
تفاوت جنس در وعاء عقلی و وجود خارجی
تحلیل ماهیت جنس و صورت در مراتب هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان «جنس» در ظرف ذهن و «جنس» در عالم خارج میپردازند. بحث با بررسی ماهیت مبهم جنس در ذهن آغاز میشود که برای تحقق یافتن، نیازمند ضمیمه شدن به فصل است. در ادامه، استاد با نقد نگاههای سطحی به مقام علمی اولیاء الهی و ائمه معصومین، تفاوت میان ادراک ذهنی و حقیقت نوریِ ربطِ نفس با ملکوت را تشریح میکنند. ایشان تأکید دارند که جنس در خارج، برخلاف ذهن، دارای تعین و قوام مستقل است و صورتهای گوناگون، حقیقتِ جسمیت را دگرگون نمیکنند. این جلسه با هدف اصلاح نگاههای مادیگرایانه به معجزات و علم غیب ائمه، بر ضرورت تزکیه و تربیت نفس برای دستیابی به فهم صحیح از مراتب تجرد و حقایق هستی تأکید میورزد و نشان میدهد که بدون عبور از حجابهای نفسانی، درک مقام قدس و طهارت اولیاء الهی ممکن نخواهد بود.
تفاوت جنس در وعاء عقلی و وجود خارجی
7من یك صحبتى از یكى شنیده بودم که یك بنده خدایى در قم آمده بود صحبت كرده بود ـ همان كسى كه زیارت عاشورا را انكار كرده بود و گفته بود که زیارت عاشورا سند ندارد و برای امام نیست! ـ بعد سؤال كرده بودند كه حضرت بدون بیّنه و بدون شاهد و دلیل ظهور كنند این چطور مىشود؟! این چه قسمى هست؟! ایشان اینطور پاسخ داده بود كه وقتى حضرت ظهور مىكنند یك صندلى مىآورند یك جا مىنشینند و یك نورى از آسمان به زمین مىخورد، حضرت مىروند در آن نورى كه از آن بالا آمده و به زمین خورده است مینشینند!
حالا این نورِ لیزر است یا اشعۀ ماوراء بنفش یا مادون قرمز است، ایشان اینها را نگفتند! ما باید بدانیم که نور از اینها خارج نیست! این نورى كه از آسمان مىآید و به زمین مىخورد مثل سوراخى که در سقف این خانههاى قدیمى بود و نور داخل مىآمد است! حضرت در آن نور مىنشیند و وقتى در آن نور نشستند، دیگر آن حقایق بر او روشن مىشود و نیازى به بیّنه ندارد! جناب محترم! پس این ائمه كه از واقعیات و احوال خبر مىدادند، نور آنها كجا بود؟! وقتی كه امیرالمؤمنین علیهالسّلام به سعد وقاص گفت: «در خانۀ تو گوسالهای هست كه حسین فرزندم را میكشد»،1 آن موقع مردم نور را كجا دیدند؟! آنجایى كه داشت حرف مىزد، نور به كجاى امیرالمؤمنین علیهالسّلام خورده بود؟! یا وقتى که پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به عباس گفتند: وقتى از خانهات خارج شدی آن پولها را به زنت دادهای و به او گفتى كه اگر نیامدم فلان بكن!2 یااینكه امام صادق علیهالسّلام به شخص رو كردند و گفتند که در سفر فلان كار را کردی! امام رضا گفتند و امثالذلک...، آن نور كجا بود كه میگویی آنها مىروند در نور مىنشینند و وقتى در نور نشستند، آن نور ماوراء بنفش و نور مادون قرمز و از این چیزها به آنها میخورد؟!
- . الأمالی، شیخ صدوق، ج ۱، ص ۱۳۳.
- . الطبقات الكبرى، ج 4، ص 15.
