اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تفاوت جنس در مرکبات و بسائط

تحلیل جایگاه ماده و صورت در هستی‌شناسی فلسفی

14٬268
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان «جنس» در مرکبات خارجی و بسائط می‌پردازند. بحث با بررسی ماهیت جنس و ماده آغاز شده و این نکته تبیین می‌شود که در مرکبات، ماده دارای استقلالی است که امکان عروض صورت‌های گوناگون را بر آن فراهم می‌آورد، در حالی که در بسائط، چنین تفکیکی میان جنس و فصل به معنای رایج وجود ندارد. در ادامه، استاد با نقد برخی برداشت‌های سطحی از مفاهیم فلسفی، به تبیین رابطه جعل با تشخص و ابهام می‌پردازند و تأکید می‌کنند که جعل همواره به امر متشخص تعلق می‌گیرد. در بخش پایانی، با گریزی به مباحث اخلاقی و عرفانی، تفاوت میان عبادتِ مبتنی بر رضایتِ الهی با عبادتِ ناشی از شناختِ ذاتِ حق‌تعالی و اهمیتِ التزام به اول وقت در نماز، به‌عنوان تجلیِ این معارف در سیره اولیای الهی، مورد تأکید قرار می‌گیرد.

تفاوت جنس در مرکبات و بسائط

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان «جنس» در مرکبات خارجی و بسائط می‌پردازند. بحث با بررسی ماهیت جنس و ماده آغاز شده و این نکته تبیین می‌شود که در مرکبات، ماده دارای استقلالی است که امکان عروض صورت‌های گوناگون را بر آن فراهم می‌آورد، در حالی که در بسائط، چنین تفکیکی میان جنس و فصل به معنای رایج وجود ندارد. در ادامه، استاد با نقد برخی برداشت‌های سطحی از مفاهیم فلسفی، به تبیین رابطه جعل با تشخص و ابهام می‌پردازند و تأکید می‌کنند که جعل همواره به امر متشخص تعلق می‌گیرد. در بخش پایانی، با گریزی به مباحث اخلاقی و عرفانی، تفاوت میان عبادتِ مبتنی بر رضایتِ الهی با عبادتِ ناشی از شناختِ ذاتِ حق‌تعالی و اهمیتِ التزام به اول وقت در نماز، به‌عنوان تجلیِ این معارف در سیره اولیای الهی، مورد تأکید قرار می‌گیرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تفاوت جنس در مرکبات و بسائط

8
  • بیانُ ذلک لِأنَّ جِنسیَةَ الجِسمِ مثلاً لَیسَت باعتبارِ أنَّهُ مُجَرَّدُ جوهَرٍ مُتکمِّمٍ غَیرُ داخِلٍ فیه شَی‌ءٌ آخَر کالإنسانیةِ وَ الفَرَسیةِ وَ غَیر ذلک إذ هُوَ بِهذا المَعنىٰ مُتَّفِقُ الحَقیقَةِ فی الأجسام ِغَیرُ مُختَلفٍ بِشی‌ءٍ داخِلٍ.

  • مثلاً این جنسیت جسم به‌خاطر اینكه یك جوهر متكمّمى كه در او شی‌ء دیگرى مثل انسانیت و فرسیت داخل نیست، نمی‌باشد.

  • إذ هُوَ بِهذا المَعنىٰ ... زیرا به این معنا كه جوهر مجرد متكمّمى كه داراى كمّ و اینهاست و در او شی‌ء دیگر داخل نیست این قابلیت دارد براى اینكه این در اجسام متفق الحقیقة [باشد] و این اختلاف به شی‌ء كه در او داخل بشود نیست. این یك معنایى است كه در همۀ اجسام این مسئله وجود دارد بلكه این اختلافى كه پیدا مى‌كند به اعتبار امور است.

  • بَل بِأمورٍ تنضاف إلیه مِن خارجٍ وَ هو بِهذا المَعنىٰ لا یَصدُقُ عَلى الإنسانِ و الفَرَسِ وَ غَیرِهمِا مِن النَّظائِرِ لِأنَّها مُرکَّبةٌ مِنه وَ مِن شَی‌ءٍ آخَر بَل تَکونُ مادَّةً لَها، فَیکونُ الجِسمُ نوعاً مُحصَّلاً فی الواقِع لِأنَّ حَقیقَتَه قَد تَمَّت وَ تَحصَّلَت بِحَسَبِ الواقِع.

  • این بل برای اضراب در اینجا نمى‌آید، بلکه در دوخط بعد که داریم: «بَل تَکونُ مادَّةً لَها» [برای اضراب است] و این «بل بأمورٍ» به «غَیرُ مُختَلفٍ بِشی‌ءٍ داخِلٍ» برمى‌گردد. بلكه این اختلافى كه در جسم هست به‌واسطۀ امورى است كه از خارج به او اضافه مى‌شود.

  • وَ هو بِهذا المَعنىٰ لا یَصدُقُ ... و این جسم به این معنا كه چیزى در او داخل نباشد و یك معناى سِعی باشد كه نسبت به همه صدق كند؛ بر انسان و فرس و اینها صدق نمى‌كند، [این‌طور نیست که] مثلاً بگوییم که هذا مادَّةٌ؛ این ماده است، آن ماده است و مجرد نیستند. من‌باب‌مثال مى‌گوییم: این زید چیست؟! مى‌گویند: ماده است، مى‌گوییم: مى‌دانیم ماده است! جواب می‌دهد: ماده‌اى كه در آن انسانیت هست، ولى بالأخره نمى‌شود جنس بر زید به‌عنوان أنَّه مادةٌ صادق‌ بشود و نمی‌شود بر یك جزئى كه جزئى خارجى است و همین عینِ او به‌عنوان حمل تساوى است صادق بشود بلكه این جسمى كه الآن ماده مى‌گوییم این به‌خاطر این است كه خود او الآن در اینجا قابلیت نوعیت پیدا كرده است و قابلیت انسان بودن را به‌واسطۀ این به‌دست آورده است.

/