گویید: من دیشب راجع به این قضیه فكر كردم، همین‌كه مى‌گویید: دیشب فكر كردم، یعنى پریشب فكر نكرده بودم، یعنى امروز فكر نكردم، همین محدودیتى كه در اینجاست حكایت از یك وجود خاص مى‌كند، لذا شما او را در ذهنتان مى‌آورید و به او ترتیب اثر مى‌دهید و نسبت به افكار بعدی از افكار قبلى استفاده مى‌كنید. وقتى كه بخواهید راجع به یك مسئله فكر كنید و آن مسئله را تا نصف بیاورید، براى تفكر مجدد، دوباره از اول مسئله شروع نمى‌كنید بلکه از همان نصف به بعد شروع به تفكر و به نتیجه رسیدن مى‌كنید و دوباره از اول برنمى‌گردید.