اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل ماهیت و جایگاه جنس و فصل در فلسفه

بررسی نسبت میان ماهیت مبهمه و تحصّل انواع در خارج

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون ماهیت، جنس، فصل و نحوه تحصّل انواع می‌پردازد. بحث با بررسی دیدگاه‌های موجود درباره ماهیت غیرمبهمه و چگونگی اخذ آن به صورت لابشرط یا بشرط‌شیء آغاز می‌شود. استاد با نقد برخی برداشت‌های سطحی از تعاریف فلسفی، به تبیین این نکته می‌پردازد که چگونه جنس و فصل در عین اتحاد با نوع، از نظر عقلی دارای تقدم و تأخر هستند. در ادامه، با نقد رویکردهای غیرفلسفی در تفسیر متون دینی، بر ضرورت بهره‌گیری از مبانی عقلی و فلسفی برای فهم صحیح حقایق تأکید می‌شود. در نهایت، با تفکیک میان جسم به عنوان ماده محض و جسمِ متعلق به نفس، سیر تحول و تکون موجودات در مراتب مختلف هستی تبیین می‌گردد تا روشن شود که چگونه یک حقیقت واحد می‌تواند در اعتبارات عقلی، جایگاه‌های متفاوتی داشته باشد.

تحلیل ماهیت و جایگاه جنس و فصل در فلسفه

10
  • بهائی بودن مردم در كلام مرحوم آقاى حداد!

  • اینجا است كه مرحوم آقاى حداد ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ مى‌فرمودند: همۀ مردم بهائى هستند! این مثل همان سنّی است، با او یكى است و بیخود اشهد أنَّ علیاً ولى الله مى‌گوییم! بهتر است نگوییم و آبروى امیرالمؤمنین را هم نبریم!

  • [برگردیم به قضیۀ سؤال یهودی از ابوبکر] تا گفت که امتحان، همۀ رنگ‌ها پرید! دیگر گفتند که چه بگوییم؟! خب بپرس! گفت كه جناب آقایى كه بالاى منبر هستى شما جانشین رسول الله هستید؟! [گفت که] چه كنیم، مردم ما را انتخاب كردند! [گفت که] غلط کردی! جانشین رسول الله را مردم انتخاب كردند؟! صاف داخل كاسه‌اش گذاشت! تو غلط کردی! گفت: حالا هرچه مى‌خواهى بپرس! گفت: خدا كجاست؟! گفت: بالا! گفت: پس زمین خدا ندارد؟! گفت: بزنید پدرسوخته را بیرونش كنید! گفت: [مگر] من چه گفتم؟!

  • پس آن شخصی هم كه مى‌گوید: ﴿وَٱلسَّمَآءَ بَنَيۡنَٰهَا بِأَيۡيْدٖ﴾ این همان است! آن خدایى كه آن بالا هست مگر جسم نیست؟! پس نمى‌شود اینجا خدا باشد پس شما كه مى‌گویید: ﴿وَٱلسَّمَآءَ بَنَيۡنَٰهَا بِأَيۡيْدٖ﴾ چطور با این آیۀ قرآن جسمیت را اثبات مى‌كنى ولی آن دوتا چشم‌هایت كور بود كه‌ ببینى آنجا که مى‌گوید: ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي فِي ٱلسَّمَآءِ إِلَٰهٞ وَفِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَٰهٞ﴾؟!1 چرا این را ندیدى كور بودی؟! فقط آن ﴿وَٱلسَّمَآءَ بَنَيۡنَٰهَا بِأَيۡيْدٖ﴾ را دیدی؟! ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي فِي ٱلسَّمَآءِ إِلَٰهٞ وَفِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَٰهٞ﴾ این چه ماده‌اى است؟! ماده یا باید بالا باشد یا پایین. معمولاً که ماده‌ها پایین هستند!! تو كه به این آیه اثبات مادیت و جسمیت مى‌كنى، کنارش هم آن آیه هست كه مى‌گوید:

  • ﴿ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى‌ ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى‌ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ ما كانُوا﴾!2

  • لزوم خواندن فلسفه و عرفان برای فهم قرآن

  • این هم هست پس باید چه‌کار كنى آقاجان؟! پس باید براى اینكه قرآن را بفهمى باید بروى فلسفه را بخوانى! چاره ندارى! خودت را بكشى هم فایده ندارد! حالا مدام برو آیه بیاور، مدام روایت بیاور، مدام خواب بگو، مدام بگو فلان این‌طور فرمودند، برای عمه‌اش فرمودند! براى اینكه آیه را بفهمى باید فلسفه بخوانى، باید عرفان بخوانى و اگر این کار را نكنى مدام روى خودت پرده می‌اندازی، مدام جهل خودت را بیشتر در نفس خودت و در انظار ثابت مى‌كنى! حالا انظار به جهنم، فكر خود بدبختت را بكن! فردا كه مى‌خواهى از این دنیا بروى آن‌وقت به تو مى‌گویند که قضیه و مسئله چیست!

    1. . سوره زخرف (43) آیه 84. الله‌ شناسی، ج 2، ص 181:
      «و اوست آن‌كس كه در آسمان معبود است و در زمین معبود است.»
    2. . سوره مجادله (58) آیه 7. روح مجرد، ص 375:
      «هیچ‌گونه آهسته سخن گفتن و راز گفتن در میان سه نفر نیست مگر آنكه خداوند چهارمین آنهاست، و در میان پنج نفر نیست مگر آنكه او ششمین آنهاست؛ و پیین‌تر از این مقدار هم نیست و بیشتر از این مقدار هم نیست مگر آنكه او با آنهاست هر كجا كه باشند؟!»