اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و حقیقت جنس در فلسفه

تفاوت جنس و وجود در تبیین حقایق هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت جنس و جایگاه آن در تعریف اشیاء می‌پردازند. بحث با تحلیل کلام مرحوم شیخ انصاری درباره نحوه اخذ جنس و استقلال آن در ارائه هویت آغاز می‌شود و به این نتیجه می‌رسد که جنس در حد ذات خود تام است و برای ادراک، نیازی به ضمیمه شدن فصل ندارد. در ادامه، ضمن نقد دیدگاه‌های دکارت و راسل درباره وجود، تفاوت بنیادین میان جنس و وجود تبیین می‌شود؛ به این معنا که جنس از منظر مفهومی و وجود از منظر تشخص و عینیت خارجی مورد بررسی قرار می‌گیرند. در نهایت، استاد با پیوند زدن این مباحث نظری به سیره عملی و اخلاقی، بر لزوم عبور از «أنانیت» و «خودمحوری» در برابر اوامر الهی تأکید کرده و راه رسیدن به حقیقت ولایت را در گرو صداقت و تسلیم محض در برابر امام معصوم می‌دانند.

ماهیت و حقیقت جنس در فلسفه

6
  • پس مرتبۀ تعیّن همیشه متأخر از مرتبۀ تشخّص است لذا وجود یك جنبۀ سعى دارد كه به‌واسطۀ آن جنبۀ سعى باعث مى‌شود كه در همۀ اشیاء حضور خارجى پیدا بكند، آن حضورِ خارجىِ وجود را تشخّص مى‌گویند. حالا سواءٌ کان این حضور در بارى تعالىٰ باشد یااینكه این حضور در ناس و حیوان و سایر اشیاء باشد یااینکه این حضور، حضور تجرد باشد یا حضور، حضور ماده باشد. از این نقطه‌نظر تفاوتى نخواهد بود.

  • محل اشتراك وجود و جنس

  • پس با توجه به این مسئله مى‌توانیم بگوییم که بین وجود و جنس از این نقطه‌نظر اشتراك است پس همان‌طوری‌كه جنس همان نوع است كه به یك شكل ظهور پیدا كرده است وجود هم همان شخصیت اشیاء است كه به مسائل، حقایق، انواع، اصناف و اشخاص مختلفه ظهور پیدا مى‌كند. آن [جنس] جنبۀ لابشرطى و جنبۀ عام دارد ولی این وجود جنبۀ بشرط‌شیئى دارد؛ وجود زید قابل سرایت براى عمرو نیست و وجود عمرو قابل سرایت براى بكر نیست و وجود اینها قابل سرایت براى حجر و ماء و اینها نیست كه در همۀ اینها بشرط‌لائى و همین‌طور از بعضی جهات بشرط‌شیئى در اینجا اخذ شده است.

  • این فقط نقطۀ مشتركى است كه ما مى‌توانیم اخذ كنیم اما اینكه وجود را به معناى جنس بگیریم خب این دیگر خیلى از مرتبه پرت است.

  • و الجوابُ أنَّ المرادَ مِن المأخوذِ وَحدَه کونُه کذلکَ بِحَسَبِ الذّاتِ و الماهیةِ.1

  • پاسخى كه ایشان در این شبهه‌اى كه از كلام مرحوم شیخ به ذهن مى‌رسد مى‌دهند این است كه اینكه در اینجا مى‌گوییم که جنس را به‌تنهایى ملاحظه مى‌كنیم و جنس باید خودش به‌تنهایى معناى خودش را برساند این است كه این به‌حسب ذات و ماهیت این‌طور باشد؛ ماهیتِ جنس، نیازی به فصل ندارد. ماهیتِ جنس نیازی به ضمّ ضمیمه ندارد بلکه خود جنس را مى‌فهمید، نه فصل را در اینجا آوردید و نه عوارض دیگرى در اینجا مدخلت دارد.

    1. همان.