
ماهیت جنس و فصل در اعتبارات عقلی
تحلیل تفاوتهای ماهوی و اعتباری در مقولات منطقی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه جنس و فصل در نظام منطقی و تفاوت آن با واقعیتهای خارجی میپردازند. بحث با بررسی اعتبارات سهگانه ماهیت (لابشرط، بشرطلا و بشرطشیء) آغاز میشود و چگونگی انتزاع جنس و فصل توسط ذهن از حقایق خارجی مورد واکاوی قرار میگیرد. ایشان با تفکیک میان ترکیبهای اعتباری و ذاتی، توضیح میدهند که جنس و فصل در ظرف ذهن برای تکمیل ماهیت ناقص به کار میروند، در حالی که در خارج، ماده و صورت با یکدیگر متحد هستند. در ادامه، تفاوت میان عروض عوارض بر موضوع و تشکل ماده به صورت تبیین شده و بر این نکته تأکید میشود که نیاز جنس به فصل، نه برای تمایز، بلکه برای تتمیم ذات در مرتبه عقل است. در نهایت، این بحث به نتیجه میرسد که بسیاری از مفاهیم منطقی، ابزارهای ذهنی برای درک واقعیت هستند و نباید با حقایق عینی اشتباه گرفته شوند.
ماهیت جنس و فصل در اعتبارات عقلی
6آن موقع كه ما قوانین مىخواندیم یك بنده خدایی در صحن بود و آنطرف صحن قوانین مىگفت. منتها وقتى قوانین مىگفت، صدایش آنطرف صحن كه ما قوانین مىخواندیم مىآمد! یعنى قشنگ گوشمان مىفهمید كه این الآن دارد چه مىگوید! یك دادى مىزد كه صدایش از صحن بیرون مىرفت! او در كنار مقبرۀ حاج شیخ فضل الله نوری درس میداد ما هم درست آنطرف صحن بودیم. خیلی راه بین اینطرف تا آنطرف است! تقریباً صدایش مثل بلندگو بود! برای نواحى آذربایجان هم بود و خلاصه طبیعى است چون در جنس مشترك بعضىها هستند كه صدایشان از این محله به آن محله مىرود. یك روز دیدیم دعوا شد مردم جمع شدند و یك زن آمد و داد و بیداد مىكند! افراد به ما گفتند که این شیخ در بحث «ظن» مدام کلمۀ «ظن» را میگفت و بعد یك زن داشت رد مىشد دید این شیخ دارد مىگوید: «ظن»! او هم به شیخ گفت که خجالت نمىكشی حرف از «زن» مىزنی؟! داد و بیداد کرده بود! طلبهها خواستند او را رد كنند این بیشتر داغ كرد و خلاصه بساطی راه افتاده بود! بعد دیگر به او گفته بودند: بابا درس این است! زن هم گفته بود: این چه درسى است كه در آن مدام حرف از «زن» مىزنند؟! حرف دیگر قحط است؟! اگر راست مىگویند حرف از مرد بزنند! شیخ گفت: چشم از فردا بهجای «زن»، «مرد» مىگوییم!! [میگوییم] اگر كسى مردش قوى باشد، اگر كسى مردش ضعیف باشد [بهجای اینکه بگوییم: اگر کسی ظنش قوی و یا ضعیف باشد]!! بحث ظن است دیگر!! خلاصه مراتب مختلفى است! مىگویند: اینطوری بگو! پس دیگر نمىشود نگفت! وقتى که مىگویند: باید براى ما اینطوری درس را بگویى تا قبول كنیم و اگر بخواهى طور دیگر بگویى از تو نمىپذیریم [دیگر چارهای نیست]!! میگویند که باید این حرفهایى كه میگوییم را بزنی! این زن اینطور مىگفت: این را كه من مىگویم باید بگویی، دنیا همهاش همین است!
