جلسه ۶۲۸
4تلمیذ: این حمل مباین است دیگر؟
استاد: حمل مباین نیست نه مباین به عنوان مقابل یك وقتی بگویید نه یك وقتی نه مباین بعنوان مفهوم به اصطلاح جدا و طبیعت جدا كه این صورت نوعیه جنس است كه میآید بر آن حمل میشود خود این نشاسته فی حده نفسها تنها این باید به یكی از صور دربیاید خود نشاسته ندارد یا بصورت جو درمیآید یا به صورت ارازیت ﴿برنج﴾ درمیآید یا به صورت سیبزمینی خود این به این صورت درآمدن این جنبه فعلیت و صورتپذیرفتن این جنس است چیزی در اینجا نیست نه اینكه خیال یك امر مباین و معارض با این است كه از یك طرف این نشاسته است از یك طرف شما ضم حجر را بكنید بر این چیز، نه خود همین جنس در صورتش وقتی كه به این فعلیت درمیآید این نوع را تشكیل میدهد.
تلمیذ: نامفهوم؟
استاد: همان قابلیتی كه دارد میتواند این صورت را بپذیرد این همانی كه در آن است آن قابلیتی كه در آن است و میتواند آن صورت را بپذیرد همان قابلیتی كه این ماده نشاسته دارد این قابلیت در تحت شرایط خاص، این یك شرایطی دارد یك صورتی میپذیرد او یك شرایطی د ارد یك صورت میپذیرد خود این قابلیت و استعداد برای فعلیت همانی است كه شما الان او را به این كیفیت میبینید پس میتوانید بگویید سیبزمینی چیست؟ نشاسته است میتوانید بگوید گندم چیست؟ نشاسته است میتوانید بگویید برنج چیست؟ نشاسته است میتوانید فرض كنید مارچوبه چیست؟ میتوانید بگویید نشاسته است منتهی هركدام از اینها دارای یك چیز خاصی یك صورت خاصی است كه آن صورت نوعیت كه همان فصلش باشد كه آن میآید و این همان را دست به تركیبش نمیزند همان نشاسته را بدون اینكه حقیقتش را عوض كند نمود میدهد آن صورت اگر باشد نمود پیدا نمیكند فقط فرق بین نوع و بین جنس و حیوان این است كه این نمود دارد و آن نمود دارد فقط همین هیچ فرق دیگر ندارد این هم حیوان است آن هم حیوان است منتهی حیوان بدون نمود میشود همان حیوان استقلالی حیوانی كه نمود دارد میشود نوع هیچ تفاوتی نمیكند.

