
تبیین ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی
تحلیل نسبت میان هویت ماهوی و انضمام فصول نوعیه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مباحث منطقی و فلسفی پیرامون ماهیت، جنس و فصل میپردازند. بحث با تحلیل دیدگاههای حکما درباره نحوه لحاظ ماهیت لابشرط و تفاوت آن با اعتبارات بشرطلا و بشرطشیء آغاز میشود. استاد با نقد و بررسی اشکالات مطرحشده بر کلام شیخالرئیس در کتاب شفا، به تبیین این نکته میپردازند که چگونه انضمام فصل به جنس، موجب خروج ماهیت از هویت خویش نمیشود و این دو چگونه در کنار هم نوع را تشکیل میدهند. در ادامه، با بهرهگیری از مثالهای ملموس، به تفاوت میان جنس و فصل و نحوه حمل آنها بر یکدیگر اشاره شده و در نهایت، با رویکردی اخلاقی، بر ضرورت بهرهگیری از استعدادهای وجودی و پرهیز از غفلت در مسیر کمال تأکید میگردد. این جلسه راهگشای فهم دقیقتر مبانی هستیشناختی در تقسیمات ماهوی است.
تبیین ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی
6این فرد كسى است كه در جهل مركب ابد الدّهر بماند. نمىخواهد درست شود! مرحوم آقا ـ رضوان لله تعالیٰ علیه ـ مىفرمودند كه ما مطلب را مىگوییم، همان وقتى كه این دارد این مطلب را از ما مىشنود همان موقع این را به دیگری مىزند و به خودش نمىزند! خیلى حرف دقیقى است، مىگفتند كه ما از گفتن دریغ نمىكنیم؛ ایشان به خود بنده مىفرمودند، البته مثال نمىزدند و مصداق تعیین نمىكردند گرچه ما در خیلى موارد متوجه مىشدیم ولى ایشان هیچوقت مصداق تعیین نمیکردند. مىگفتند که مطلب را مىگوییم و عیب شخص را دودوتا چهارتا داریم به او مىگوییم، منتها در یك جمعى كه شخص متوجه نشود و آن بزرگان و آن اولیاء [هم] که از نفوس خبر دارند و میدانند؛ مىگفتند که ما در همان موقع كه داریم عیب شخص را مىگوییم، او برمىدارد به یكى دیگر مىزند! این چطوری درست میشود؟! حالا ده سال هم پیش ایشان بماند، صد سال بماند، چه فایده و نتیجهاى دارد؟! نتیجه و فایدهای ندارد.
مصداق روایت «المؤمِنُ كَیِّس»!
ولى بنده خودم شاهد بودم كه ایشان در ارتباط با استادشان حتى اگر آن مطلبى را كه او مىگفت به ایشان نمىخورد ایشان به خودش مىزد حتى اگر ایشان مشمول این قضیه نبود ایشان آن را برمىداشت و به خودش مىزد و مىگفت که منظور منم و دنبال حل و درمان و مداواى این مسئله مىروم. اینها به مقصود مىرسند، چرا؟! چون اینها زرنگ هستند، «المؤمِنُ کَیِّس»1 اینها هستند ولى كسى كه بردارد به یكى دیگر بزند او الاغ است! آن الاغى كه جنس است، در اینجا فصلش هم الاغ شده است! در اینجا از عجائب روزگار جنس و فصل یكى شده است و از این ما زیاد داریم. چیزى كه در این دنیا كم نداریم همین است كه جنس و فصل یكى مىشود! هم جنسش است و هم فصلش است!
ما به مرحوم آخوند ایراد مىكنیم و میگوییم كه اینكه شما مىفرمایید جنسیت با فصلیت دوتاست، نهخیر [اینطور نیست]! ما دیدهایم و بسیار بسیار در این دنیا دیدهایم كه جنس و فصل یكى است؛ هم جنسش حیوان است هم فصلش حیوان است، هردو حیوان است! چه خوب؛ اینها جزو وحدتىها هستند؛ یعنی وحدت بین جنس و فصل!
- . غرر الحکم، ج ۱، ص 44.
