اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(4) في الفرق بين الجنس و المادة و بين النوع و الموضوع 22-01-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۲۷

4
  •  تلمیذ: همان مسئله تشكیك می‌شود!.

  •  استاد: نه اصلا بحث تشكیك كه در همان بحث تشكیك فلسفی قائل به تشخص هستیم به این مساله مربوط نیست البته بله همه فلاسفه نمی‌گویند ولكن فلسفه این را می‌گوید گرچه فلاسفه نگفتند ولی فلسفه همین را می‌گوید و دلیلی ندارد كه انسان یك مساله فلسفی را از خود فلسفه استخراج كند ولكن سایر افراد نسبت به این قضیه نظر دیگری داشته باشد مساله تشكیك وجود هیچ تناقضی با نظر سیداحمد در اینجا بوجود نمی‌آورد آن مطلبی كه باعث شده مرحوم كمپانی به اشتباه بیفتد این است كه تشكیك در وجود را به عنوان مراتب مادون بساطت گرفته یعنی ایشان آمده برای وجود یك مرتبه‌ای قرار داده كه آن مرتبه مرتبه بسیطالحقیقی است آن مرتبه، مرتبه صرافت است این راهم انداخته در یك عالم حور قلیایی انداخته، و یك حصاری هم دورش كشیده گفته این در آنجا محفوظ این مربوط به باری تعالی است كه در آن مبدأ نه ماده راه دارد و نه صورت راه دارد و نه مفهوم در آنجا راه دارد. مساله هوهویت بگیریم، احدیت بگیریم، هرچه بگیریم این همان مرتبه‌ای است كه دور آن مرتبه پوششی و حصاری قرار می‌دهیم آن مرتبه را از بقیه مراتب جدا می‌كنیم مرحوم سید احمد به همین جا اشكال وارد می‌كند می‌گوید شما كه می‌آئید حساب آن مرتبه را از بقیه جدا می‌كنید پس این بقیه از كجا درست شد؟ این وجود این كه می‌گوید مگر ما وجود را از خانه عمه‌مان آوردیم می‌گوید شما آمدید برای وجود باری تعالی یك وجود بصرافه قائل شدید قبول داریم بسیار خب وجود باری هم در این مساله حرفی نداریم هم شما می‌گوئید وجود بصرافه هم ما می‌گوئیم هم شما می‌گویید بسیط الحقیقی هم ما می‌گوییم هم شما می‌گویید وجود باری نه ماده برمی‌دارد نه رنگ برمی‌دارد و نه شكل برمی‌دارد ما هم می‌گوئیم در این مساله هم ما شریك هستیم ولی صحبت در این است كه حالا این وجود باری آمده و تصویر درست كرده، شكل درست كرده، ماده درست كرده این انواع را بوجود آورده جمع بین این و آن چگونه است مرحوم كمپانی می‌گوید ما در اینجا قائل به تشكیك وجود هستیم یك مرتبه‌ای از وجود قائلیم آن را اسمش را می‌گذاریم وجود بصرافی دورش هم یك دیوار می‌كشیم بقیه را ظهورات آن می‌دانیم در مرحله تشكیك یعنی همان تجلی و تجلی با خود ذات فرق می‌كند او می‌گوید دیگر فرق نمی‌كند فقط همین است قضیه مرحوم سیداحمد می‌گوید اگر تجلی است تجلی مگر از خانه خاله آمده از كجا آمده از ذات آمده پس ذات به این صورت نیز در آمده است پس چرا بین اینها فاصله انداختی؟