اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(4) في الفرق بين الجنس و المادة و بين النوع و الموضوع 22-01-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۲۷

6
  •  وجود باری تعالی كه در نفس ذات خودش مساله و مقام و مرتبه هو هویت را دارد چگونه با مقام ظهور می‌تواند جمعیت پیدا بكند تمام دعوا و دادوبیداد مرحوم سیداحمد همین است می‌گوید اگر شما هو هویت در باری را قبول دارید این هو هویت را نمی‌توانید با حفظ سمت از دست بدهید و تبدیل بشود به مقام واحدیت و هوهویت برود كنار یعنی خدا شده همه ظهور اصلش رفته دیگر كنار یا باید واقعیت را كنار بزنید كه نمی‌توانید كنار بزنید اشیاء را در عالم می‌بینیم یا باید هو هویت را كنار بگذارید یا باید بین آن هو هویت و بین واحدیت جمع كنیم این همان حرفی است كه ائمه و خلصین از عارفین خاص این مطلب را قائلند كه این مساله همان مقام لا بشرط است.

  •  البته این را در نظر داشته باشید كه در طریق بحث مرحوم آقاشیخ محمدحسین قوی‌تر از سیداحمد می‌آید در كیفیت بحث نه در اصل نتیجه و در اصل صحبت ما از حق در اینجا نباید بگذریم. واقعا مرحوم آقاشیخ محمدحسین بسیار مرد بافهمی بوده خیلی دقت‌هایش، مرحوم آقاسیداحمد یك آدم رك و خیلی عجیب این‌بار و هر دفعه مابه مسجد سهله می‌رویم قبل از هرچیزی ما به فكر آقاسیداحمد می‌افتیم و آن قضیه‌اش و اینها واقعا این عرفا چقدر آزاد بودند چقدر بی‌قید بودند چقدر بی‌هوا بودند چقدر شما یكی را نگاه كنید كه برای مرجعیت چه می‌كند و برای رسیدن به مرجعیت تا چه حدی و تا چه مساله‌ای جلو می‌آید یكی هم نگاه كنید می‌بینید مثل مرحوم سیداحمد وقتی می‌شنود میرزای شیرازی مرحوم میرزاتقی احتیاطهای خودش را احاله به او داده اصلا پریشان می‌شود و برمی‌دارد به همان شاگردش می‌گوید بردار نامه بنویس مواظب حرف زدنت باش بفهم با كی طرف هستی این بار بخواهی از این كارها بكنی سروكارت با جدم است روز قیامت اینطوری تهدید می‌كند شوخی نمی‌كند تواضع نمی‌كند این تواضع برای ماهاست اینها واقعا چی بودند اینها را آدم اینها را كه مرحوم آقا در اول كتابشان دارند كه طلاب و فضلا باید مرتب این سرگذشت را بزرگان را خواندن هرچند روزی یك‌دفعه همین قضیه‌ای كه مرحوم آقا آوردند اعتقاد من این است كه اقلا ما یك بار به این قضیه نگاه كنیم نه اینكه بدانیم نه می‌دانیم من حتی عبارات مرحوم آقا را اینقدر خواندم كه حفظم ولی فایده ندارد نه نگاه كنید نگاه كردن غیر از دانستن است، یك دفعه همین حكایتی كه در اول توحید علمی آوردند نگاه كنید آن وقت ببینید تغییر می‌كنید یا نه فكرتان عوض می‌شود یا نه؟ جهت‌یابی‌مان عوض می‌شود یا نه؟ مسیرمان عوض می‌شود یا نه؟ این مطالعه احوال بزرگان این مطالعه كلمات بزرگان دقت در این عبارات كلیدی بزرگان زندگی انسان را اصلا تغییر می‌دهد زندگی انسان را و تمام دشمنی‌هایی كه با عرفا می شود بخاطر همین قضایاست وقتی شخص نمی‌تواند خود را با این قضیه و با این حكایت وفق بدهد شروع می‌كند این عرفا وحدت وجودی‌اند خیلی خب بنده در همین كتاب نوشتم كه اصلا خود بنده وحدت وجودی، بنده نجسم گفتم الحمدلله بنده یك رساله‌ای در طهارت انسان نوشتم هیچ كس نجس نیست حالا هرچی می‌خواهید به من بگویید بگویید نجس است یا طاهر است ما رساله‌مان را نوشتیم و گفتیم آقاجان نه گبر نجس است نه یهودی نجس است نه كمونیسم نجس است هیچ كسی در این دنیا نجس نیست از این نظر خیالتان راحت بروید سراغ یك چیز دیگر وحدت وجودی استفتاء می‌فرمایند اگر وحدت وجود كافرند بابا تو وحدت را نمی‌فهمی با هی هویج می‌نویسند با هی حوله می‌نویسند این كه من می‌گوییم دروغ نمی‌گویم بودم با افرادی كه فتوا به نجاست دادند و اصلا وحدت وجود را نفهمیده بودند و با آنها صحبت كردم از خودم نمی‌گویم جداً نمی‌فهمند با هاء حوله است یا هویج همین‌جوری نجس است بله اینها كافرند، خدا پدرِ این صاحب عروه را بیامرزد كه اقلًا گفت احتیاط كنیم نجس نگوییم، حداقل قائل به احتیاط شده.