
تفاوت جنس در وعاء عقلی و وجود خارجی
تحلیل ماهیت جنس و صورت در مراتب هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان «جنس» در ظرف ذهن و «جنس» در عالم خارج میپردازند. بحث با بررسی ماهیت مبهم جنس در ذهن آغاز میشود که برای تحقق یافتن، نیازمند ضمیمه شدن به فصل است. در ادامه، استاد با نقد نگاههای سطحی به مقام علمی اولیاء الهی و ائمه معصومین، تفاوت میان ادراک ذهنی و حقیقت نوریِ ربطِ نفس با ملکوت را تشریح میکنند. ایشان تأکید دارند که جنس در خارج، برخلاف ذهن، دارای تعین و قوام مستقل است و صورتهای گوناگون، حقیقتِ جسمیت را دگرگون نمیکنند. این جلسه با هدف اصلاح نگاههای مادیگرایانه به معجزات و علم غیب ائمه، بر ضرورت تزکیه و تربیت نفس برای دستیابی به فهم صحیح از مراتب تجرد و حقایق هستی تأکید میورزد و نشان میدهد که بدون عبور از حجابهای نفسانی، درک مقام قدس و طهارت اولیاء الهی ممکن نخواهد بود.
تفاوت جنس در وعاء عقلی و وجود خارجی
6منبابمثال به یك بچۀ پنجساله بگویید که آقا اینقدر عروسى خوب است! همینطور نگاه مىكند و اگر خیلى بفهمد گمان میکند مثل این مجسمهها که روی آنها تور مىاندازند و در مغازهها هست، عروسی هم مثل این است، میگوید: اگر عروسی خوب است یكى از اینها كه در مغازه هست بخریم! او از عروس چه دیده است؟! از عروس فقط یك لباس سفید دیده است! چیز دیگر را بابای او دیده است او که ندیده است! مىگوید: خب بلند شوید برویم یكى از اینها بخریم! چه مىفهمد؟! واقعاً چه مىفهمد؟! شما خودتان را بكُشید كه بتوانید به این بفهمانید، نمىفهمد! چرا؟! چون وضع و حال او اصلاً این نیست، سِنّ او اقتضاء نمىكند لذا باید صبر كنید تا بزرگ بشود تا كمكم خود او سروگوشش بجنبد تا بفهمد كه بابایش ده یا پانزده سال پیش چه مىگفت!
ما خودمان را بكشیم ـ نه ما، بنده و بالاتر از بنده ـ نمىتوانیم تا روز قیامت بفهمیم یعنى اصلاً در یك سعۀ وجودى و در یك مرتبهای از فهم هستیم كه براى رسیدن به آن مرتبه جز اینكه انسان این راه را برود، هیچ راهى نیست. اگر تا روز قیامت كتاب و قرآن بخوانید نمىفهمید. تا روز قیامت توسل كنید، نمیفهمید. هر کاری مىخواهید بكنید این یک راه دیگر است. تا روز قیامت به احادیث اهلبیت علیهمالسّلام مراجعه كنید، نمیفهمید. ارجاع و رجوع به احادیث فهم انسان را نسبت به این مطالب تا حدودى در حدّ اجمال روشن مىكند اما آیا این فهم، خود نفس را هم دگرگون مىكند؟! خب اگر اینطور بود خود علامۀ مجلسى اول عارف بالله بود! چون او همۀ روایات ائمه را جمعآورى و دستهبندى كرده بود! بله، مطالعه و ممارست در اینها یك چیزهایى را به انسان نشان مىدهد كه خبرهایى هست، یك مسائلى و مطالبى هست كه باید پیگیرى كرد و باید بهدنبال آنها رفت اما اینكه انسان فقط بنشیند [و به اینها اکتفاء کند، به جایی نمیرسد] لذا مىبینیم افرادی هستند که هفتاد یا هشتاد سال عمر مىكنند و در این احادیث خیلى هم وارد و خیلى هم چه و چه هستند، بعد یکدفعه نگاه مىكنید میگویید: اِ پس چرا اینطوری حرف زد؟!
