اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت ابهام و تحصّل در مفاهیم ذهنی

تحلیل نسبت جنس و نوع در پرتو ضمّ ضمیمه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان مفاهیم مبهم و متحصّل در ساحت ذهن و عقل می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه مرحوم شیخ در کتاب شفا آغاز می‌شود که جنس را به دلیل لابشرط بودن، ماهیتی مبهم می‌داند که برای خروج از ابهام و رسیدن به تحصّل، نیازمند انضمام فصل است. در ادامه، این پرسش مطرح می‌شود که چگونه یک مفهوم مبهم می‌تواند در عین ابهام، منشأ ترتّب آثار و احکام باشد و چرا ابهام به معنای پوچی نیست. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های عرفی و فلسفی، چگونگی حفظ سِمَتِ ماهیت در عین انضمام به فصول مختلف را تشریح کرده و به نقد اشتباهات اصولیین در مواجهه با واجبات مشروط و مطلق می‌پردازند. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که ابهام و تحصّل، اموری مربوط به ظرف ذهن و عقل هستند و تفاوت اصلی در قابلیت سرایت ماهیت به حقایق مختلف است.

ماهیت ابهام و تحصّل در مفاهیم ذهنی

2
  • معنای حقیقی مبهم

  • به‌طورکلی معناى ابهام به‌هیچ‌وجه این‌طور نیست كه به معناى پوچى باشد بلكه چه‌بسا خود ابهام هم در مرتبۀ خودش براى انسان موجب ترتّب حكم، ترتّب دواعى و ترتّب آثار خواهد شد. من‌باب‌مثال این فرشى كه من الآن دارم مشاهده مى‌كنم خود فرش بودنش براى من ابهام ندارد، چون مشخص است و این صورت خارجى الآن براى من مرتَسم است و در خود این فرش بودن نمى‌توانم شك كنم زیرا دارم مى‌بینم. این معلوم بالذات براى ما یك ماهیت غیرمبهمه‌اى را ترسیم كرده اما در اینكه آیا این [پشم و نخ] است یا مواد دیگرى است، در آن براى من ابهام وجود دارد و این شبهه را دیگر با یک دیدن نمى‌توانم برطرف كنم مگر اینكه خودم خبره باشم و دست بكشم و بفهمم جنس این فرش چیست. یااینكه اهل تشخیص نباشم و به افراد خبره مراجعه كنم تا رفع شبهه و ابهام بشود.

  • علیٰ‌کل‌ّحال در اصل فرش بودن شك ندارم و خود این ماهیت براى من یك ماهیت منجّزى خواهد بود و مى‌توانم نسبت به این ماهیت ترتیب اثر بدهم و احكام فرش را بر این بار كنم.

  • اما یك وقت مطلب یك مقدار دقیق مى‌شود؛ صحبت در آن ماده‌اى است كه در این فرش به‌كار رفته است؛ آن نخ‌هایى كه در این فرش به‌كار رفته جنسش چیست؟ در آنجا مى‌بینم كه آن ماهیت براى من ماهیت روشنى نیست و آن ماهیت باید به‌واسطۀ مراجعه به اهل خبره براى من روشن بشود یا خودم نسبت به این قضیه تخصصى داشته باشم و بتوانم مسئله را بفهمم.

  • بنابراین صرف اینكه این جنسش پشم است یا فرض بكنید نایلون و مواد دیگر هست براى این قضیه یك ماهیت مبهمه‌اى در ذهن من نقش مى‌بندد ولى این ماهیت مبهم باعث نمى‌شود كه خود فرش بودن آن الغاء بشود بلکه آن فرش بودن به‌‌جاى خودش محفوظ و یقینى است، آن ماهیت مبهمه كه دلالت بر یك وجود و حقیقتى مى‌كند، خود آن ماهیت هم براى من یقینى است یعنى الآن این ماهیت مبهمی که براى من در ذهنم مرتسم شده است، این ماهیت یعنى همان خود تحقق خارجى آنها بدون حصول به كنه و معرفت؛ من در نفس تحقق خارجى و بدون حصول به كنه خاص خودش، در آن هم یقین ندارم. یعنى یكى اینكه آنچه كه در اینجا هست فرش است بنابراین با زیلو و پرده و حصیر تفاوت مى‌كند و نسبت به این مسئله شك ندارم و من این را دارم با چشم خود مى‌بینم و در یك مسئله‌اى رفع ابهام شده است و در یک مسئله‌ای كه در آنجا هم شك ندارم این است كه این فرش دارای‌ یك نخ‌هایى است كه آن نخ‌ها از یك جنسى است كه وجود خود این نخ در این وضعیت، خارج از این دو مطلب نیست كه یا جنسش از این است یا جنسش از آن خواهد بود، نسبت به ابهامى هم كه من در این مسئله دارم در خود وجودِ این امر باز ما در اینجا شك نداریم ولى نسبت به ماهیتِ طرفین قضیه كه آیا از جنس صوف [پشم] است یا از جنس مواد و آلیاژ دیگرى است، ما نسبت به آنها شبهه داریم.