اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(4) في الفرق بين الجنس و المادة و بين النوع و الموضوع 28-01-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۳۱

2
  •  تلمیذ: ﴿فَتَبارَكَ اللَه أَحْسَنُ الْخالِقِينَ﴾1

  •  استاد: یعنی روی دست خودش خلقی كرده، روی دست خودش بلند شده، این از مواردی است كه خدا هم نمی‌تواند تغییر بدهد، در ذات شیء این است كه جنس لابشرطی را، جنس مستقل و نوعی‌اش كند بدون انضمام فصل و بدون انضمام ذاتی دیگر، این از آن كارهایی است كه از خدا بر نمی‌آید، این مساله كه در اینجا ما جنس را لابشرط گرفتیم، بعد همین را ما می‌توانیم بگوییم پس هذا غنمٌ، پس هذا بقرٌ، پس هذا حیوانٌ، چشممان به انسان بیفتد بگوییم هذا حیوانٌ، به بقر هم بیفتد بگوییم هذا حیوانٌ، به سمك هم بیفتد بگوییم هذا حیوانٌ، در حالتی كه آن ماهیت بشرط شیء را كه ما در آنجا لحاظ می‌كنیم اگر آن ماهیت مسوّق برای حمل حیوان باشد دیگر شما ماهیت را نمی‌توانید بر این سمك بار كنید چون بالاخره حیوان ح، ی، و، ا، ن است، پنج حرف است این پنج حرف را چطور شما نسبت به غنم بكار بردید و صحیح هم است همین پنج حرف را نسبت به بقر بخواهید بكار ببرید درست است، حالا شما بخواهید بگویید بشرط شیء است، بشرط لا است هرچی می‌خواهید بگویید بالاخره این چطور شد كه در دو ماهیت مختلفه الحقایق این در اینجا حمل شد و این حملش هم اشكالی ندارد، این بخاطر همین حفظ سمت است كه در اینجا این ماهیت بشرط شیء است كه بشرط انضمام با فصل، اگر آن منضمّ با فصل نمی‌شود كه شما نمی‌توانستید این حیوان را راجع به غنم بكار ببرید شما هیچ وقت حیوان مقسمی را نمی‌توانید بكار ببرید، این كه می‌گویید حیوان مقسمی هست، بخاطر اینكه در اینجا یك جنبه‌ای آمده، وقتی كه شما به حرف می‌گویید، به واو می‌گویید وِ صوتٌ، به دال می‌گویید صوتٌ، به سین هم می‌گویید صوتٌ، وِ یك چیزی را می‌شنوم، سین یك چیزی را شما می‌شنوید، چ یك چیزی را می شنوید، لام یك چیزی را می‌شنوید، این شنیدنی‌های متفاوت در همه اینها ما می‌گوییم صوتٌ صوتٌ صوتٌ صوتٌ حالا اسم خاص خودش را دارد كاری به آن نداریم، این صوت كه می‌گوییم در واو در حالتی كه شما یك چیزی شنیدید، این واو كجا، سین كجا، سین كه می‌گوییم باید گوشش را بگیرید كه سوت نكشد اما واو هرچی بگویید گوش گرفتن ندارد، اینكه شما این دو مخرج متفاوت را چند مخرج متفاوت را شما به یك اسم، شما در آنجا از او تعریف می‌كنید این به جهت چیست؟ به جهت این است كه آن جنبه لابشرطی كه مقسم برای همه این انواع مختلفه صوتیه است، آن در اینجا جنبه لابشرطی‌اش را حفظ كرده از دست نداده، سفت گرفته می‌گوید: من این صوتیتم را از دست نمی‌دهم به هیچ من‌الوجوه، شما می‌خواهید این وِ را لبت را اینجوری كنی، بالا ببری، زبانت را به سنایا بزنی، به حلقت بزنی، صدایت را از حلق درآوری، از زیر حلق درآوری هرچه می‌خواهی این صدای شما از این طرف و آن طرف در بیاید من آن جنبه مقسمیت خودم را و لابشرطیتم را سفت گرفتم و از دست نمی‌دهم اگر بخواهم آن را در یكی از این موارد از دست بدهم دیگر صوت نیست، صوت نخواهد بود گرچه آن جنبه مقسمیت من بدون صورت هم بروز ندارد، پس دو چیز در اینجا باید ملاحظه كنیم، یكی آن جنبه مقسمیت من كه هست و او از بین نمی‌رود، دوم شما خیلی از مسائل را می توانید از این استخراج كنید و استنتاج كنید، در بحث سریان وجود این مساله پیش می‌آید، در بحث وحدت وجود این مساله است، در بحث صرافت وجود، همه اینها، این مساله، مساله مهمی است كه انسان در نظر بگیرد، گرچه این الان صوتی كه شما دارید می‌گویید صورت دارد، ما صوت بی‌صورت نداریم یا این صورت بصورت سین باید در بیاید، یا این صوت به صورت فِ خارج بشود یا بصورت لِ، یك صورتی می‌خواهد یا صورت صورت لامیت است، یك صورت لامیت است، یك صورت سینیت است فرض بكنید سبزی و سمنو و سماغ و سركه و هفت سین از این هفت سین‌ها سماغ و سكه و سیخ و میخ و از این چیزها، این صورت، صورت دارد یا اینكه صورتش صورت شِ یا صورت هِ آن هم نه هِ هویج، نه، ح حوله، بین هِ هویج و بین ح حوله باید فرق گذاشت، چون بعضی‌ها فرق نمی‌گذارند! همان هویج را با ح حوله می‌نویسند، یا حوله را با هِ هویج می‌نویسند.

    1. سوره مومنون «٢٣» آيه ١٤