اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تفاوت جنس در مرکبات و بسائط

تحلیل جایگاه ماده و صورت در هستی‌شناسی فلسفی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان «جنس» در مرکبات خارجی و بسائط می‌پردازند. بحث با بررسی ماهیت جنس و ماده آغاز شده و این نکته تبیین می‌شود که در مرکبات، ماده دارای استقلالی است که امکان عروض صورت‌های گوناگون را بر آن فراهم می‌آورد، در حالی که در بسائط، چنین تفکیکی میان جنس و فصل به معنای رایج وجود ندارد. در ادامه، استاد با نقد برخی برداشت‌های سطحی از مفاهیم فلسفی، به تبیین رابطه جعل با تشخص و ابهام می‌پردازند و تأکید می‌کنند که جعل همواره به امر متشخص تعلق می‌گیرد. در بخش پایانی، با گریزی به مباحث اخلاقی و عرفانی، تفاوت میان عبادتِ مبتنی بر رضایتِ الهی با عبادتِ ناشی از شناختِ ذاتِ حق‌تعالی و اهمیتِ التزام به اول وقت در نماز، به‌عنوان تجلیِ این معارف در سیره اولیای الهی، مورد تأکید قرار می‌گیرد.

تفاوت جنس در مرکبات و بسائط

1
  • درس ششصد و سی و ششم

  • فرق جنس در مركبات خارجیه و جنس در بسائط

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • مرحوم آخوند نسبت به فرق بین جنس و ماده كه ماده موضوع براى عروض صورت بر اوست، می‌فرمایند كه لحاظ جنس به اعتبار طبیعت لابشرطیۀ اوست؛ وقتى كه انسان جنسى را به این جهت ملاحظه كند كه لابشرط است، دراین‌صورت جنس مى‌تواند ذاتى از ذاتیات یك حدّ و یک ماهیت قرار بگیرد و این به‌جهت آن ابهامى است كه در جنس هست و به‌واسطۀ آن ابهام، جنس فى‌حدّ‌نفسه نمى‌تواند صورت خارجى پیدا كند یااینكه به‌واسطۀ آن ابهام نمى‌تواند صورت ذهنى پیدا كند؛ یعنى صورت ذهنى پیدا كردنِ جنس در ظرف ابهام است نه‌اینکه با تكیّف ذهن به این جنس و صورت ذهنى پیدا كردن جنس، رفعِ ابهام مى‌شود و یك معناى استقلالى را در اینجا به‌دست مى‌دهد بلكه همان معناى ابهامى در ذهن نقش مى‌بندد، گرچه بین او و سایر مفاهیم به‌واسطۀ نفس همین ماهیت افتراق هست ولى این افتراق، افتراق تشخّصى و افتراق ظهور نیست بلكه افتراق به‌ صرف تفاوت و امتیاز است.

  • من‌باب‌مثال وقتی که یك معناى جنسى را مثل حیوان تصور مى‌كنیم این معناى حیوانیت گرچه در ذهن آمده است ولكن با حضور او در ذهن، معناى او از ابهام درنیامده است كه به‌عنوان یك حقیقت مستقلِ بدون احتیاج به امر دیگر، تشخّص خود را حتى در ذهن حاصل كند. به‌عكسِ انواع كه وقتى انواع را در ذهن درنظر مى‌آوریم آنها از همدیگر تفاوت دارند مثلاً غنم یا ابل را درنظر مى‌آوریم اینها با یکدیگر تفاوت دارند گرچه این تصور ذهنى داراى معناى سِعِی و عام و شمول است اما این مانع از تشخّص او در ذهن نمى‌شود، به‌خلاف تشخّص خارجى كه تشخّص جزئى و تعیّنى است و حتماً آن قابل بشرط‌لا‌شی‌ء است كه عدم سرایت بر سایر موارد و مصادیق داشته باشد.

  • فرق بین لابشرط‌شی‌ء و معناى بشرط‌شی‌ء در جنس