اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل ماهیت و جایگاه جنس و فصل در فلسفه

بررسی نسبت میان ماهیت مبهمه و تحصّل انواع در خارج

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون ماهیت، جنس، فصل و نحوه تحصّل انواع می‌پردازد. بحث با بررسی دیدگاه‌های موجود درباره ماهیت غیرمبهمه و چگونگی اخذ آن به صورت لابشرط یا بشرط‌شیء آغاز می‌شود. استاد با نقد برخی برداشت‌های سطحی از تعاریف فلسفی، به تبیین این نکته می‌پردازد که چگونه جنس و فصل در عین اتحاد با نوع، از نظر عقلی دارای تقدم و تأخر هستند. در ادامه، با نقد رویکردهای غیرفلسفی در تفسیر متون دینی، بر ضرورت بهره‌گیری از مبانی عقلی و فلسفی برای فهم صحیح حقایق تأکید می‌شود. در نهایت، با تفکیک میان جسم به عنوان ماده محض و جسمِ متعلق به نفس، سیر تحول و تکون موجودات در مراتب مختلف هستی تبیین می‌گردد تا روشن شود که چگونه یک حقیقت واحد می‌تواند در اعتبارات عقلی، جایگاه‌های متفاوتی داشته باشد.

تحلیل ماهیت و جایگاه جنس و فصل در فلسفه

6
  • پس معلوم مى‌شود كه یك چیزى در این هست كه در آن نیست، پس اسم این را صورت نوعیه مى‌گذاریم. حالا كه این‌طور شد یك امر كلى ازبین این دو درمى‌آوریم؛ آن امر كلى را مى‌خواهیم به همه سرایت بدهیم نه فقط به خود زید، جزئیاتى را كه از این زید، عمرو، بكر و خالد در كنار هم درمى‌آوریم... چون این جزئیات همه وجود خارجى هستند؛ حركت در او وجود خارجی است، تفكرش وجود خارجى است، كتابتش وجود خارجى است، علمش وجود خارجى است، فن و امثال‌ذلك همه وجود خارجى هستند، از این وجود خارجى كه اجزاء این زیدِ ما را تشكیل مى‌دهند [امر کلی استخراج کنیم و به همه سرایت بدهیم]. البته خیلى از این اجزاء، اجزاء نفسى است و ربطى به جنبۀ مادى زید ندارد بلکه مربوط به جنبۀ نفسى اوست.

  • استدلال عالم نجف مبنی بر جسم بودن خدا!

  • خدا استاد ما مرحوم آقاى غروى را رحمت كند ایشان مى‌گفت که ما شش ماه در نجف بودیم كه درس‌ها را ببینیم و سپس برگشتیم. مى‌گفت: من یك روز راجع به یك آیه از یكى از علماى بزرگ نجف سؤال كردم و او [در جواب] اثبات مى‌كرد كه خدا جسم است! این عالم حوزۀ علمیۀ نجف ـ نه یک طلبه ـ اثبات مى‌فرمودند كه خدا جسم است! گفتم: به چه دلیل؟! گفت: در آیۀ قرآن هست: ﴿وَٱلسَّمَآءَ بَنَيۡنَٰهَا بِأَيۡيْدٖ﴾!1 جدى می‌گفت! او اسم آورد، حالا من اسم نمى‌آورم چون قرار است که اسم نیاوریم!! اگر مى‌آوردم كه شاخ درمى‌آوردید! این عالم نجف مى‌گفت که خدا جسم است و دلیلش هم همین آیۀ شریفه است كه ﴿وَٱلسَّمَآءَ بَنَيۡنَٰهَا بِأَيۡيْدٖ﴾. گفتم: شما به او چه گفتید؟! گفت: یك مقدار به او نگاه كردم و گفتم: معذور هستیم و نیاز به جواب دادن به شما نداریم! دیگر، ثمره‌اش همین است! این‌هم یكی از آن است!

  • روایت جعلی دربارۀ نهی از فلسفه

  • آن‌وقت مى‌گویند: فلسفه نخوانید و فلسفه منهی‌ است و در روایت داریم كه «عُلماؤُهُم شِرارُ خَلقِ اللهِ عَلَى وَجهِ الأرضِ لِأنَّهُم یَمیلونَ إلى الفَلسَفَةِ و التَّصَوُّف»!2 بله! این روایت كذایى جعلی است! آن‌وقت خود امام صادق علیه‌السّلام هشام بن حكم را می‌فرستد و مى‌گوید: برو با او بحث‌های فلسفى بكن!3 امام رضا علیه‌السّلام و موسى بن جعفر علیهماالسّلام [می‌فرمودند]. توحید صدوق را نگاه كنید، شما كدام‌یك از این روایاتى كه راجع به مسائل توحیدى در توحید صدوق آمده است را می‌توانید با مسائل كلامى حل كنید؟! هركسى مى‌تواند بیاید حل كند! شبهۀ ابن‌كُمونه را با كلام مى‌شود حل كرد؟!

    1. . سوره ذاریات (51) آیه 47.
      ترجمه: «و کاخ رفیع آسمان را ما به قدرت خود برافراشتیم.» (محقق)
    2. اثبات الهداة، ج 4، ص ۲۰4.
    3. الكافی، ج 1، ص 171.