اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت میان هویت ماهوی و انضمام فصول نوعیه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مباحث منطقی و فلسفی پیرامون ماهیت، جنس و فصل می‌پردازند. بحث با تحلیل دیدگاه‌های حکما درباره نحوه لحاظ ماهیت لابشرط و تفاوت آن با اعتبارات بشرط‌لا و بشرط‌شیء آغاز می‌شود. استاد با نقد و بررسی اشکالات مطرح‌شده بر کلام شیخ‌الرئیس در کتاب شفا، به تبیین این نکته می‌پردازند که چگونه انضمام فصل به جنس، موجب خروج ماهیت از هویت خویش نمی‌شود و این دو چگونه در کنار هم نوع را تشکیل می‌دهند. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، به تفاوت میان جنس و فصل و نحوه حمل آن‌ها بر یکدیگر اشاره شده و در نهایت، با رویکردی اخلاقی، بر ضرورت بهره‌گیری از استعدادهای وجودی و پرهیز از غفلت در مسیر کمال تأکید می‌گردد. این جلسه راهگشای فهم دقیق‌تر مبانی هستی‌شناختی در تقسیمات ماهوی است.

تبیین ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

3
  • آن كس كه بداند و بداند كه بداند***اسب شرف از گنبد گردون بجهاند
  • آن كس كه بداند و نداند كه بداند***بیدارش نمائید كه بس خفته نماند1
  • بعضى‌ها مى‌فهمند و قابلیت هدایت دارند منتها خودشان به این مسئله پى نبرده‌اند یأس آنها را فرا گرفته است، ناامیدى بر آنها غلبه كرده است، محیط آنها را در تحت شرایط خودش درآورده و از حقیقت خودشان غافل هستند و نمى‌دانند چه كلاهى دارد بر سرشان مى‌رود! این او را مى‌كشاند، دیگرى او را مى‌كشاند، امروز بیا اینجا فردا برو آنجا! مسائل اطراف آنها را از آن واقعیت و حقیقت و قابلیتى كه دارند به بیراهه كشانده است، جوّ آنها را در خودش قرار داده، عمّه و خاله و دایى آنها را در تحت آن تبلیغات خودشان قرار دادند، زندگى و دنیا آنها را به‌سمت خودشان كشانده، بیا و بروها و مسائل دیگر آن حقیقت پنهان خود را از دیدگان آنها مخفى كرده است، اینها افرادى هستند كه قابلیت دارند منتها محیط آنها را در یك پوششى قرار داده كه نمى‌فهمند چه گوهرى را دارند ازدست مى‌دهند! جوّ آنها را در یك وضعیتى قرار داده كه گوسفندوار دارند به‌دنبال آن جوّ و آن مسائل حركت مى‌كنند و خود خبر ندارند كه چه دُرّ گران‌مایه‌اى را دارند در معرض اتلاف درمى‌آورند، خبر ندارند! استعداد هدایت را دارند و استعداد دستگیرى را دارند ولكن به‌واسطۀ پیروى از این و آن و متابعت از این اوضاع، آن استعداد بر خود اینها مخفى شده و خودشان نمى‌فهمند که در اینجا چه استعدادى دارند.

  • پیرمرد بی‌تحمّل و بی‌ظرفیت

  • مثل كسى كه یك قرعه‌كشى كردند و شانسى آورده و كبوتر اقبالى بر شانه‌اش نشسته و گفتند که فلان جایزه را الآن به تو دادند و پولش هم در بانك هست ولی خبر ندارد! یك وقتى مى‌آیند درِ خانه را می‌زنند که چه نشسته‌اى بلند شو ببین كه در بلیت بخت‌آزمایى بردى! زمان شاه بلیت بخت‌آزمایى بود الآن نمى‌دانم هست یا نه! آن‌وقت در آنجایى كه مى‌رفتیم درس مى‌خواندیم یک حمّالى بود این حمّال را هر روز مى‌دیدیم و پیر هم بود البته خیلى پیر نبود! یك روز به او گفتند که یك مبلغى بردى، آقا دیدیم در مغازه‌ها دارند حرف مى‌زنند كه این دیروز داشت حمّالى مى‌كرد و آمدند گفتند كه فلان مبلغ را بردى، همان‌جا سكته كرد مُرد؛ یعنى این مال به او وصال نداد و برایش این برنده شدن آمد نداشت! مى‌گویند که خدا به هر كسى هر چیزی نمى‌دهد، چون تحمل ندارد، این‌هم همین است! به یكى تا یك چیزى بدهند خودش را گم مى‌كند و ازدست می‌دهد و آن جوهرۀ وجودش مخفى مى‌شود و امور دیگر مى‌آید و جاى او را مى‌گیرد!

    1. . منسوب به جناب سعدی.