اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تفاوت جنس در مرکبات و بسائط

تحلیل جایگاه ماده و صورت در هستی‌شناسی فلسفی

14٬268
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان «جنس» در مرکبات خارجی و بسائط می‌پردازند. بحث با بررسی ماهیت جنس و ماده آغاز شده و این نکته تبیین می‌شود که در مرکبات، ماده دارای استقلالی است که امکان عروض صورت‌های گوناگون را بر آن فراهم می‌آورد، در حالی که در بسائط، چنین تفکیکی میان جنس و فصل به معنای رایج وجود ندارد. در ادامه، استاد با نقد برخی برداشت‌های سطحی از مفاهیم فلسفی، به تبیین رابطه جعل با تشخص و ابهام می‌پردازند و تأکید می‌کنند که جعل همواره به امر متشخص تعلق می‌گیرد. در بخش پایانی، با گریزی به مباحث اخلاقی و عرفانی، تفاوت میان عبادتِ مبتنی بر رضایتِ الهی با عبادتِ ناشی از شناختِ ذاتِ حق‌تعالی و اهمیتِ التزام به اول وقت در نماز، به‌عنوان تجلیِ این معارف در سیره اولیای الهی، مورد تأکید قرار می‌گیرد.

تفاوت جنس در مرکبات و بسائط

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان «جنس» در مرکبات خارجی و بسائط می‌پردازند. بحث با بررسی ماهیت جنس و ماده آغاز شده و این نکته تبیین می‌شود که در مرکبات، ماده دارای استقلالی است که امکان عروض صورت‌های گوناگون را بر آن فراهم می‌آورد، در حالی که در بسائط، چنین تفکیکی میان جنس و فصل به معنای رایج وجود ندارد. در ادامه، استاد با نقد برخی برداشت‌های سطحی از مفاهیم فلسفی، به تبیین رابطه جعل با تشخص و ابهام می‌پردازند و تأکید می‌کنند که جعل همواره به امر متشخص تعلق می‌گیرد. در بخش پایانی، با گریزی به مباحث اخلاقی و عرفانی، تفاوت میان عبادتِ مبتنی بر رضایتِ الهی با عبادتِ ناشی از شناختِ ذاتِ حق‌تعالی و اهمیتِ التزام به اول وقت در نماز، به‌عنوان تجلیِ این معارف در سیره اولیای الهی، مورد تأکید قرار می‌گیرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تفاوت جنس در مرکبات و بسائط

11
  • وَ أما الجنسُ فی البسائطِ کاللونیةِ فَلا یُمکِنَ أن یُقَرّرَ لَها ذاتٌ إلاّ أن یُنَوَّعَ بِالفُصولِ وَ لا یوجَدُ فی الخارِجِ لونیةٌ و شَی‌ء آخَرُ غَیرُ اللونیةِ یَحصُلُ مِنهُما البَیاض کَما یوجد فی الخارِجِ جِسمیةٌ و صورةٌ أخرىٰ غیر الجسمیةِ یَکونُ الإنسانُ حاصِلاً مِنهما وَ ما نُقِلَ‌ عَنهُم أنَّ الجِنسَ وَ الفَصلَ مُطلقاً جَعلُهما واحِدٌ وَ جَعلُ الجِسم‌ِ بِعَینِه جَعلُ الحیوانِ لو کانَ صحیحاً یَکونُ المُرادُ مِنه أنَّ الجِنسَ بِاعتبارِ جِنسیَتِه و إبهامِه لَیسَ جَعَلُهُ غَیرَ جَعَلَ أحَدٍ مِنَ الفصولِ وَ أمّا بِاعتبارِ طَبیعَتِه مِن حَیثُ هیَ فوجودُه غَیرَ وجودِ الفَصل.

  • و اما در بسائط خارجیه مثل الوان، دیگر نمى‌توانیم براى این بسائط خارجیه یك ذاتى را درنظر بگیریم مگر اینكه آن ذات همراه با فصل باشد و دیگر بدون فصل نمی‌شود كه ما یك لونى داشته باشیم بعد آن‌وقت آن لون در خارج فى‌حدّنفسه قوام داشته باشد، آن‌وقت بیاضیّت بیاید بر او عارض بشود، این دیگر نمى‌شود. اگر لون در خارج هست آن بیاضیّت هم باید همراه او باشد و مثل جسم نیست كه جسم در خارج هست و هیچ نیازى به‌ صورت هم ندارد و آن صورت مى‌آید یکی‌یکی بر او عارض مى‌شود. ولى لون این‌طور نیست؛ چون بسیط است در شیء بسیط كه دیگر نمى‌توانیم براى آنها جنس و فصل بگیریم؛ یعنى در واقع خود جنسیت یك عرض است نه‌اینکه خود او وجود خارجى داشته باشد.

  • وَ لا یوجَدُ فی الخارِجِ لونیةٌ و شَیءٌ آخَرُ غَیرُ اللونیةِ [این‌طور نیست که] یك لونیت و یك غیرلونیت داشته باشیم و از تركیب این دو بیاض پیدا بشود بلکه این مطلب در جسمیت است که جسمیت داریم و صورت دیگرى غیر از جسمیت داریم كه از حاصل هردو... جنس و فصل به‌نحو اطلاق، هم جعل آنها واحد است و هم خود جعل جسم همان جعل حیوان است كه معناى لابشرطى است ایشان مى‌گویند: لو کان صحیحاً ـ اگر صحیح باشد ـ به این برمى‌گردد كه ماده در اینجا حیوان نیست، حیوان یك امر دیگر است؛ ماده در اینجا جسم است نه‌اینکه شما بخواهید ماده را ـ همین‌طور كه بعضی‌ها مى‌گویند ـ لابشرط فرض كنید اسم آن حیوان بشود و یا ماده را بشرط‌شی‌ء فرض كنید اسم آن را ماده و جسم بگذاریم نه، این‌طور نیست.

/