اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(4) في الفرق بين الجنس و المادة و بين النوع و الموضوع 22-01-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۲۷

8
  •  معلوم است درد جایی دیگر است، درد درد تسنن نیست! والا كتابخانه‌های شما نصفش اهل تسنن هستند شما كه وقتی كه اسم بایزید بسطامی می‌آید می‌روید بیرون، در مشهد مرحوم آقا مجلس فاتحه گرفته بودند بلند می‌شوید می‌روید اگر اسم عمر بیاید چرا همین‌طوری نشستی نگاه می‌كنی؟ یعنی بایزید از عمر بدتر است؟ التفات می‌كنید اینها چیزهایی است كه دنیا دارد به ما می‌خندد اگر اسم شمر و یزید و عمر بیاید همه تا آخر می‌نشینند من خودم در حال نشسته بودم بعدش هم آن یارو كی است بلند شد آقا از بایزید می‌گویم خب بگویم بلند شد در رفت مرحوم آقا بغل من نشسته بود خداحافظی هم نكرد حالا اگر روی منبر داشت از عمر می‌گفت شما چكار می‌كردی چی شد بایزید بدتر از عمر شد؟ اینها چیست؟ اینها همه پوچی است و پوكی است هم پوك و هم پوك مغز پوك هیچی این همه ما آقا داریم امام صادق علیه‌السلام با آغوش باز كمونیست‌ها را همه امام صادق می‌آورد كمونیست را بیائید بنشینید در خود مسجدالحرام می‌آوردشان، ملحدین می‌آمدند در خود مسجدالحرام می‌نشستند با امام صادق صحبت می‌كردند حضرت نمی‌گفت بروید گم شوید نجس هستید دور شوید نیامد اعلامیه صادر بكند نه آقا می‌گفت بلند شوید بیایید تو برو حرف بزن بلند شوید بیاید صحبت كنید نه حضرت گفت یكی از اینها نجس است نه حضرت گفت یكی از اینها مرتد است و كافر است و بیرونش كنید و تبعیدش كنید و چه كنید چرا؟ چون مكتب حق همه را می‌پذیرد ترس ندارد مكتب اهل بیت كه ترس ندارد خب می‌آید صحبت می‌كند با امام صادق و بعد هم شیعه می‌شود بلند می‌شود می‌آید و قبول می‌كند و می‌پذیرد آن مكتب كه مكتب باطل است هی رد می‌كند می‌ترسد هی رد می‌كند نمی‌گذارد نزدیك شود هی نمی‌گذارد این فاصله نزدیك شود چون فاصله نزدیك بشود خودش باید برود كنار پس این ترس از خودش است نه ترس از مكتب چون بر خودش می‌ترسد نمی‌گذارد كه افراد نزدیك بشوند والا آقاجان بلندشو بیا مقاله بده بسیار خب منم می‌خواهم روشن بشوم من هم می‌خواهم بفهمم من هم بالاخره یك فردایی را قبول دارم بالاخره یك مقدار مثل تو كه تنت می‌لرزد ما هم یك مقدار تنمان می‌لرزد یا مقاله بده ما هم جواب می‌دهیم صحبت می‌كنیم شاید ما حرف شما را پذیرفتیم بله آقا بنده هم می‌دانم در مطالب مولانا در اشعار مربوط به چیز مربوط است ولی همین جناب عالی كه روایت امام صادق را داری معنا می‌كنی كه اگر هفتادمرتبه مؤمن نسبت به یكی احتمال حسن فعل بدهد حسن ظن داشته باشد و در هفتاد و یكمین باز ندهد در ایمانش خلل است چرا در اینجا انجام نمی‌دهی؟ خب اینجا هم انجام بدهیم بله بنده هم با همین چشمم دیدم مولانا راجع به عمر گفته راجع به ابوبكر گفته راجع به عثمان هم گفته ولی این را می‌خواهم از شما بپرسم بینكم و بین‌اللَه آنچه را كه راجع به عمر و ابوبكر گفته با آنچه كه راجع به علی گفته بغل هم بگذارید آن وقت نمی‌گویید این شیعه است بگذارید دیگر كلاه‌تان را قاضی كنید اگرعقل دارید پس معلوم است كله‌تان پوك است كسی كه شعری را راجع به علی گفته: