اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(4) في الفرق بين الجنس و المادة و بين النوع و الموضوع 24-01-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۲۹

2
  •  اشكال دیگری كه در اینجا مطرح است این است كه در خود جنس هم تركیب لازم می‌آید چون جنس در آن ارائه هویت خودش و ارائه مفهوم خودش این جنس نیاز به امر دیگری دارد پس این جنس خودش چیست؟ مركب است و باید نقل كلام در آن قسمت اشتراط بین او و بین این جنسی بكنیم كه الان این ناطقیت آمده تتمیم هویت كرده و هلُمَّ جراً كه تسلسل یا دور لازم می‌آید پس بنابراین خود جنس فی حد نفسه یك امر حقیقی است كه در ارائه مفهوم خودش تام است لذا در تشخیص انواع شما نیاز به تشخیص جنس ندارید همین قدر كه یك شیئی را می‌بینید متحرك است اولین چیزی كه به نظر شما می‌آید این است كه این حیوان است اما آیا تشخیص می‌دهید كه ناطق است یا تشخیص می‌دهید كه غنم است یا سبُع است، نه فقط آن حیوانیت را می‌فهمید بدون اینكه نوعیت را در اینجا احساس كنیم وقتی كه جلوتر می‌آید نوعیت را می‌فهمیم پس این دلیل بر این است كه همان كیفیتی كه از جنس به انسان منتقل می‌شود همان مفهومی است كه جنس دارد و این مفهوم تام است البته آن از نظر وجود خارجی برای اینكه این وجود خارجی محقق بشود این جنس احتیاج دارد به اینكه فصلی برای او ضمیمه بشود.

  •  یك بحثی در اینجا دارند خارجی‌ها مثل همه اشتباهاتی كه می‌كنند این هم رویش كه آمدند وجود را جنس گرفتند و گفتند كه وجود جنس است و هم دكارت این مساله را گفته و راسل هم به همین مناسبت این مساله را تكرار كرده كه وجود بطور كلی جنس است و به واسطه این عوارضی كه بر او عارض می‌شود، كه عوارض خارجی اشیاء باشد این وجود تبدیل به حقیقت عینیه خارجیه می‌شود و از این نقطه نظر وجود را داخل در بحث مقولات شمردند كه خب این حرف اصلًا من اصله باطل است و این بحث وجود بحث عینیت است، بحث مقولات، بحث ماهیت است ماهیات ظرف وجودشان ذهن است وجود تحقق و تشخص خارج است و ربطی بین مفهوم و بین عینیت خارجی نیست، بین معلوم بالعرض و معلوم بالذات این اختلاف اصلًا اختلاف بین عین و بین صورت كیف نفسانی یا صورت نوعیه ذهنیه است اصلًا در اینجا مساله پرت و پلا است ولی یك مطلبی كه در اینجا هست كه بین این دو مساله ما می‌توانیم یك نوع اشتراكی در اینجا قائل بشویم این است كه اینها آمدند از یك طرف دیدند كه آنچه كه در عالم تحقق خارجی دارد همان عبارت است از وجود منتهی نفهمیدند كه این وجود را به عنوان عین گرفتن یا اینكه برای این وجود امر زائدی فرض كردند كه عبارت از جنس و فصل باشد بین اینها نیامدند تشخیص بدهند فقط به همان جنبه سعی مساله و شمول مساله توجه كردند و اسم وجود را آوردند جنس گذاشتند دیدند چون جنس عام است پس وجود هم باید از این نظر كه عام است پس این اسم همان را می‌توان بر او گذاشت از این نقطه نظر خب اینها نسبت به این قضیه اشتباه كردند ولی از این نقطه نظر می‌توان گفت كه یك استفاده‌ای انسان می‌كند نه بخاطر این، بخاطر اصل مساله در مساله اصل جنس همانطوری كه در اینجا مرحوم شیخ و مرحوم آخوند می‌فرمایند: جنس در معنای خودش تام است وقتی كه جنس در معنای خودش تام بود آن وقت فصل می‌آید این معنای تمام را صورت خارجی به خود می‌دهد.