
ماهیت ابهام و تحصّل در مفاهیم ذهنی
تحلیل نسبت جنس و نوع در پرتو ضمّ ضمیمه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان مفاهیم مبهم و متحصّل در ساحت ذهن و عقل میپردازند. بحث با بررسی دیدگاه مرحوم شیخ در کتاب شفا آغاز میشود که جنس را به دلیل لابشرط بودن، ماهیتی مبهم میداند که برای خروج از ابهام و رسیدن به تحصّل، نیازمند انضمام فصل است. در ادامه، این پرسش مطرح میشود که چگونه یک مفهوم مبهم میتواند در عین ابهام، منشأ ترتّب آثار و احکام باشد و چرا ابهام به معنای پوچی نیست. استاد با بهرهگیری از مثالهای عرفی و فلسفی، چگونگی حفظ سِمَتِ ماهیت در عین انضمام به فصول مختلف را تشریح کرده و به نقد اشتباهات اصولیین در مواجهه با واجبات مشروط و مطلق میپردازند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که ابهام و تحصّل، اموری مربوط به ظرف ذهن و عقل هستند و تفاوت اصلی در قابلیت سرایت ماهیت به حقایق مختلف است.
ماهیت ابهام و تحصّل در مفاهیم ذهنی
4بله در بعضى از موارد، ابهامهایى وجود دارد كه آن ابهام همان مسائلى است كه موجب اصل برائت خواهد شد و نسبت به كیفیت ابهام هم براى ما متفاوت است كه آیا آن ابهام مترتب بر علم است و آن منشائش، منشأ علمى است یااینكه آن ابهام منشأ علمى ندارد بلكه منشأ شك و تخمینى و اینها دارد.
منبابمثال وقتى كه شما در اصل این ترتّب نجاست بر یك امر بدون سبق سابقهاى در آنجا نظر مىكنید، در آنجا این حمل و سریان نجاست بر این مسئله، از آنجایى كه مسبوق به یك علم حضورى و علم یقینى نیست، در اینجا این ابهام موجب براى احتیاط نیست بلکه از مواردى است كه باید در اینجا برائت و امثالذلك جارى كرد ولى اگر خود آن ابهام در نفس منشأ ابهام که عبارت از نجاست باشد مترتب بر یك سبق علمى باشد این ابهام با آن ابهام تفاوت مىكند.
بنابراین در بحث برائت و احتیاط آنچه كه موجب احتیاط هست یكى از موارد احتیاط همان حیثیت تنجّز علمى مورد است كه در اینجا موجب احتیاط است، خود علم در اینجا موجب براى احتیاط شده است كه جلوى جریان اصول عملیه را در اینجا خواهد گرفت و از نقطهنظر ماهیتِ امر مبهم، ما مىبینیم خود آن ماهیت درصورت منشئیت علم و سبق علم با ماهیتِ امر مبهم در غیر از این مورد، متفاوت است.
بنابراین ابهام اینطور نیست كه هرجا مسئلۀ مبهم و اجمالى باشد ما فوراً مسئله را در باب برائت ببریم و اصل شبهه را در شبهۀ تكلیفیه ببریم و بعد هم برائت اجرا كنیم نه اینطور نیست، در مسئلۀ اجمال نص یا در باب تعارض نص یا در باب فقدان نص ـ در تمام این موارد ـ مباحث خودش باید مطرح بشود كه هركدام از این موارد حكم خاص به خود را دارند و انسان نمىتواند نسبت به موردى خارج از آن اقدامى بكند. این مسئله، خیلى مسئلۀ دقیقى است و بسیار مسئلۀ مهمى است بسیارى از افرادى كه در موارد شبهات قائل به جریان اصول عملیه و قائل به برائت و اباحه شدهاند چه در شبهات محصوره و چه در غیر محصوره یا در مورد اجمال یا فقدان دلیل یا نص مىبایست در اینجا احتیاط را انجام بدهد و ادلۀ احتیاط در اینجا ادلۀ ملزمى هست و آن موارد برائت یك موارد خاص خودش را دارد كه در آنجا نیست.
