
تحلیل فلسفی تفاوت جنس و نوع در ادراک عقلی
بررسی جایگاه ابهام و تحصّل در ماهیت اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان جنس و نوع در نظام ادراک عقلی میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که چرا جنس با وجود ابهام ذاتی، در حمل بر مصادیق، حیثیت خود را حفظ میکند، اما نوع متحصّل و روشن تلقی میشود. در ادامه، استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، به بررسی این نکته میپردازند که ابهام و تحصّل، نه در ماهیتِ فینفسه، بلکه در ظرف عقل و نسبت به اشارات عقلی معنا مییابند. در این مسیر، با عبور از مثالهای فقهی و فلسفی، به تفاوت میان صورت نوعیه و اعراض شخصیه اشاره شده و این حقیقت تبیین میشود که دسترسی به فصل حقیقی اشیاء، نیازمند اشراف وجودی و حضوری است. در نهایت، این جلسه با تأکید بر پرهیز از پرسشهای بیجا و لزوم تفکر عمیق برای رسیدن به حقیقت، به این نتیجه میرسد که انسان با سپردن زمام امور به مشیت الهی، از سرگردانی در ابهامات ذهنی رهایی مییابد.
تحلیل فلسفی تفاوت جنس و نوع در ادراک عقلی
4منبابمثال مگر حضرت مسیح پدر داشت که بهوجود آمد؟! یا حضرت آدم مگر پدر و مادر داشت؟! نه! آن ارادهاى كه آمده و باعث شده است كه آدمِ غیر مسبوق به والدین، حوّاى غیر مسبوقةٍ بِالوالدین بهوجود بیاید، چه بوده است؟ چطور آن اراده به این تشكّل ظهور پیدا كرد و آن ارادۀ دیگر به تشكّل دیگر و به صورت دیگر ظهور پیدا کرد؟ كسى این مطلب را نمىداند مگر اینكه خودش بر این مسئله اشراف داشته باشد، لذا مطلب خیلی دقیقى است که مرحوم شیخ مىگویند، شما از كجا در كلۀ گوسفند رفتید كه مىگویید: فصلیت آن بَعبَع كردن است؟! یا آهو یا خر عرعر كردن است؟! یا ناهقیت و اینها؟! آخر خر بیچاره صدایش عرعر است، نهاینکه فصلیتش هم عرعر است! آن موقعیت و فصلیتش باعث مىشود كه ظهوراتش هم همین باشد. بعد هم كه یك اعلامیه در قرآن بر علیه آن بیاید که ﴿وَٱقۡصِدۡ فِي مَشۡيِكَ وَٱغۡضُضۡ مِن صَوۡتِكَ إِنَّ أَنكَرَ ٱلۡأَصۡوَٰتِ لَصَوۡتُ ٱلۡحَمِيرِ﴾1 این صدا خیلى صداى بلندى است. به آدمها این را دارد مىگوید که بابا صدایتان را پایین بیاورید، چه خبر است اینقدر دادوبیداد میکنید تمام عالم را پر كردید! خیال مىكنید چه كسى هستید؟! دماغتان را بگیرند گوشتان ور مىآید!
این وضعیت و این كیفیت یك مسئله است و این قابل توجه است! امام رضا علیهالسّلام كه در آن پرده تصرف مىكند و شیر را شیر مىكند، این تصرف امام چگونه است؟ امام چهکار كرده است؟ تا امام اشراف حضورى و اشراف ولایى و اشراف وجودى بر فصلیت نداشته باشد، بهجاى اینكه شیر درست كند، یكدفعه گاو درمىآید و گاو هم که درّنده نیست تا به او بگویند: بزن این را بخور! گاو که این را نمىتواند بخورد! باید علف جلویش بگذارند! امام مىآید و این صورت بر پرده را به شیر تبدیل میکند و امروزه مىگویند: بابا این حرفها چیست؟! اینها خرافات است! از خودتان درمیآورید! امام كى مىتواند از این كارها بكند؟! حالا ما قدیمى و سنتى هستیم چه مىشود كرد! آنها جدیدى هستند و طبعاً با مسائل جدید هم سروکار دارند، ما سنتى هستیم و... اینها را گفتهاند و در کتابها هم دیدهایم و قبول مىكنیم! امام علیهالسّلام وقتی كه مىآید و آن صورت پرده را به شیر تبدیل مىكند2 چگونه فصلیت این حیوان را در نفس خود ارزیابى كرده است؟! چگونه بین او و بقر فرق مىگذارد؟! ما آن فرق را نمىتوانیم بگذاریم، فقط همینکه مىفهمیم این است كه شیر درنده است و دندان دارد و یك نگاه مىكند آدم غش مىكند مىافتد! خدا آن روز را نیاورد! ولى نگاه به گاو مىكنى میبینی همچنین دندانى ندارد، آن افتراسى كه در اسد هست در غنم و گاو نیست. فقط این مقدار را مىفهمیم بیش از این نمىفهمیم. این مسئله همان جهت فصلیت است كه در مسئلۀ بشرطلا بودنش تبدیل به صورت مىشود که صورت در این قضیه میآید. بنابراین از نظر خود تحقق شیء در عقل، این مسئله مورد ارزیابى قرار مىگیرد كه خود تحقق این ماهیت در عقل و در ذهن، گاهى در وجودش ابهام دارد و گاهى در وجود خود ابهام ندارد.
- . سوره لقمان (31) آیه 19.
ترجمه: «و در رفتارت میانهروی اختیار کن و سخن آرام گو (نه با فریاد بلند) که زشتترین صداها صوت الاغ است.» (محقق) - . عیون أخبار الرضا علیهالسّلام، ج ۲، ص ۱6۷.
- . سوره لقمان (31) آیه 19.
