جلسه ۶۲۷
7همه دارند میروند اصلا به یك وضع دیگر، ما در الفاظ ماندهایم، در عبارات ماندهایم بابا دنیا عوض شده دیگر با شعار خداحافظی كرده مردم به ما میخندند آقا تا كی ما باید مضحكه مردم باشیم؟ مطلب بیاور رد كن آقا وحدت وجود به این دلیل مردود است شعار دادن و اینها نجسند و استكان را آب بكشید.
در نجف چه بود؟ تا یكی از همین آقایان را میخواستند تخریب كنند استكان را آب بكشید!! این كه دیگر تمام شد، آقاشیخ هادی تهرانی ایشان آمده بوده، حرفهایش را كسی نمیفهمد یك دفعه حضرت آقا از آن طرف مجلس میگوید استكان ایشان را آب بكشید، آقای فلان گفته استكان را آب بكشید دیگر نجس شد!! آن هم گفت كه من كافرم؟ یك تكفیری نشانتان بدهم فردایش شروع كرد یكییكی مبانیشان را میمالاند به هم، شروع كرد از این یكی از آن یكی دیدند بابا عجب غلطی كردند یعنی چه؟
هنوز ما خودمان را عوض نكردهایم، البته خیلی بهتر شده این را به شما بگویم آن جراتهایی كه سابق بود بر علیه عرفا، نه، الان دیگر فهمیدند آن سبو بشكست و وضعیت تغییر پیدا كرد ولی باز هم ما در یك تحجراتی هستیم در یك مسائلی هستیم این حرفها یعنی چه؟ این نجس است آن نجس است بابا بلند شو بیا رد كن جناب آقای فلان كه میگویی بلندشو مناظره بگذار در مقابل همه مناظره تلویزیونی بگذار تا همه بفهمند چیزی حالیت نیست! چرا در خانه نشستی فتوا میدهی یك بحث علمی بگذار مقاله بنویس ما هم مینویسیم جوابت را میدهیم یا تو ما را محكوم میكنی یا تو دیگر حرفی نمیتوانی بزنی، جداً ما الان مضحكه شدیم یكی از محاسن دانشگاه این است كه این نجس پاكیها را ندارند این نجس است و آن نجس است بله آنها در خودشان هزارتا مشكل دارند چشم ندارند همدیگر را ببینند این را هم میدانیم ولی اقلًا این نجس و پاكی را ندارند از نجس و پاكی گذشتند، این حرفها چیست؟ حوزهها باید تغییر پیدا كند بایستی كه رشد پیدا كنند سعه صدر باید افراد داشته باشند، آقا بلند شده یك ساعت رفته چرت و پرت گفته آن یكی میگوید بنده ثوابهای یك عمرم را میدهم در ازاء یك كلام او، یعنی هنوز در شعاریم، خب بنده هم همه ثوابهایم را میدهیم در مقابل یك خط محیالدین، بنده پنجاه سالم است تمام ثوابهایم را میدهم روزههایم را میدهم درسهایی كه دادم را میدهم درسهایی كه خواندم میدهم ثواب یك خط فتوحات را به من بدهند، اگر به گفتن است ما هم میگوییم خب آدم باید بداند شأنش را، بداند حرفی نزند این حرفها بچهگانه است، آدم هرچه بردارد بگوید كه چی؟ حالا شما با این حرف گفتن اوضاع را تغییر میدهی؟ نه بابا خودت را میآوری پایین، شأن خودت را میآوری پایین، دیدگاهها را نسبت به خودت تغییر میدهی، چرا انسان این كار را بكند؟ انسان درست صحبت میكند، منطقی حرف میزند، آقا این مطلب به این دلیل خلاف است من در همین كتابی كه نوشتم گفتم ما ادعای عصمت راجع به محی الدین و مولانا نكردیم نخیر آنها هم اشتباه داشتند هر كلامی كه منطبق بر مكتب و اصول اهلبیت است میپذیریم هر كلامی كه منطبق نیست اگر بتوانیم حمل بر تقیه بكنیم میكنیم نتوانیم بكنیم نمیپذیریم، مگر فقها همه فتواهایی كه دادند فتواهای امام زمان است فتواهای صدوهشتاددرجه مختلف كدامش مال امام زمان است؟ آن كسی كه میگوید با تلسكوپ هم اگر ماه دیده بشود میشود روزه را خورد با آن كسی كه میگوید فقط با چشم عادی باید دید كدام یكی از اینها فتوای امام زمان است؟ یكی هست یكی نیست دیگه، هیچكس حرف نمیزند بالاخره یا این مال امام زمان است یا آن نیست روایت هم كه ما نداریم بر اساس فهم و سلیقه بنده میگویم كه با تلسكوپ میشود دید شما میگویید نمیشود بسیار خب عیب ندارد ما كه قائل به مُصَوبه نیستیم ما مخطئه هستیم اشكال ندارد ولی صحبت این است كه چرا آنجا این ایرادها نیست؟ اما همین كه محیالدین یك فتوایی از اهل تسنن میآورد فتوا را میآییم توی مجله چاپ میكنیم این فتوا موافق اهل تسنن است، این همه فتوا چهارصدسال فقها دادند كه همهشان مثل اهل تسنن است و یكی نمیگوید كه چرا اینطور حالا چون این بدبخت گفته همان روایتی كه شما دیدی این هم دیده شما یك فتوا دادی این هم یك فتوا داده خیلی از مطالبی كه ما میگوییم مطالب موافق با اهل تسنن است مگر قرار است همه مطالب نباشد خیلی از مسائل هست خیلی از چیزها همه مثل اهلتسنن است قضیه قضیه وحدت وجود است و این است من در آنجا برداشتم گفتم حالا محی الدین اصلا ما میگوییم این دوتا سنی حرف دیگری دارید مگر شما ابنالحدید را نمیخوانید مگر شما كتابهای سیوطی را نمیخوانید؟ چرا فحشش نمیدهید؟ الان اگر یك نفر یك كنگره برای ملاجلالالدین سیوطی اگر بردارد یك كنگره بگذارند آقا درمیآید بگوید من محكوم میكنم چون سنی است؟ حرفی نمیزند، چرا؟ راجع به مولانا محكوم میكنی مگر سیوطی سنی نیست؟ او كه سنی بودنش كه دیگر واضح است گرچه مرحوم حاج شیخ عباس قمی ایشان دارد كه كتابی را من برخورد كردم كه در اواخر عمر ملاجلال سیوطی نوشته و در آنجا اعتراف كرده به غاصبیت خلافت این خلفاء ثلاثه و اعتراف كرده به حقانیت تشییع خب خدا خیرش بدهد عاقبتبخیرش كند ولی این كتابهایی كه نوشته را چه میگویید و اینها را نوشته در زمان تسنن نوشته چرا شما میخوانی؟ چرا شما توی تفاسیرتان چه فارسی چه عربی از این مطالب استفاده میكنی؟ چرا از مطالب زمخشری استفاده میكنید زمخشری مگر سنی نبوده؟ اگر الان برای زمخشری یك سمیناری تشكیل بدهند شما محكوم میكنید؟ چی شد فقط محیالدین بدبخت بایستی در اینجا محكوم بشود؟ چون سنی است فقط مولانا باید محكوم بشود چون منظور هركه منم مولا و دوست را دوست گرفته؟ او فقط باید محكوم بشود چون از عمر تعریف كرده؟.

