
تحلیل فلسفی تفاوت جنس و نوع در ادراک عقلی
بررسی جایگاه ابهام و تحصّل در ماهیت اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان جنس و نوع در نظام ادراک عقلی میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که چرا جنس با وجود ابهام ذاتی، در حمل بر مصادیق، حیثیت خود را حفظ میکند، اما نوع متحصّل و روشن تلقی میشود. در ادامه، استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، به بررسی این نکته میپردازند که ابهام و تحصّل، نه در ماهیتِ فینفسه، بلکه در ظرف عقل و نسبت به اشارات عقلی معنا مییابند. در این مسیر، با عبور از مثالهای فقهی و فلسفی، به تفاوت میان صورت نوعیه و اعراض شخصیه اشاره شده و این حقیقت تبیین میشود که دسترسی به فصل حقیقی اشیاء، نیازمند اشراف وجودی و حضوری است. در نهایت، این جلسه با تأکید بر پرهیز از پرسشهای بیجا و لزوم تفکر عمیق برای رسیدن به حقیقت، به این نتیجه میرسد که انسان با سپردن زمام امور به مشیت الهی، از سرگردانی در ابهامات ذهنی رهایی مییابد.
تحلیل فلسفی تفاوت جنس و نوع در ادراک عقلی
9ماجرای درخواست کنندۀ نصیحت از علامه طهرانی
یك بنده خدایی پیش مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ در زمان حیاتشان آمده بود که ما هم نشسته بودیم، معمّم بود به مرحوم آقا رو كرد و گفت: «نصیحتى بفرمایید، لا ندرى أم إلى الجَنّةِ أم إلى النار!» لا ندرى؟! خب بلند شو برو كنار! لا ندرى كه دارى مىگویى، صاف فردا همین كار را مىكنى، چرا دروغ مىگویی؟! بزرگان هم خندهاى مىكنند و میگویند: خواهش میکنم موفق باشید! اگر درست به خدا بسپاری، وضع خودت را درست به خدا بسپاری، سر ملكین شانۀ چپ و راستت را کلاه بگذاری [اینطور نمیگویی که لا أدری]. آن ملکینی که طرف راست نشستهاند، چرتشان گرفته است! خوابشان گرفته است! خُرخُرشان هم بالا رفته است و آن ملك شانۀ چپ، بدبخت صبح تا شب و شب تا صبح مدام دارد مىنویسد، باز مىنویسد و باز این کتابها را كنار مىگذارد، کتابها به عرش رسیدهاند! آن ملك راست دارد خواب هفت پریان را مىبیند! بابا یك كارى بكنیم اقلاً گاهی این از چرت بیدار شود یك چیزى هم این بنویسد! نهاینکه همیشه ملک چپ بنویسد خدا این ملک شانۀ راست را بیكار نگذاشته است! اینهم باید تحرك داشته باشد! تحرك نداشته باشد پوكى استخوان مىگیرد! لا نَدرى أم إلى الجنّةِ أم إلى النّار همین را گفتی و تمام شد؟! نصیحتى بفرمایید، نصیحت چیست؟!
خودت را گول نزن!
نصیحت این است كه برو خودت را گول نزن كه خدا گول نمىخورد! این نصیحت است! نه، خودت را گول بزن، خدا كه گول نمىخورد مىخواهى چه كسى را گول بزنى؟! برو خودت را گول نزن، برو یك مقدار فكر كن، برو این روایتى كه مىفرماید: «تَفَکُّرُ ساعَةٍ خَیرٌ مِن عِبادَةِ سبعینِ سَنَة»1 راجع به این مسئله فكر كن! اینقدر نماز نخوان، حالا تو كه نماز خواندنت ساعت یازده شب است من كه مىدانم، دو ركعت مىخوانى آنهم لابد اجبارى است و چه فكرى مىكنى؟! من نمىفهمم، اینها كه نماز مىخوانند در چه عوالمى هستند؟! كسى كه یك همچنین وضعیتى دارد، براى چه اصلاً نماز مىخواهد بخواند؟! براى چه کسی میخواهد نماز بخواند؟! چه اثرى بر این نماز مترتب مىبیند؟! ولى اگر آدم برود واقعاً بنشیند فكر كند در كارهایى كه مىكند یك تجدید نظر كند، واقعاً ببیند، خودش و خدا را گول نزند، اگر اینطور باشد ﴿لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا﴾2 هست و اگر اینطور باشد یکدفعه باید صبح بیاید بگوید: آقا خیلى معذرت مىخواهم، خداحافظ شما باشد ما رفتیم! آیا این كار را انجام مىدهی یااینكه انجام نمیدهی؟! خلاصه هم این وضعیت را داریم و هم مىخواهیم كار ما را تأیید كنند. خیلى قضیه سخت و دقیق و قابل تأمل است.
- . اسرار الشریعة، ص 363، با قدری اختلاف.
- . سوره عنکبوت (29) آیه 69.
