جلسه ۶۲۷
3این قابل ادراك بشر نیست یعنی با منطقی كه ما با آن سروكار داریم قابل فهم نیست در این عالم كه یك چیزی هم لابشرط باشد و جمع بشود با اشیاء دیگر، این دیگر قابل نیست پس چرا میگوییم؟ این كه گفتند از كجاست؟ این كه ما الان داریم میگوییم از كجا داریم میگوییم؟ چیزی كه نمیفهمیم مگر میتوانیم بگوییم ما كه الان داریم این قضایا را در كنار هم قرار میدهیم آیا این قضایا بر اساس یك ریشه و بر اساس تصاویر یعنی تصورات و تصدیقات بدیهیه ما نشأت گرفته یا بدون تصور و تصدیق دارم این حرفها را میزنم من از یك طرف آمدم وجود را فهمیدم، اشیاء در عالم را فهمیدم، اشیاء در عالم ماهیت دارند این ماهیت با ماهیت دیگر تنافی دارد این ماهیت تبدیل به ماهیت دیگر نمیشود انسان تبدیل به حجر نمیشود حجر هم تبدیل به انسان نمیشود این یك مساله بدیهی است كه میدانیم در این كه حرفی نداریم از یك طرف میآئیم نگاه میكنیم میبینیم همان حجر متدّلی و متكّی بر وجود است هم این حیوان متكی و متدلی بر وجود است در این هم كه شكی نداریم از آن طرف میآئیم میبینیم آن چیزی كه متكی بر وجود است آیا از وجود جدا شده است یا این كه آن وجود جنبه استمراری در نفس حدوث و در بقاء آن شیء است در این هم كه شكی نداریم وقتی در این شك نداریم میرسیم به یك جایی كه باید وجود این باشد یعنی وقتی كه ما ماهیت را در نظر بگیریم اختلاف آنها را در نظر بگیریم و این ماهیت را با وجود در یك تركیب نه اینكه انضمامی، همان اتحادی كه همان ظهور باشد صورت باشد صورت برای آن ماده بدانیم و این صورت ها را مختلف بدانیم و متفاوت و متمایز هم بدانیم و ریشه و اصل این حقایق خارجی را وجود بدانیم كه این تطوّر وجود است كه باعث اختلاف حقایق خارجی شدند والا این اختلاف حقایق خارجی از خانه خالهاش كه نیامده هم در اصل وجودشان اینها متدلی هستند هم در كیفیت اختلافشان متدلی به وجود هستند با آن بیانی كه در مورد حقیقت ماهیت ما گفتیم این مسائل وقتی روشن بشود به این نكته می رسیم، كه اصل و مبدا و ریشه این حقایق مختلفه كه یك مجرد است یك مابین مجرد و ماده است و یك ماده است این سه نوع كه بینهما متوسطات وقتی كه این حقایق همه اینها متدلی به یك ریشه هستند به یك اصل هستند نه اینكه متدلی به اصلهای مختلف هستند یك وجود كه وجود صورت باشد، یك وجود وجود ماده باشد، یك وجود وجود مجرد باشد نه همه اینها یك اصل دارند و یك ریشه دارند كه آن وجودش وجود مبدا حقتعالی است وقتی ما به این مطلب برسیم پس حكم ما نسبت به آن ریشه چه خواهد شد شما بیان كنید.

