اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت میان هویت ماهوی و انضمام فصول نوعیه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مباحث منطقی و فلسفی پیرامون ماهیت، جنس و فصل می‌پردازند. بحث با تحلیل دیدگاه‌های حکما درباره نحوه لحاظ ماهیت لابشرط و تفاوت آن با اعتبارات بشرط‌لا و بشرط‌شیء آغاز می‌شود. استاد با نقد و بررسی اشکالات مطرح‌شده بر کلام شیخ‌الرئیس در کتاب شفا، به تبیین این نکته می‌پردازند که چگونه انضمام فصل به جنس، موجب خروج ماهیت از هویت خویش نمی‌شود و این دو چگونه در کنار هم نوع را تشکیل می‌دهند. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، به تفاوت میان جنس و فصل و نحوه حمل آن‌ها بر یکدیگر اشاره شده و در نهایت، با رویکردی اخلاقی، بر ضرورت بهره‌گیری از استعدادهای وجودی و پرهیز از غفلت در مسیر کمال تأکید می‌گردد. این جلسه راهگشای فهم دقیق‌تر مبانی هستی‌شناختی در تقسیمات ماهوی است.

تبیین ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

9
  • و مِن هذا نَشأ اختلافُهم فی کونِ وَحدَتِها نوعیةً أو شخصیةً و لا مَعنى لِلتَّنازُعِ لأنَّها فی حدِ ذاتِها نَوعٌ مُنحَصرٌ فی شخصٍ و إذا أخَذَت لا بِشرطِ شی‌ءٍ حَصَلَ لها إبهامٌ جنسیٌ بِالقیاسِ إلى الصّورِ المُنَوعةِ المُنضافَةِ إلیها ـ فالحیوانُ مثلاً إذا أُخِذَ بِشرطِ أن لا یَکونَ مَعه شی‌ءٌ و إن اقتَرَنَ به ناطقٌ مثلاً صارَ المجموعُ شیئاً مرکباً مِن الحیوانِ و الناطقِ و لا یُقالُ له حیوانٌ کانَ مادةً و إذا أُخِذَ بِشرطِ أن یکونَ مَع الناطقِ مُتخصصاً و مُتحصلاً به کان نوعاً و إذا أُخِذَ لا بِشرط أن یکونَ مَعه شی‌ءٌ و أن لا یکونَ کانَ جنساً فالحیوانُ الأولُ جزءُ الإنسانِ مُتقدمٌ علیهِ فی الوجودِ و الثّانی نَفسُه و الثالثُ جِنسُه و جنسُ الأولِ أیضاً فیکونُ محمولاً و لا یکونُ جزءاً و إنَّما یُقالُ لِلجنسِ أو الفصلِ جزءٌ من النوعِ لأنَّ کِلا منهما یَقَعُ جزءاً مِن حدِّه ضرورةَ أنَّه لا بُدَّ للعقلِ مِن مُلاحَظَتِهِما ـ فی تَحصیلِ صورةٍ مطابقةٍ لِلنوع الداخلِ تحتَ الجنسِ فبهذا الاعتبارِ یَکونُ مُقدَّماً على النوعِ فی العقلِ بِالطَّبعِ و أما بِحسبِ الخارجِ فَیکونُ متأخِّراً عنه لأنَّه ما لم یوجَد الإنسانُ مثلاً فی الخارجِ لم یُعقَل له شَی‌ءٌ یَعُمُّه و غیرُه و شَی‌ءٌ یَخُصُّهُ و یُحَصِّلُهُ و یُصَیِّرُه هُو هُو بِالفعلِ.

  • [و از این رو نشئت گرفته اختلاف حکما در اینکه وحدت هیولی نوعی است یا شخصی، تنازع در این مورد معنا ندارد چون هیولی در حدّ ذات خود نوعی است منحصر در فرد. هیولی چون در قیاس با صور نوعیه‌ای که به آن اضافه می‌شوند لابشرط اخذ شود از ابهام جنسی برخوردار می‌گردد.

  • (مثال دیگر برای ماده و صورت و جنس و فصل که با لحاظ‌های مختلف تأمین می‌شوند) ماهیت حیوان است، زیرا حیوان چون بشرط‌لا اخذ شود ماده نامیده می‌شود و در این حال اگر مثل ناطق به آن اضافه شود از مجموع آن دو، یک شیء مرکب حاصل می‌گردد و بر این مرکب، جزء آن که همان حیوان بشرط‌لا است، حمل نمی‌شود. و چون حیوان بشرط‌شیء مورد نظر قرار گیرد و به‌عنوان مثال با انضمام نطق مشروط به آن شده و به آن تخصّص و تحصّل پیدا کند دراین‌صورت همان نوع محصّل خواهد بود و اگر حیوان لابشرط اخذ شود و بود یا نبود دیگر اشیاء مورد نظر قرار نگیرد، جنس خواهد بود.