اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(4) في الفرق بين الجنس و المادة و بين النوع و الموضوع 24-01-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۲۹

1
  • اعوذباللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  بحث دیروز راجع به ماهیت ماخوذه به شرط شرط لائی بود یعنی به شرط وحدت بودن كه همان جنس است و مرحوم شیخ فرموده بودند: وقتی شما به شرط لا بگیرید همان حقیقت ذاتی خودش را در آنجا ارائه می‌دهد كه همان معنای حیوانیتی كه متمایز است از فصول خودش، از عوارض خودش، از زوائد خودش آن معنا را ارائه می‌دهد حالا همان را ممكن است شما بشرط شیء بگیرید یعنی بشرط تركیب با فصل تصور كنید بعد ایراد وارد شد كه چطور یك ماهیت وقتی كه در ذات خودش بشرط لا هست این را معتبِر می‌تواند بشرط شیء تصور كند مگر یك شیء می‌تواند از آن حقیقت خودش انقلاب پیدا كند و جوابش هم مشخص است كه منظور شیخ از اینكه می‌فرماید این جنس در تعریفِ كنهِ خودش و حقیقت و ذات خودش این است كه به شرط لا اخذ بشود معنایش این است كه برای ارائه هویت خودش احتیاجی به ضم ضمیمه ندارد شما وقتی كه حیوان را می‌خواهید تعریف كنید نیاز نیست فصل را هم تعریف كنید اگر بخواهید فصل را تعریف كنید پس حیوان را تعریف نكردید حیوان كه جنس است در همان حقیقت و این یك مساله‌ای است كه قابل تأمّل و دقت است دیگر جهت اشتراطی كه حالا خدمتتان عرض می‌كنم راجع به مساله وجود، در حیوان خود نفس حیوان باید از نقطه نظر كنه و حقیقتش برای انسان مشخص بشود حالا این فصلی كه بر حیوان بار می‌شود این چه فصلی است این یك مطلب دیگری است زیرا اگر خود فصل در تعریف و در شناخت حیوان و حقیقت حیوان تأثیر داشته باشد لازمه‌اش این است كه قسیم‌الشیء كه انواع دیگر برای این فصل است در تعریف ذاتی خود این نوع مدخلیت داشته باشد و این خلاف است و انسان برای خودش نوعی است و غنم هم برای خودش نوعی است وحمار هم نوع دیگری است و هیچكدام از اینها نه از نقطه نظر وجود خارجی و نه از نقطه نظر شناخت ماهویت ارتباطی به دیگری ندارد اگر در دنیا فرض كنید حمار نباشد شما انسان را متوجه نمی‌شوید خب شاید بعضی‌ها متوجه نشوند ولی خب بعضی دیگر نه در شناخت اینها احتیاجی به دیدن حمار نیست در این دنیا یا حمار نباشد شما می‌توانید بزرگان را ادراك كنید ولی خب سایر افراد شاید یك همچین مساله‌ای را نداشته باشند علی كل حال این حمار نیازی ندارد كه شما این حیوانیت انسان را كه می‌خواهید ادراك كنید، احتیاج داشته باشید بر اینكه فصل را ضمیمه كنید چون فصل امر مغایر با جنس است و این امر مغایر منضم با جنس می‌شود و در انضمامش نوع تشكیل می‌شود و اگر فصل دخالتی در آن حقیقت داشته باشد، در آن جنس داشته باشد این دلیل آن خواهد شد كه خود جنس در هویت خودش در خود ماهیت و مفهوم خودش ناتمام است و نیازی به فصلی دارد كه آن مفهوم را تمام كند علاوه بر اینكه آن فصل خودش باعث می‌شود كه در تركیب بین آن جنس و بین فصل سایر فصول هم به همان میزانی كه این فصل ناطقیت در حیوان می‌تواند دخالت داشته باشد، سایر فصول هم می‌توانند دخالت داشته باشند چون در اینجا ترجیحی وجود ندارد كه یك فصل در مفهوم حیوان تأثیرگذار باشد و سایر فصول اینطور نباشند.