اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(4) في الفرق بين الجنس و المادة و بين النوع و الموضوع 06-02-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۳۵

4
  •  آبرویی برای ما نمانده با این حرفهای هفتصد سال پیش، می‌خندند به ما، سوال كردند از یك بنده خدایی یك آقایی، تازه اینها درس‌خواندهایش هستند، آقا این ائمه كه اینها روایات و احادیث و احكام را می‌آورند می‌گویند از كجا می‌آورند؟ مگر به آنها وحی می‌شود؟، مگر شما نمی‌گویید كه با رسالت پیغمبر مساله خاتمیت محقق شد پس این ائمه چكار می‌كنند؟ در مورد پیغمبر خب جبرئیل وحی می‌آورد، مگر بر ائمه هم جبرئیل نازل می‌شود؟ و این احكام را از كجا می‌آیند ائمه می‌گویند؟ احكام كه در زمان رسول خدا نبوده، حدیثش نبوده، سنتش نبوده از كجا می‌گویند؟ آقا جواب می‌فرمایند كه اینها را ائمه بعضی‌هایش را دهن به دهن از پدران شنیدند! مثلًا امیرالمؤمنین اینها را نشسته برای امام حسن جلسه درس گذاشته كه یا حسن بنشین می‌خواهم برایت احكام حیض و نفاس بگویم، احكامی را كه خودم از پیغمبر شنیدم می‌خواهم حالا آن احكام طهارت و استقبال و اینها را می‌خواهم بگویم و حضرت هم می‌نشست و بعد هم برای اینكه یادش نرود حتماً یك كاغذ می‌آورد، كاغذ كه آن موقع نبود جمع می‌كردند پوست و می‌نوشتند و این امام بعدی هم از امام قبلی این احكام را می‌شنید و این را هم بیان می‌كرد این یك قسم، قسم دوم این است كه اینها یك احكام نوشته شده‌ای را داشتند كه هر امامی آن احكام را تحویل امام بعدی می‌داد بعنوان دایره‌المعارف یا كتاب حدیث اینها تحویل امام بعدی می‌داد و بخاطر همین هم اینها اطلاع بر احكام داشتند، قسم سومی كه در بعضی از موارد خدا اراده می‌كرد و این احكام را در ذهن آنها می‌انداخت، آنها توسل می‌كردند طلب می‌كردند از خدا و خدا به اینها می‌انداخت!، تو را به خدا ببینید در عصر امروز، در وضعیت امروز این طرز جواب دادن است؟، یعنی شما امام را اینجوری معرفی می‌كنی؟ خدا خیرت بدهد، این امام شد؟، یعنی امام صادق می‌رفت آن كتابها را باز می‌كرد وقتی كه محمدبن مسلم، و زراره و ابی بصیر می‌آمدند می‌گفت یك مقدار صبر كنید می‌رفت در آن اتاق پشتی و پستو در صندوق، درش هم قفل می كرد یك وقتی كسی نرود، بچه‌ای نرود كه اینها را پاره كند، ـ ما وقتی كه نجف بودیم ما به كتابهای مرحوم آقا حاشیه می‌زدیم! الان كتابهای كه ایشان دارند حاشیه‌های ما دور صفحاتش هست بعد هم كه ایشان می‌گفتند بعضی حاشیه‌ها را كه تو می‌زدی به حاشیه اكتفا نمی‌كردی، شروع می‌كردی از اول جِر دادن از اول تا آخر كتاب را می‌خواندی حاشیه‌ها را قشنگ چیز می‌كردی و می‌گفتی این كه خوانیدم و دیگر فایده ندارد صفحه اول و دوم تا یكی برسد و از تو بگیرد الان بعضی كتابهای ایشان حواشی ما هست ـ ، یك وقت بچه نرود سر این چیز حضرت در اتاق را قفل می‌كرد كه این زحماتی كه رسول اللَه كشیده و امیرالمؤمنین و همینطوری یداً بیدٍ این اوراق و صفحات رسیده اینها از بین نرود، این خیلی باعث تأسف است، فقط باید گفت خیلی باعث تأسف است كه واقعاً چقدر دست ما خالی است، یك حاج هادی ابهری بی‌سوادی كه امضاء بلد نبود بكند و توی جیبش مهر داشت، مُهر می‌زد، اسكناس را از روی رنگش می‌فهمید پنج تومانی و دوتومانی یك تومانی هم آنوقت بود، از روی رنگش می‌فهمید، مراجع آن موقع از او حكم شرعی سوال می‌كردند، وقتی كه در بعضی موارد گیر می‌كردند، مرحوم آیت‌اللَه میلانی وقتی در یك مساله گیر می‌كرد می‌گفت: حاجی شما نفست به كدام طرف می‌كشد؟ می‌گفت: نور من می‌گوید این است، و به او عمل می‌كرد، اینها الان می‌گویند: بله امام علیه‌السلام با آن مقام طهارت و قدس می‌رفت كاغذها را این طرف و آن طرف می‌كرد كه حكمی از طرف پیغمبر لساناً به لساناً یداً بیدٍ اینها آمده یا نیامده اگر نبود می‌گفت: خدایا من كه این تو چیزی پیدا نكردم، امامت به خطر افتاده من چیزی پیدا نكردم و وقتی امامت به خطر بیاید، خدا هم یك كاری می‌كند آن بچه نه ساله‌ای كه به امامت رسید امام هادی كه در عرض ٩ سال یا به قولی یازده سال، امام جواد است از امام هادی زودتر بود؟ یا حضرت جواد یازده سال یا آن نه ساله؟! این كدام ورق‌ها را رفته بود نگاه كرده بود در كدام اتاق رفته بود وقتی كه امام جواد می‌آید می‌آید در آن مجلس عبداللَه عمویش می‌آید آن چرت و پرت‌ها را می‌گوید و فلان و بعد می‌گوید: «یا عَمِّ إِنَّهُ عَظِیمٌ عِنْدَ اللَه أَنْ تَقِفَ غَداً بَینَ یدَیهِ فَیقُولَ لَک لِمَ تُفْتِی عِبَادِی بِمَا لَمْ تَعْلَمْ وَ فِی الْأُمَّةِ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْک»1 وقتی این حرف را می‌زند شروع می‌كند تمام بدنش ...، بعد تمام افرادی كه در آن مجلس بودند هر سوالی كه داشتند آوردند و حضرت همه را در آنجا جواب داد حضرت كدام اوراق و صفحات را رفته بود دیده بود، كی امام رضا این را آورده بود و به تعلیم داده بود؟ مامون امام رضا را جلب كرده بود، امام رضا كه ننشسته بود به پسرش درس احكام بدهد، یعنی باور كنید اینها این روایات را دروغ می‌دانند، باور كنید من با اینها بودم می‌گویند: ما نمی‌دانیم چطور می‌شود یك بچه نه ساله، همین قضیه امام زمان، آقا امام زمان كه روی دست همه اشان زد، اگر او نه ساله بود این كه پنج سالش بود، امام زمان ما آمد كاری كرد كه هیچ كس نكرد، یعنی پنج‌ساله امام زمان مسئولیت، حالا مسئولیت تكوینی و ولایی ما به آنها عقلمان نمی‌رسد مسئولیت تشریع تمام افراد را در پنج سالگی عهده‌دار شد چطوری؟ كدام كاغذ را رفته بود خوانده بود؟ آن كه تا دیروزش وقتی می‌آمدند از این طرف و آن طرف، حضرت در بغل امام هادی نمی‌گذاشت، حضرت نامه‌ها را بخواند، یك توپ می‌انداخت كه او برود دنبال توپ، بعد حضرت شروع می‌كرد نامه‌ها را خواندن، این كه تا دیروز اینطور بود، تكلیفش اینطوری بود كدام كلاس را برایش گذاشته بود، كدام نامه را خوانده بود كدام اوراق را برداشته بود نگاه كرده بود همین امام زمان پنج‌ساله، امام زمانی كه هفتاد و پنج سال زمان غیبت صغرایش طول می‌كشد و تمام جواب نامه‌ها را آنطوری می‌دهد كه خیلی برنامه مفصلی داشت كه آن نواب اربعه نامه می‌نوشتند و زیر تشكش می‌گذاشتند یا زیر سجاده‌اش، بعد صبح كه می‌آمد از زیر آن سجاده جواب نامه را حضرت نوشته بود، یعنی اینها در چه عالمی هستند چه طوری این مسائل را به آن فكر می‌كنند مساله را به آن نگاه می‌كنند، چطوری اصلًا به این قضایا نگاه می‌كنند، بله در هر زمانی از این امام‌ها زیادند خیلی می‌شود تصور كرد، در هر زمانی می‌شود فرض كرد، حسین‌های زمان، علی‌های زمان، اینجوری اشكالی ندارد مطلبی نیست خیلی به جایی برنمی‌خورد، ما در یك مجلسی بودیم یك نفر می‌خواست بگوید كه مثلا فلان شخص در مقام تشبیه به امام زمان، می‌خواست بگوید قابل تشبیه نیستند اینطور مثال می‌آورد كه ایشان كجا و امام زمان كجا ایشان ناخن امام زمان هم نمی‌شود، ناخن امام زمان هم نمی‌شود حالا آن بنده خدا به میزان آن سعه‌اش خواسته بود كه این قضیه را اینطور بیان كند.

    1. بحارالانوار ج ٥٠ ص ٩٩