اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل ماهیت و جایگاه جنس و فصل در فلسفه

بررسی نسبت میان ماهیت مبهمه و تحصّل انواع در خارج

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون ماهیت، جنس، فصل و نحوه تحصّل انواع می‌پردازد. بحث با بررسی دیدگاه‌های موجود درباره ماهیت غیرمبهمه و چگونگی اخذ آن به صورت لابشرط یا بشرط‌شیء آغاز می‌شود. استاد با نقد برخی برداشت‌های سطحی از تعاریف فلسفی، به تبیین این نکته می‌پردازد که چگونه جنس و فصل در عین اتحاد با نوع، از نظر عقلی دارای تقدم و تأخر هستند. در ادامه، با نقد رویکردهای غیرفلسفی در تفسیر متون دینی، بر ضرورت بهره‌گیری از مبانی عقلی و فلسفی برای فهم صحیح حقایق تأکید می‌شود. در نهایت، با تفکیک میان جسم به عنوان ماده محض و جسمِ متعلق به نفس، سیر تحول و تکون موجودات در مراتب مختلف هستی تبیین می‌گردد تا روشن شود که چگونه یک حقیقت واحد می‌تواند در اعتبارات عقلی، جایگاه‌های متفاوتی داشته باشد.

تحلیل ماهیت و جایگاه جنس و فصل در فلسفه

4
  • الخامسُ أنَّ المادةَ إذا کانت مِن الأجزاءِ الخارجیةِ فَمِن أینَ یَلزم تَقَدمها فی الوجودِ العَقلی.

  • مسئلۀ پنجمى كه در اینجا باید مورد توجه قرار بگیرد این است كه شما فرمودید كه ماده در وجود عقلى مقدم بر نوع است، مقدم بر انسان است، جنس مقدم بر انسان، فصل مقدم بر انسان است درحالى‌كه در جزء خارجى این از اجزاء خارجیه است، و اگر از اجزاء خارجیه است پس دیگر تقدم و تأخر معنا ندارد؛ هر وقتى كه این جزء خارجى بود بنابراین نوع هم است و هر وقتى كه نوع است پس جسم خارجى هم هست. چطور مى‌شود كه در خارج جزء از اجزاء خارجى باشد و تا نوع تحقق خارجى نداشته باشد، شما نمى‌توانید جزء را در اینجا پیدا كنید بلکه اول باید یك شیئى در خارج باشد بعد حالا در لابراتوار ببریم تا ببینیم این تكه‌اش چیست، جزئش چیست، امثال‌ذلك آن چیست، پس چه شد كه حالا در شی‌ء خارجى كه این موادى كه الآن هست كه اینها شیء خارجی را تشكیل مى‌دهند عین همان جسم خارجى است ولى در عقل شما مى‌گویید: این باید مقدم باشد؟! این تقدم عقلى از كجا آمد؟! اگر از خارج است ما در خارج تقدم و تأخر نمى‌بینیم، و عقل هم كه نمى‌تواند از خود تقدم و تأخر اعتبار كند!

  • احتیاج اعتبار عقلی به منشأ خارجی

  • اعتبار عقلى منشأ مى‌خواهد هر اعتبارى یك منشأ خارجى و منشأ واقعى مى‌خواهد من الآن بنشینم و بى‌جهت یك امرى را اعتبار كنم بعد فردا دوباره اعتبارم را به‌هم بزنم و همان را دوباره اعتبار بكنم مردم مى‌گویند: دیوانه است! بله، امروز كه یك جهتى را اعتبار مى‌كنم به‌خاطر یك مسئله‌اى است؛ امروز كه مى‌گویم: فرض بكنید این شخص مى‌تواند امام جماعت واقع بشود به‌لحاظ این است كه بر این امام جماعت شدن عدالت را دیدم، منشأ حكم امامیّت عدالتش است. فردا كه مى‌بینم او فاسق شد دیگر نمى‌توانم همان عدالت و امامت را اعتبار كنم. یااینکه فردا كه ببینم این عادل است بیایم سلب امامت كنم و بگویم: من دیروز در اینجا امامت را اعتبار كردم و امروز مى‌آیم سلب می‌كنم! مى‌گویند: آقا دلیلش چه [چیزی] است؟! مى‌گویم: دلیل نمى‌خواهد! اگر دلیل نمى‌خواهد پس دیروز هم دلیل نداشته است! دیروز كه دلیلش عدالت بود چطور با وجود عدالت یا استصحاب عدالت شما سلب امامت مى‌كنید؟! چرا این اعتبار اختلاف پیدا كرده است؟! یا جهتى اضافه شده یا یك جهتى كم شده است. یك وقتى بدون لحاظ عدالت می‌گویید که من امروز دلم می‌خواهد كه فلان شخص را امام جماعت قرار بدهم و فلان موقعیت را به او بدهم، خب این یك مطلبى است. یك وقتى نه، شما دل‌بخواهی کاری نمی‌کنید بلکه مى‌گویید که حرف من روى حساب است، اى مردم این حرف‌هایى كه مى‌زنم روى حساب است، [مردم می‌گویند که] چطور شد دیروز این‌طور شد و امروز این‌طور؟! بائُک تجُر و بائى لا تجُر این چه مى‌شود؟! معلوم مى‌شود همان دل‌بخواهی است معمولاً همین‌طور است! قضیه دل‌بخواهی است!