
ماهیت و حقیقت جنس در فلسفه
تفاوت جنس و وجود در تبیین حقایق هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت جنس و جایگاه آن در تعریف اشیاء میپردازند. بحث با تحلیل کلام مرحوم شیخ انصاری درباره نحوه اخذ جنس و استقلال آن در ارائه هویت آغاز میشود و به این نتیجه میرسد که جنس در حد ذات خود تام است و برای ادراک، نیازی به ضمیمه شدن فصل ندارد. در ادامه، ضمن نقد دیدگاههای دکارت و راسل درباره وجود، تفاوت بنیادین میان جنس و وجود تبیین میشود؛ به این معنا که جنس از منظر مفهومی و وجود از منظر تشخص و عینیت خارجی مورد بررسی قرار میگیرند. در نهایت، استاد با پیوند زدن این مباحث نظری به سیره عملی و اخلاقی، بر لزوم عبور از «أنانیت» و «خودمحوری» در برابر اوامر الهی تأکید کرده و راه رسیدن به حقیقت ولایت را در گرو صداقت و تسلیم محض در برابر امام معصوم میدانند.
ماهیت و حقیقت جنس در فلسفه
5تشخّص، لازمه و ذاتی اصل وجود
پس تشخّص لازمۀ اصل وجود است. پس این را بدانیم كه ما بهواسطۀ ماهیت وجود را متشخّص نكردیم بلكه تشخّص وجود تشخّص ذاتى است و هركجا مىرود و پا در هر مكانى مىگذارد با خودش تشخّص را مىبرد و در هرجا كه قدم مىگذارد، اول تشخّص را مىبرد و بعد اختلاف را مىبرد.
منبابمثال وقتى كه دارید كتاب مىخوانید مىبینید یكدفعه در باز شد و یك چیزى داخل آمد، احساس مىكنید یك جنبدهاى داخل آمد، حالا چشم از كتاب بر نداشتید تا ببینید این چیست، چون در بیخود باز نمىشود بالأخره یك كسى در را باز كرده و این جنبده وارد اتاق شده است حالا آیا این جنبده انسان است؟ نگاه مىكنید مىبینید که بله این آدم است یااینكه این متحرك هرّه است، نگاه میکنید و میبینید که بله هرّه آمده است یااینكه مرغ و خروس است یااینكه گوسفند و الاغ است. بالأخره یك چیزى وارد این حجره شده است. در اینجا این اول با خودش جسمیت را ارائه مىدهد؛ جسمیت متحرك را شما احساس مىكنید.
وجود هم در هرجا كه تحقق عینى پیدا مىكند اولاًبلااول تشخّص را در آنجا مىبرد حالا این تشخّصى را كه برده ما نمىدانیم از چه تشخّصاتى است، نوعش را نمىدانیم خصوصیاتش را نمىدانیم امتیازش را با بقیه نمىدانیم یك نگاه مىكنیم مىبینیم انسان است بیشتر نگاه مىكنیم مىبینیم زید است بعد مىبینیم عمرو است بین عمرو و زید اختلاف است.
تعریف تعیّن و فرقش با تشخّص
پس اول تشخّص میآید بعد تعیّن مىآید؛ تعیّن یعنى همان صورت قوام ماهوى به خود گرفتن مىآید. پس در تعیّن مسئله، مسئلۀ اختلاف بین یك و دو است، در تشخّص مسئله، مسئلۀ استقلال ذاتى خارجى است. بله، تا شیء استقلال خارجى نداشته باشد و قوام ذاتى و عین خارجى نداشته باشد تعیّن هم در آنجا منتفى خواهد بود.
متأخر بودن مرتبۀ تعیّن از مرتبۀ تشخّص
