اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تفاوت جنس در مرکبات و بسائط

تحلیل جایگاه ماده و صورت در هستی‌شناسی فلسفی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان «جنس» در مرکبات خارجی و بسائط می‌پردازند. بحث با بررسی ماهیت جنس و ماده آغاز شده و این نکته تبیین می‌شود که در مرکبات، ماده دارای استقلالی است که امکان عروض صورت‌های گوناگون را بر آن فراهم می‌آورد، در حالی که در بسائط، چنین تفکیکی میان جنس و فصل به معنای رایج وجود ندارد. در ادامه، استاد با نقد برخی برداشت‌های سطحی از مفاهیم فلسفی، به تبیین رابطه جعل با تشخص و ابهام می‌پردازند و تأکید می‌کنند که جعل همواره به امر متشخص تعلق می‌گیرد. در بخش پایانی، با گریزی به مباحث اخلاقی و عرفانی، تفاوت میان عبادتِ مبتنی بر رضایتِ الهی با عبادتِ ناشی از شناختِ ذاتِ حق‌تعالی و اهمیتِ التزام به اول وقت در نماز، به‌عنوان تجلیِ این معارف در سیره اولیای الهی، مورد تأکید قرار می‌گیرد.

تفاوت جنس در مرکبات و بسائط

3
  • عدم قابلیت محلّیت امر مبهم برای عروض عارض

  • امر مبهم كه تعیّن و تشخّص ندارد طبعاً قابلیت محلّیت براى عروض عارض را هم ندارد. صورت این‌طور نیست كه بیاید هم خود را ایجاد كند و هم ماده را خلق كند، خلق ماده برعهدۀ صورت نیست بلكه به شكل درآوردن ماده برعهدۀ صورت است. ماده مانند خمیرى مى‌ماند كه در دست صنعتگر به اَشكال مختلفى درمى‌آید؛ خود آن خمیر تا از خود استقلال نداشته باشد چگونه صنعتگر مى‌تواند او را تبدیل به اَشکال مختلف بكند؟! ماده مانند الوانى مى‌ماند كه نقاش با قلم‌مو آن الوان را روى یك تابلو و یك كاغذ به شكل پرنده درمى‌آورد. به شکل تابلو درآوردن، صورتى است كه نقاش به این الوان مى‌دهد و خود نقاش که نمى‌تواند الوان را خلق كند و با قلم‌مو الوان را به‌وجود بیاورد! پس این الوان مواد هستند، همین‌كه در عرف هم مواد مى‌گوییم: آقا مواد آن را تعیین كردید یا نه؟ غذایى كه می‌خواهید بپزید این غذا مواد مى‌خواهد. آشپز نخود و لوبیا را خلق نمى‌كند بلكه او به همان مواد صورت مى‌دهد. این نخود و لوبیا اشیاء متفرق هستند و هركدام از اینها به‌تنهایی قابل استفاده نیستند و براى خود داراى نوع هستند، این آشپز مواد را جمع مى‌كند و بعد یك امر ثانى از این مواد اولیّه به‌وجود مى‌آورد كه آن امر ثانى نه این است و نه آن است، درعین‌حال همۀ اینها هم هست. این امر ثانى همان صورتى است كه این صورت بر این مواد به‌واسطۀ طبّاخ و حرارت و كیفیت این طبخى كه در اینجا به‌وجود آورده است عارض مى‌شود.

  • جنس، یك ماهیت مبهمه

  • بنابراین ماده‌اى كه صورت به خود مى‌گیرد در این وضعیت دیگر در اینجا جنس نخواهد بود، زیرا جنس یك ماهیت مبهمه است كه قوامى روى خود ندارد، قوام او به‌واسطۀ [فصل] است. لذا به فصل، به‌خاطر این جهت مقوّم مى‌گوییم؛ یعنى قوامى كه بتواند او را از ابهام دربیاورد ندارد. حتى حیوانى را كه در ذهن مى‌آورید این حیوان قوام ندارد. در ذهن حیوان را تصور كردید و بین حیوان و جماد در ذهنتان فرق گذاشتید ولى آن جماد و حیوان در ذهن شما قوام ندارند. بااینكه در ذهن وجود پیدا كرده است ولى وجود ذهنی باعث قوام او نخواهد شد كه ذات او را بخواهد از مرحلۀ ابهام بیرون بیاورد بلكه وجود ذهنی باعث آن تعیّن ذهنى خواهد شد.