اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(4) في الفرق بين الجنس و المادة و بين النوع و الموضوع 22-01-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۲۷

9
  • باز گو ای علی مرتضی‌***ای پس از سوءالقضا حسن القضا
  • این شعری كه تعبیر كرده از خلفاء ثلاثه به سوءالقضا و تعبیر كرده از خلافت علی به حسن القضا اگر كسی این شعر را ببیند و بگوید مولانا سنی است این آدم معاند است! این باید معاند باشد، یعنی خلفا ثلاثه سوءالقضا هستند خلافت علی چیست؟ حسن القضاء، آیا سنی همچین حرفی می‌زند یا نه؟ اگر بگویید می‌زند من می‌گوییم كله‌تان پوك است، یا پوك است یا معاندی، از این دوتا خارج نیست او كسی كه در می‌آید به امیرالمؤمنین می‌گوید كه

  •  از مثالش نگو كه قل‌هواللَه احد از كلامش نگو از ذاتش بگو این كسی كه راجع به امیرالمؤمنین این را بگوید این سنی است آن كسی كه راجع به علی بگوید در آن قضیه حالا دیوان شمس و اینها بماند راجع به همین قضیه

  • او خدو انداخت بر روی علی‌***افتخار هر رسول و هر ولی
  • او خدو انداخت بر رویی که ماه‌***سجده آرد پیش او در سجدگاه
  • اینها را برای ابوبكر هم گفته برای عمر هم گفته آخر چقدر آدم باید مغرض باشد؟ چقدر آدم باید گیر داشته باشد؟ چقدر آدم باید معاند باشد؟ چقدر آدم باید دشمن اهل‌بیت باشد؟ تا بگوید مولانا این را گفته و بعد هم سنی است تمام كسانی كه این را می‌گویند همه دشمن اهل‌بیتند! همه اینها دشمن اهل بیتند! گرچه گریه هم بكنند، همه تمام اینها تخیل است.

  •  اهل‌بیت آزاد بودند، حر بودند، ترس نداشتند، حمل بر صحت می‌كردند مطالب را حمل بر صحت می‌كردند این همه ما در اینجا روایت داریم افراد داریم چه داریم چه داریم ...

  •  طرف آمده بود نمی‌دانم پیغمبر را می‌دید چه می‌كرد فوت كرد پیغمبر گفتند كه این اهل بهشت است گفتند كه بابا این كارهای حرام كرده حضرت فرمودند برده فروش خدا می‌بخشد چون علاقه به من را دارد.

  •  حالا این بزرگان آمدند در اینجا اصلا ما شرائط آنها را نداشتیم الان كه الان است هزارویك مشكل آقا در ارتباطات و حرفها هست مگر نمی‌بینید؟ چپ برود چرا آن را می‌گوید؟ راست برود چرا آن را می‌گوید؟ چرا آن حرف را می‌زند؟ آن موقع را خبر كسی ندارد كه آقا چی بوده، در تحت حكومت خلفا و در تحت جهل جُهّال در تحت حكومت جاهلان و جهال هزارویك تهدید و فلان و مساله چه برای خودشان چه برای بقیه بوده، بابا از عمر یك چیزی بگوییم شر قضیه را بكَنیم برود پی كارش از ابوبكر بگوییم، بگوییم گفتیم دیگر آن وقت بعد بلند می‌شود وقتی كه می‌رسد آن وقت دیگر سنگ تمام می‌گذارد راجع به این امیرالمؤمنین آنوقت می‌شود این سنی باشد اصلا بگوییم اینها سنی هستند بالاتر از این، شما با این دادوبیدادهایتان چه را می‌خواهید ثابت كنید؟ مگر ملاجلال سیوطی نیست؟ مگر ابن‌ابی‌حدید سنی نیست؟ این نعره‌ها كه می‌زنید برای آنها هم می‌زنید؟ خیلی خب اصلا آنها سنی، اصلا مولانا سنی! چندنفر تا حالا با خواندن مثنوی سنی شدند؟ بشمارید برای من، از زمانی كه مولانا جلال‌الدین بلخی قدس اللَه سره هفتصدسال تا الان می‌گذرد به من نشان بدهید یك نفر را كه با خواندن كتاب مثنوی سنی شده باشد، نشان بدهید، شما با این حرفها چكار می‌كنید؟ همه افراد را از دریای معارف مثنوی محروم می‌كنید، اصلا بلند شوید آن حرفهای كه راجع به ابوبكر و عمر زده آنها را قبول ندارید، اصلا سنی، خوبه حنفی، مالكی، بسیار خب بقیه‌اش را بیایید گوش بدهید، چندتا اصلا شعر است؟ اصلا آن چندتا را حذف كنید بگذارید كنار، بقیه را چاپ كنید بگذارید در اختیار مردم خوب است، آنهایی كه مربوط به عمر گفته آنها را دربیاورید اگر خیلی ناراحتید بقیه مطالبش را همه یك مثنوی چاپ كنید خب خیالتان راحت می‌شود؟ یا نه راحت نمی‌شود؟ چرا؟ چون درد جای دیگر است این بهانه است درد درد وحدت وجود است، حرف آنجاست.