اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت میان هویت ماهوی و انضمام فصول نوعیه

14٬246
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مباحث منطقی و فلسفی پیرامون ماهیت، جنس و فصل می‌پردازند. بحث با تحلیل دیدگاه‌های حکما درباره نحوه لحاظ ماهیت لابشرط و تفاوت آن با اعتبارات بشرط‌لا و بشرط‌شیء آغاز می‌شود. استاد با نقد و بررسی اشکالات مطرح‌شده بر کلام شیخ‌الرئیس در کتاب شفا، به تبیین این نکته می‌پردازند که چگونه انضمام فصل به جنس، موجب خروج ماهیت از هویت خویش نمی‌شود و این دو چگونه در کنار هم نوع را تشکیل می‌دهند. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، به تفاوت میان جنس و فصل و نحوه حمل آن‌ها بر یکدیگر اشاره شده و در نهایت، با رویکردی اخلاقی، بر ضرورت بهره‌گیری از استعدادهای وجودی و پرهیز از غفلت در مسیر کمال تأکید می‌گردد. این جلسه راهگشای فهم دقیق‌تر مبانی هستی‌شناختی در تقسیمات ماهوی است.

تبیین ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مباحث منطقی و فلسفی پیرامون ماهیت، جنس و فصل می‌پردازند. بحث با تحلیل دیدگاه‌های حکما درباره نحوه لحاظ ماهیت لابشرط و تفاوت آن با اعتبارات بشرط‌لا و بشرط‌شیء آغاز می‌شود. استاد با نقد و بررسی اشکالات مطرح‌شده بر کلام شیخ‌الرئیس در کتاب شفا، به تبیین این نکته می‌پردازند که چگونه انضمام فصل به جنس، موجب خروج ماهیت از هویت خویش نمی‌شود و این دو چگونه در کنار هم نوع را تشکیل می‌دهند. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، به تفاوت میان جنس و فصل و نحوه حمل آن‌ها بر یکدیگر اشاره شده و در نهایت، با رویکردی اخلاقی، بر ضرورت بهره‌گیری از استعدادهای وجودی و پرهیز از غفلت در مسیر کمال تأکید می‌گردد. این جلسه راهگشای فهم دقیق‌تر مبانی هستی‌شناختی در تقسیمات ماهوی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

12
  • أنَّ المَفهومَ مِنَ المَأخوذِ بِشَرطِ أن یَکونَ وَحدَه هُوَ أن لا یُقارِنُه شَیءٌ أصلاً زائِداً کانَ أو غَیرَ زائِد وحینَئِذٍ یَکونُ القول بِکونِه جُزءً مُتِضَمِّناً لِما هُوَ زائِد تَناقُضاً.

  • خب آن مقسم در اینجا این است چون در مقسم حتى خود اطلاق هم قید نشده است. الثّانی أنَّ المَفهومَ مِنَ المَأخوذِ ... توضیح دوم این است كه ما از آن ماهیتى كه بشرط‌لا و به شرط تنهایى أخذ شده است، خود آن مفهوم و خود آن جنس فى‌حدّنفسه را درنظر بگیریم و دیگر چیزى ضمیمه‌اش نباشد؛ خواه زائد بر او باشد و خواه زائد بر او نباشد، نه‌اینکه داخل در ماهیت نوعیه باشد یا از عوارض باشد؛ نه، خود آن ماهیت و خود حیوان را وقتى مى‌خواهیم تعریف كنیم نباید ضحک را ضمیمه‌اش كنیم كه زائد است و نیز نباید فصل بیاوریم چرا که جزو آن حقیقت نوعیه است، هیچ نباید بیاوریم! اینكه بگوییم مفهومى كه اخذ شده جزئى است كه مُتِضَمِّن ـ مُتِضَمِّناً هم درست است ولی منضمّاً بهتر است ـ زائد است یعنى حیوانی‌ كه فصل هم در آن هست یا به آن فصل ضمیمه مى‌شود این تناقض است شما اگر حیوان را تنهایى مدّنظر قرار دادید پس دیگر نمى‌توانید یك چیز دیگر را در آن مُنضم كنید یا مُتِضَمِّن فصلیت باشد که وقتى بگوییم که این چیست، بگویید: این حیوان است، نه! بلکه باید بگویید که این حیوان ناطق است و قید ناطق را هم باید بیاورید. چرا شما مى‌گویید که این حیوان است و نصفش را مى‌آورید؟! چرا نصفش را مى‌گویید؟ پس اینكه شما مى‌گویید: زید حیوان است و از این حیوانات خیلى زیاد هستند!! شما در اینجا نصفش را آوردید درحالى‌كه خب براى همین هم این ناراحت مى‌شود، مى‌گوید: براى چه تو به من مى‌گویى که زید حیوان است؟! باید بگویی: حیوان ناطق است و این نطقش به عرش رفته است!! تو مى‌گویى: حیوان یعنی نصفش را مى‌گویى و باعث می‌شوی من عصبانى ‌شوم! نه آقاجان آن ناطقت هم در شكم همان حیوان است، من در اینجا جنس و فصلت را یكى كردم چون كه دیدم خیلى نباید براى شما مئونه گذاشت! فصلت هم عین جنست مى‌ماند و جنست هم عین فصلت مى‌ماند و هیچ فرقى با همدیگر نمى‌كند!

/ 260