اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(4) في الفرق بين الجنس و المادة و بين النوع و الموضوع 29-01-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۳۲

6
  •  عرض كنم حضورتان فیجری فیها جاری می‌شود این فیجری فاعلش همان اعتباراتی است كه عرض می شود، جاری می‌شود در این عوارض یا امور شرع عوارضی كه عارض می‌شود بر این چیز بر این جاری می‌شود در این عوارض بل فی کل کلی بلكه در هر كلی حالا می‌خواهد ذاتی باشد یا عرضی باشد الاعتبارات الثلاثة المذکورة. این سه اعتباری كه ما لابشرط، بشرط لا و بشرط شیء ما در بحث نوع و جنس گرفتیم، در اعراض هم این مساله می‌آید و هم در ذاتیات این مطلب حاصل خواهد شد فماهیة الفصل یك مثال ایشان می‌زند، ماهیت فصل را إذا أخذت بشرط لا شیء، فهی جزء وقتی شما بشرط لا بگیرید كه قابل سریان به دیگری نباشد این جزء می‌شود، این همان صورت است، صورت هر فرد مخصوص خود اوست، قابل سرایت به دیگری نیست حتی اگر دو تا مولود توأمین هم باشند باز صورت هركدام اختصاص به همانها دارد و این صورت قابل تسری نیست چرا؟ چون عرضی كه در اینجا عارض شده حالا این صورت شكل است منظور همان صورت نوعیه است این در اینجا مشخِص خود وجود است و باعث انتقال به دیگری نیست، قابل سریان نیست، همین فرد إذا أخذت لا بشرط شیء فهی محمول و فصل وقتی شما این فصل را لابشرط می‌گیرید این محمول و فصل می‌شود برای چی؟ برای همان هركدام انسانٌ، انسانٌ، انسانٌ، ناطقٌ، ناطقٌ، ناطقٌ، شما به همه ناطقٌ می‌توانید صدق كنید، و إذا أخذت مع ما یتقوّم بها وقتی كه شما فصل را در نظر بگیرید به اضافه آنكه به او قوام پیدا می‌كند كه جنس است فهی عین النوع. فصل عین نوع می‌شود، پس چه فرق می‌كند كه شما بگویید هذا انسانٌ یا بگویید هذا ناطقٌ، این كه می‌گویید هذا ناطقٌ چرا حیوانش را نگفتید؟ چرا؟ چون در اینجا این ناطقی را كه شما گفتید هذا ناطقٌ حیوان را هم در شكمش بردید، حیوان هم باهاش در نظر گرفتید، ما فصل را جدای از آن حیوان در نظر نگرفتیم كه بیاییم بگوییم ناطقٌ، بلكه فصل را در نظر گرفتیم كه این فصل بدون حیوان نمی‌شود، واقعاً هم نمی‌شود، وقتی شما فصل را منضمّ به حیوان تصور كردید، آن وقت بدون حیوان هم می‌توانید به انسان بگویید ناطقٌ، اشكالی در اینجا ندارد ایشان می‌فرمایند در عرض هم هست.