جلسه ۶۳۴
1اعوذباللَه من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
تلمیذ: از شما در مورد بیلیارد و پاسور سوال كرده بودند شما فرموده بودید اگر در عرف از قمار بودن خارج بشود اشكالی ندارد آیا می شود شطرنج هم همین حكم را دارد؟
استاد: برای شطرنج نص داریم، «قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام اللَّاعِبُ بِالشِّطْرَنْجِ مُشْرِک وَ السَّلَامُ عَلَی اللَّاهِی بِهِ مَعْصِیةٌ»1 موضوعاتی كه در زمان شارع آن موضوعات وجود خارجی نداشته، فقط خود عرف آن موضوعات را وسائطی ایجاد كرده و داخل در تحت عناوین كلی قرار داده، آنها از تحت آن عناوین اگر خارج بشود حكم همان اباحه پیدا میكند، مثلًا یكی از موضوعات مساله استعمال دخان است، استعمال سیگار و امثال ذلك، تنباكو و اینها در زمان شارع نبوده و طبعاً حكمی هم ندارد، حكمی كه برایش مترتب میشود بلحاظ عنوان ضرر است، حالا اگر فرض كنید یك سیگاری درست كنند كه بگویند ضرر ندارد، خب طبعاً حرمت هم ندارد ما چیزی به نام سیگار كشیدن در زمان شارع نداشتیم، یا اینكه اگر هم بوده در همان زمان خب آن هم منوط به ضرر بوده و داریم مثلًا چیزهایی كه در آنجا ملاك، ملاك ضرر است فرض كنید كه موضوعاتی كه احكام در آن در زمان شارع بار شده و آن احكام اختصاص به زمان شارع دارد، مثل فرض كنید حرمت بیع نجس مثل دم و امثال ذلك كه این حرمت متعلق به دم، بلحاظ عدم استفاده الّا با همان حیثیت نجاست خودش، كه طبعاً در این زمان این عنوان عدم استفاده برگشته و عنوان دیگری پیدا كرده و وقتی كه عنوان دیگری پیدا بكند در این صورت معامله بر او جایز میشود مثل همان كلب هراش كه این خرید و فروشش حرام است ولیكن همین كلب وقتی كه به صورت كلب معلَّم در بیاید و یا كلب حارس و كلب صید، این همان كلب است ولی حلال میشود و مهم این است كه بواسطه كلب صید شدن نجاستش از بین نمیرود، نه اینكه حالا چون كلب معلَّم و صید و حارس اینها شد دیگر حالا طاهر است، همان نجاست باقی است و همان آثار روحی و نفسی مترتب بر آن باقی است، در منزلی كه باشد ملائكه نمیآیند، لذا فرض كنید باید گوشه حیاط گذاشت و نباید آن را در محیط ساختمان آورد، حتی اگر عكسش هم باشد عكس كلب و اینها اگر در جایی باشد ملائكه نمیآیند، ولی در عین حال خرید و فروشش جایز است، معلوم است مساله حرمت به نفس نجاست من حیث هی هی بر نمیگردد، چون نجاستش از بین نرفته، به عدم انتفاع از عین برمیگردد حالا عدم انتفاع تبدیل به انتفاع شده، انتفاع عقلایی، الان اگر خون نباشد خب یارو در بیمارستان میمیرد، سابق كه عمل جراحی نبود، فرد میمرد، فرد آپاندیسیت میگرفت میمرد اما حالا كه جراحیاش میكنند هموگلوبینش هم پایین است خون باید تزریق بشود خب در این صورت تلف میشود و این مساله خود عنوان را متحوِّل میكند، عنوان عدم انتفاعی كه آن عدم انتفاع آن تبدیل میشود به انتفاع، همینطور مساله، مساله الكل است در مساله الكل در زمان سابق الكل خب همان خمر است، منتهی درصدش تفاوت میكند، اینها مختلف است خصوصیاتش و درصدش تفاوت دارد چهل درصدی داریم، سی درصدی داریم، بیستدرصدی داریم و اینها را شما بهتر میدانید، بحث خمر و میزان درصد الكلش است كه چیست؟ خلاصه اینها تفاوت میكند، خب شارع كه این خمر را حرام كرده بواسطه الكلش حرام كرده، نه بواسطه آن جزء دیگر، لذا اگر شما از خمر آن سیدرصد الكل را بگیرید، خب این خمر نیست، یك مایعی است مثل بقیه مایعات، شما اگر رفتید الان در آزمایشگاه و خمر را بردید و الكلش را جدا كردید بقیهاش چیست؟ شربتی است شیرین یا تلخ؟
- مستدرک الوسايل ج ١٣ ص ٢٢٣

