اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل فلسفی تفاوت جنس و نوع در ادراک عقلی

بررسی جایگاه ابهام و تحصّل در ماهیت اشیاء

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان جنس و نوع در نظام ادراک عقلی می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که چرا جنس با وجود ابهام ذاتی، در حمل بر مصادیق، حیثیت خود را حفظ می‌کند، اما نوع متحصّل و روشن تلقی می‌شود. در ادامه، استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، به بررسی این نکته می‌پردازند که ابهام و تحصّل، نه در ماهیتِ فی‌نفسه، بلکه در ظرف عقل و نسبت به اشارات عقلی معنا می‌یابند. در این مسیر، با عبور از مثال‌های فقهی و فلسفی، به تفاوت میان صورت نوعیه و اعراض شخصیه اشاره شده و این حقیقت تبیین می‌شود که دسترسی به فصل حقیقی اشیاء، نیازمند اشراف وجودی و حضوری است. در نهایت، این جلسه با تأکید بر پرهیز از پرسش‌های بی‌جا و لزوم تفکر عمیق برای رسیدن به حقیقت، به این نتیجه می‌رسد که انسان با سپردن زمام امور به مشیت الهی، از سرگردانی در ابهامات ذهنی رهایی می‌یابد.

تحلیل فلسفی تفاوت جنس و نوع در ادراک عقلی

1
  • درس ششصد و سی و دوم

  • فرق جنس و نوع (2)

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • علت تفاوت بین جنس و نوع

  • در تتمۀ بحث جلسۀ قبل مطلبى كه ناگفته ماند، مسئلۀ علت تفاوت بین جنس و نوع در عدم تحصّل و تحصّل در تبدّل اعتبار بود كه مرحوم آخوند در بیان سؤال این‌طور مطرح كردند كه اگر جنس كه جنبۀ ابهام دارد وقتى در نوع استعمال بشود باز جهت ابهام خودش را ازدست نمى‌دهد بااینكه در اینجا گفتیم که این حیوان است یا اشاره به غنم مى‌كنیم، مى‌گوییم: هذا حیوانٌ یا اشاره به سَمَك مى‌كنیم، مى‌گوییم: هذا حیوانٌ ولى باز آن حیوانیت خودش را ازدست نمى‌دهد كه از آن عدم تحصّل به تحصّل متحقق بشود؛ یعنى آن جنبۀ حیثیت ذاتى خودش را در هر حالى حفظ مى‌كند.

  • اما چطور شما در مسئلۀ نوع كه اگر نوع در یك چیزی بخواهد استعمال بشود، مى‌گویید: متحصّل است؟! من‌باب‌مثال اگر به زید بگوییم: انسانٌ، و یا به یك گوسفند خارجى متشخّص اشاره كنیم و بگوییم: هذا غنمٌ، در این موارد با اینكه در هردوی‌ اینها یك مسئله اتفاق افتاده است [اما فرق می‌گذارید]؟! در اینجا اگر به این غنم هم حیوانٌ بگوییم درست است هم غنمٌ بگوییم درست است؟! وقتى كه شما دو اسم مختلف را بر یك مصداقى حمل مى‌كنید چطور یك اسمش متحصّل است كه همان غنم باشد ولى یك اسمش را كه همان حیوان باشد مى‌گویید: مبهم است؟! درحالى‌كه مصداق در اینجا یكى است و حمل در اینجا متفاوت شده است.

  • راجع به این قضیه جلسۀ قبل هم عرض شد و ماحصل كلام مرحوم آخوند در توضیح كلام شیخ این بود كه بحث بر سر خود نفس تحقق این ماهیت در عقل است. شكى نیست كه مصداق خارجی متشخّص است و تشخّص آن، تشخص وجود است. اگر وجود نبود، مصداق خارجى متشخّص نبود و این غنم در حالت ابهامى خودش إلى ابدالدهر باقى می‌ماند؛ چون در اینجا این مصداق هست، و در هرجا كه وجود هست در آنجا تشخّص حضور دارد؛ پس تشخصى كه در اینجا مورد نظر است و به‌واسطۀ آن تشخّص، آن تحصّل حاصل مى‌شود و رفع ابهام مى‌شود، كارى به ماهیة الشی‌ء ندارد بلکه به ‌وجود كار دارد، وجود هرجا باشد در آنجا تعیّن، تشخص، ظهور و رفع ابهام هست. این یك مسئلۀ عادى است.