جلسه ۶۳۲
7تلمیذ: ... ...
استاد: ببینید فصل در اینكه ﴿إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ* وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ﴾1 فصل بمعنای تفصیل و به معنای جداشدن از حق از باطل و ابهام در علم است، تفصیل وقتی شما یك چیز مبهمی را میآیید جدا میكنید این را میگویند فصَّله تفصیلش كردی، مشخصش كرد و بین نقاط مختلف به افتراق و اشتراط جدایی انداخت هركدام را در جای خود قرار داد، این را فصل میگویند، بنابراین به آن حقیقتی كه طبیعت لابشرط را تبدیل به یك طبیعت مشخصه میكند به او فصل می گویند، می گویند كلام قاضی فصل است یعنی چه؟ یعنی دعوای مبهمی را كه مشخص نیست حق با كیست، حكم قاضی آن دعوا را روشن میكند و حق را از باطل جدا میكند، تا وقتی طرفین پیش قاضی نرفتند، آن ادعا مبهم است، این راست میگوید یا این راست میگوید، ممكن است این دروغ بگوید ولی وقتی كه پیش قاضی رفتند، میگویند قاضی فاصل است و در این دعوا و در این مساله متنازعٌ فیها فصل میگذارد و حق را از باطل جدا میكند، فصل هم در اینجا برای همین مساله آمده است، كه جنس را كه قابل برای تنوّع به انواع مختلفه است، وقتی شما میگویید حیوان، این حیوان، حیوان است تماشا كنید تا من میگویم حیوان را نگاه كن شما چه در ذهنتان میآید؟ شما در ذهنتان اسد میآید؟ نه، بقر میآید؟ نه، حمار میآید؟ نه، فقط یك حیوان میآید وقتی كه نگاه میكنید میبینید ا فرض كنید بقر است این فصل میشود، یعنی با این خصوصیت، آن حقیقت مبهمه از ابهام خارج شد و ظاهر شد و روشن شد.
تلمیذ: نامگذاریش از كجا آمد؟
استاد: این همین مطلب است كه خود مرحوم شیخ میفرماید كه این خصوصیات ظاهری را وقتی انسان در نظر بگیرد، این اسم دارد، دیدند آدمی نطق میكند، حرف میزند، اسمش را ناطق گذاشتند گفتند پس ناطق است، انطقنا اللَه و انطق کل شیء، این نطق است حالا میگویند نطق عقلی، نطق فكری نه آقا نطق است همین صحبتی كه میكند فهمیدند این صحبت را از شعور و ادراك میكند و حیوانات دیگر این كار را نمیكنند.
- سوره الطارق «٨٦» آيه ١٣ و ١٤

