اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت جنس و فصل در اعتبارات عقلی

تحلیل تفاوت‌های ماهوی و اعتباری در مقولات منطقی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه جنس و فصل در نظام منطقی و تفاوت آن با واقعیت‌های خارجی می‌پردازند. بحث با بررسی اعتبارات سه‌گانه ماهیت (لابشرط، بشرط‌لا و بشرط‌شیء) آغاز می‌شود و چگونگی انتزاع جنس و فصل توسط ذهن از حقایق خارجی مورد واکاوی قرار می‌گیرد. ایشان با تفکیک میان ترکیب‌های اعتباری و ذاتی، توضیح می‌دهند که جنس و فصل در ظرف ذهن برای تکمیل ماهیت ناقص به کار می‌روند، در حالی که در خارج، ماده و صورت با یکدیگر متحد هستند. در ادامه، تفاوت میان عروض عوارض بر موضوع و تشکل ماده به صورت تبیین شده و بر این نکته تأکید می‌شود که نیاز جنس به فصل، نه برای تمایز، بلکه برای تتمیم ذات در مرتبه عقل است. در نهایت، این بحث به نتیجه می‌رسد که بسیاری از مفاهیم منطقی، ابزارهای ذهنی برای درک واقعیت هستند و نباید با حقایق عینی اشتباه گرفته شوند.

ماهیت جنس و فصل در اعتبارات عقلی

9
  • بنابراین یك امر واحد به دو اعتبار، با حفظ سمت یك اسم دیگرى را مى‌گیرد، این مطلبی ندارد.

  • نکتةٌ: وَ لَمّا عَلِمتَ أنَّ الطَّبیعَةَ الجِنسیةَ ماهیةٌ مُبهَمَةٌ ناقِصَةٌ تَحتاجُ فِى حَدِّ حَقیقَتِها إلى فَصلٍ فَلا یُتصَوَّر أن یَحتاجَ إلى الفَصلِ فِى بَعضِ المَواضِعَ وَ یَستَغنى عَنهُ فِى بَعضِها.

  • از آنجایى كه متوجه شدیم طبیعت جنسیه یك ماهیت مبهمۀ ناقصى است كه در حدّ آن حقیقت خود و در حدّ ذات خود احتیاج به فصل دارد، نباید تصور بشود كه در بعضى مواضع فصل مى‌خواهد و در بعضى مواضع فصل نمى‌خواهد.

  • فَلَو تَحَصَّلَ دونَ فَصلٍ فَتکون مُستغنیةً بِحسب الماهیةِ ...

  • حالا اگر جنسى بدون فصل آمد و گفت: من نیاز به فصل ندارم؛ مثلاً حیوانى آمد گفت: من حیوانم، مگر حیوان چه مشكلى دارد كه احتیاج به فصل داشته باشد؟! این‌‌همه زحمت كشیدیم حیوان شدیم، حتماً باید احتیاج به فصل داشته باشیم؟! بعضى‌ها مى‌گویند که ما نمى‌خواهیم آدم باشیم! صاف مى‌گویند: نمى‌خواهیم آدم باشیم! با او حرف مى‌زنیم‌ مى‌گوید: نه‌خیر، این نه‌خیر یعنى نمى‌خواهم آدم باشم! بعضی‌ها این‌طور هستند! می‌گویند که نمى‌خواهیم انسان باشیم، این الآن نقض كلام آخوند شده است!! این فقط حیوان است و عقل ندارد و انسان نیست و درعین‌حال هم راه مى‌رود! پس اینكه مى‌گویند: حیوان بدون فصل نمى‌شود، ظاهراً در اینجا باید یك حاشیه‌اى آقاى ... به آن بزنند كه نه‌خیر! ما یك حیواناتى را مى‌بینیم كه این حیوانات راه مى‌روند، حركت مى‌كنند، روى پاى خودشان قائم هستند ولیكن فصل، انسانیت، عقل و شعور ندارند و كم هم نیستند! ایشان این‌طور مى‌گویند! حالا ما مطلب ایشان را مى‌خوانیم!

  • فَلَو تَحَصَّلَ دونَ فَصلٍ فَتَکونُ مُستَغنیةً بِحَسَبِ الماهیةِ وَ قَد فُرِضَ الافتقارُ إلَیه بنفس الماهیة.

  • اگر این حیوان، این جنس بدون فصل تحصّل پیدا كرد، پس این به‌حسب ماهیت مستغنى است و این خلف است درحالى‌كه گفتیم: جنس بدون فصل استغناء ندارد، افتقار به نفس خود ماهیت فرض شده است؛ یعنى در خود ماهیت و در ذات خود نیاز به امر دیگر دارد، این مسئله مثل مثلث است؛ مثلث در ذات خودش به چند ضلع احتیاج دارد؟! شش‌تا؟! سه‌تا؟! دو‌تا؟! ـ وقتى كه مى‌شود انسان تغییر بدهد و مثلث را شش ضلعى بكند، چطور نمی‌شود انسان سایر مسائل را عوض كند؟! دیگر انسان است و كار دست انسان است و مى‌گوید که همین است!! ـ مثلث در ذات خودش چندتا خط مى‌خواهد؟! سه‌تا مى‌خواهد. حالا فرض كنید که اصلاً مثلث هم در خارج نداشته باشیم، حالا این مثلث چهار خط مى‌شود؟! چون در خارج مثلث نداریم، این مثلث شش‌تا خط مى‌شود؟! این مثلث دو خطى مى‌شود؟! یك خطى مى‌شود؟! نه! مثلث، مثلث است چه وجود خارجی‌ داشته باشد یا نداشته باشد. اصلاً فرض كنید در عالم یك مثلث هم نداشته باشیم و هنوز خدا عالم ماده را خلق نكرده است، در ذات ربوبى كه آن مقام، مقام علم عنائى نسبت به اشیاء خارجى است، اگر خدا بخواهد یك مثلثى را در ذهنش ترسیم كند ـ فرض مى‌كنیم ذهن خدا مثل ما است ـ آیا مى‌شود خدا این مثلث دو ضلعى را ترسیم كند؟! خدا از عهدۀ این كار بر نمى‌آید! با همۀ خدایى‌اش نمی‌تواند! گفتم: خدا بعضى مواقع عاجز است! مثلاً یكى از مواردى كه عاجز است این است که نمى‌تواند مثل خودش را درست كند! خدا عاجز است! نمى‌تواند عین خودش را درست كند، [فقط] ظهور خودش را مى‌تواند درست کند.