
تفاوت جنس در وعاء عقلی و وجود خارجی
تحلیل ماهیت جنس و صورت در مراتب هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان «جنس» در ظرف ذهن و «جنس» در عالم خارج میپردازند. بحث با بررسی ماهیت مبهم جنس در ذهن آغاز میشود که برای تحقق یافتن، نیازمند ضمیمه شدن به فصل است. در ادامه، استاد با نقد نگاههای سطحی به مقام علمی اولیاء الهی و ائمه معصومین، تفاوت میان ادراک ذهنی و حقیقت نوریِ ربطِ نفس با ملکوت را تشریح میکنند. ایشان تأکید دارند که جنس در خارج، برخلاف ذهن، دارای تعین و قوام مستقل است و صورتهای گوناگون، حقیقتِ جسمیت را دگرگون نمیکنند. این جلسه با هدف اصلاح نگاههای مادیگرایانه به معجزات و علم غیب ائمه، بر ضرورت تزکیه و تربیت نفس برای دستیابی به فهم صحیح از مراتب تجرد و حقایق هستی تأکید میورزد و نشان میدهد که بدون عبور از حجابهای نفسانی، درک مقام قدس و طهارت اولیاء الهی ممکن نخواهد بود.
تفاوت جنس در وعاء عقلی و وجود خارجی
5ببینید این نحوهاى است كه یكبهیك این مسائل دارند مىآیند درعینحال آن شخص هر کسی که هست سر جایش هست؛ اگر شخص ولىّ خدا باشد سر جایش هست و اگر فرد عادى هم باشد سر جایش هست! او که تكان نمىخورد! من دائماً چهره عوض مىكنم و اطلاع من نسبت به آن ماهیت خارجى بیشتر مىشود و صورتهایى كه براى من حاصل مىشود، صورتهایی هست که یكى پس از دیگرى پیدا مىشود ولی او اینطور نیست سر جای خود نشسته است؛ دیروز و امروز و فردای او باهم تفاوتى ندارد. فردا یك مقدار نزدیکتر مىرویم و صحبت مىكنیم، مىبینیم که حرفهایش فرق مىكند!
یك بنده خدایی بعد از شهادت مرحوم مطهرى پیش مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ آمده بود و مىگفت كه از مرحوم مطهرى شنیده بودم كه یك همچنین كسى و همچنین فردى هست منتها آن موقع پیش ایشان نرفته بودم. بعد كه ایشان فوت كردند، دیگر ما خیلى ناراحت بودیم تااینكه بعد از مدتها یك روز ظهر مسجد رفتیم و دیدیم ایشان نشستهاند، نماز ظهر را خواندهاند و هنوز نماز عصر نشده است؛ یعنی براى نماز عصر بلند نشدند. رفتم، نشستم و سلام كردم و بدون اینكه خودم را معرفى بكنم گفتم که آقا یک سؤالى دارم خواستم از خدمتتان بپرسم، گفتند که بفرمایید. سؤال راجع به یك قضیۀ علمى بود، سؤالى از ایشان كردیم و ایشان یك جوابى به ما دادند و برگشتیم. پیش رفیقم رفتم و گفتم که فلانى یكى را پیدا كردم که یکسروگردن از آقای مطهرى بالاتر هست!
قیاس معالفارق بودن مقایسۀ اولیاء خدا با دیگران
این برداشت اول است. بعد كه آدم مىآید و مىرود و مأنوس مىشود ...، حالا خب بالأخره مدركات هر كسى متفاوت است و نمىتوانیم بر مدركات افراد تعییب كنیم زیرا هر كسى بر طبق مدركات خود و سعۀ وجودى خود هست. «یکسروگردن بالاتر» اصلاً در اینجا معنا ندارد كه انسان بخواهد اینگونه تعابیر را بیاورد. قیاس اصلاً قیاس معالفارق است! سروگردن چیست؟! او در یك افقى است، ماها در یك افق دیگر هستیم! اصلاً ما كجا و او کجا؟! افكار ما، افكار كتابى است، رفتار ما، رفتار متعارف و عادى است، نگرش ما، نگرش دنیوى است. خب حالا فرض كنید یك نمازى هم مىخوانیم و روزهاى هم مىگیریم و تبلیغى هم براى خدا مىكنیم و ابوحنیفه را هم از مفاخر اسلام مىشماریم1 ولى خب علیٰکلّحال آن افقى كه آنها دارند و وضعیتى كه آنها دارند اصلاً در مُخیَّلۀ دیگران نمىگنجد! واقعیت مسئله این است؛ آنچه در آن عوالمِ آنها مىگذرد اصلاً در مخیله نمیگنجد یعنى اگر من بنشینم تا روز قیامت هم فكر كنم كه چیست، نمیفهمم چیست! مگر میشود؟! نمیفهمم!
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به اسلام و مقتضیات زمان، ج 1، ص 104.
