اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(4) في الفرق بين الجنس و المادة و بين النوع و الموضوع 22-01-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۲۷

5
  •  یعنی در همه اشیاء و ظهورات بشرط لائی را همزمان می‌شود تصور كرد؟ باید تصور كنیم نمی‌توانیم نكنیم مگر ما می‌توانیم حقیقت و واقعیت را نفی كنیم مگر شما می‌توانید افرادی كه الان در فیضیه هستند بگویید نیستید یك وقتی فیضیه را تعریف می‌كنیم فیضیه یك مدرسه‌ای است كه دارای فرض كنید صدتا حجره است و این خصوصیات را دارد بسیار خب این در اینجا افرادی كه در فیضیه هستند موردنظر نیستند فقط خود این مكان و مدارسی كه در اینجا هست آن مورد لحاظ است یك وقتی شما می‌گویید فیضیه جایی است كه در آنجا طلاب به درس مشغول هستند همراه با این فیضیه طلاب هم می‌آورید كه طلاب در اینجا به درس مشغول هستند حالا می‌توانید در این تعریفتان طلاب را خارج كنید نمی‌توانید خارج كنید همراه با این آمده خواهی نخواهی در این مدرسه طلبه رفت و آمد می‌كند در این مدرسه طلبه دارد درس می‌خواهد دیگر شما نمی‌توانید بگویید در اینجا فیضیه اینجا فقط ساختمان است بلكه ساختمان است به اضافه طلبه، وقتی كه خدا آمده باری تعالی آمده و این خلایق را خلق كرده و ما با همین دو چشممان داریم می‌بینیم این كه ما الان داریم می‌بینیم را می‌توانیم انكار كنیم بگوییم نیست الان حضرت عالی كه صحبت می‌كنید بگوییم اصلا جناب آقای طهوری وجود خارجی ندارند اینها تمام خیالات است كه من می‌بینیم اینها همه تخیلات است اصلا این وجود خارجی ندارد نه بابا نشسته در اینجا سر و مر و گنده و الحمد و المنی و دارند به چرت‌وپرت‌های ما دارند اعتراض و ایراد وارد می‌كنند و همه هم می‌شنوند من دیگر این را نمی‌توانم انكار بكنم و بگویم ایشان در اینجا وجود خارجی ندارند ذات باری تعالی كه در مقام هو هویت خودش عاری از ماده و صورت است و ما هم این را قبول داریم و می‌دانیم كه عاری از صورت و ماده است چگونه شده است كه این صورت و ماده پیدا شده ما در این پیدا شدن حرف داریم یا باید عاری از صورت و ماده و جسمیت را از آنجا اخذ كنیم بگوییم خدا هم ماده است هم صورت است هم جسم است هم نمی‌دانم نور است هم عقل است اول است دوم است صادر است تمام اینها هست یا این یعنی همه اینها خداست یا اینكه بگوییم اشیاء خارجی وجود ندارند و قائل به پوچ‌گرایی شویم و بگوئیم اصلا هیچ چیزی در خارج وجود ندارد و آنچه كه در خارج است حباب است و این هم كه خلاف است و اگر سیخی به او بزنیم دومتر می‌پرد بالا، معلوم می‌شود كه هست یا نیست یا اینكه باید یك درمانی برای این درد خود بیابیم وجود باری تعالی را نمی‌توانیم وجود محدود به ماهیات فرض كنیم در این اختلافی نیست در این قضیه بین مرحوم كمپانی و مرحوم سیداحمد اختلاف نیست یا اینكه باید جوری وجود باری تعالی را تصور كنیم كه در عین این عینیت بتواند آن وجود با تمام مظاهر خودش از صادر اول گرفته تا ذره‌ای كه در هوا معلق است بتواند در كنار هم قرار بگیرد آن در كنار هم قرار گرفتن چه تصویری را می‌طلبد؟ چه تصویری را می‌طلبد كه ما بتوانیم بین این دو حقیقت جمع كنیم وقتی كه شما یك لیوان شربت در مقابلتان هست در اینجا كاری ندارد می‌گویید آقا این چیست یكی می‌گوید آب است یكی می‌گوید شربت است هركسی یك چیزی می‌گوید شما فوری برمی‌دارید یك مقداری از این می‌ریزید در آزمایشگاه در مختبر و تجزیه می‌كنید می‌گویید آقا یك مقداریش شكر است یك مقداریش آب است یك مقداریش نمك است و یك مقداریش چیز دیگر و اگر ویتامینی هست اینها همه را تجزیه می‌كنید می‌گویید از این پنج یا شش عنصر تركیب شده و بعد این عنصرها با هم تركیب شدند و تبدیل به سرم شدند درست شد حالا ما صحبت‌مان در این است این وجود باری كه خودش وجود حقی است كه قابل صورت نیست یعنی خودش فی حد ذاته این صورت ندارد رنگ ندارد این الان رنگ است او رنگ ندارد خودش در ذات خودش حیوان نیست خدا كه حیوان نیست در ذات خودش باری تعالی حجر نیست در ذات خودش مدر نیست شجر نیست اینها نیست این یك حقیقت و از طرف دیگر شما شجر، مدر، كهكشان، افلاك همه اینها را هم می‌بینید و همه اینها وجودشان را از خانه خاله كه نیاوردند این كه مرحوم سیداحمد می‌گویید ما از خانه خاله‌مان نیاوردیم این را می‌خواهد بگوید كه از همان هو هویت آوردیم یا نه نمی‌شود آن هویت با آمدن ما تغییر پیدا كند از هویت بیفتد الان همان هو هویت بدون خلق آن هو هویت با خلق است همان هو هویت بدون ظهور الان همان هو هویت با ظهور است این همان معنای روایت كان اللَه ولم یكن معه شیء والان كما كان این همان است قشنگ دودوتا چهارتا این حدیث امام موسی بن جعفر علیه‌السلام بر مبنای عرفا در اجتماع و جمع و پذیرش، پذیرش مقام هو هویت با مقام واحدیت است كه الان همین است به این می‌گویند مقام جمعیت، اگر مقام، مقام جمعیت نباشد ـ نشنیدید می‌گویند با حفظ سمت مسئول فلان اداره هم هست با حفظ سمت مسئول است مثلا طرف مسئول شهرداری است می‌گویند مدیر فلان كل وزارت هم می‌شود خب قابلیت هر دو را دارد اشكال ندارد انسان در دو قسمت سه قسمت ده قسمت خدمت كند هیچ اشكال ندارد درست شد ـ اگر قرار باشد بر اینكه این جمعیت كه با حفظ سمت فلان موقعیت را بپذیرد اگر نتواند به آن سمت اول بپردازد كه دیگر جمعیت نیست این یكی می‌شود جمعیت در آنجایی است كه تو هم بتوانی با حفظ سمت در این اداره خدمت كنی چهارساعتت را در این اداره بگذاری پنج ساعتت را در اداره دیگر بگذاری شش ساعت را در اداره دیگر بگذاری صدساعت بیست‌وچهار ساعت تو صدساعت شده در هر اداره‌ای بیست تا پنج ساعت در آنجا وقت بگذاری این می‌شود مقام جمعیت كه كسی ندارد غیر از بعضی‌ها والا اگر شما با این حفظ سمت بتوانی آن شغل اول را از دست بدهید این دیگر جمعیتی در اینجا حاصل نشده بعضی افراد شغل دوم كه پیدا می‌كند شغل اول یادشان می‌رود خب این مهم‌تر است فقط ارتقاء است اولی را رها كن یك دفعه فردا شغل سوم پیدا می‌كنیم ارتقاء است آن دوتا شغل اول را می‌گوییم برو پی كارت آن دوتا شغل اول را همه می‌توانند انجام بدهند من در اینجا فقط می‌توانم از عهده تكلیف این قضیه بربیایم كسی در اینجا نمی‌تواند از این عهده در اینجا بربیاید این دیگر جمعیت نیست.