
تبیین حقیقت مقام هوهویت و جایگاه آن در هستی
تحلیل نسبت میان ذات باریتعالی و ظهورات عالم وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت مقام هوهویت و نسبت آن با ظهورات کثرت در عالم وجود میپردازند. بحث با واکاوی اختلافنظر میان مرحوم کمپانی و مرحوم سید احمد کربلایی در نحوه تصویر بساطت وجود و صرافت آن آغاز میشود. استاد با نقد دیدگاههایی که وجود باریتعالی را به گونهای بشرطلا از ماده و صورت تصویر میکنند که مانع از ظهورات کثرت میشود، به تبیین مقام لابشرطی میپردازند که میتواند با حفظ بساطت ذات، منشأ ظهورات مختلف در عالم باشد. در ادامه، با استناد به روایت «کانَ اللهُ وَ لَم یَکُن مَعَهُ شَیءٌ و الآن کما کان»، بر لزوم پذیرش مقام جمعیت تأکید شده و در نهایت، ضمن نقد برخوردهای سطحی و تحجری با عرفان و بزرگان این مسیر، بر ضرورت برخورد منطقی و علمی با انحرافات و پرهیز از شعارزدگی در مباحث معرفتی تأکید میگردد.
تبیین حقیقت مقام هوهویت و جایگاه آن در هستی
7تلمیذ: هوهویت است؟!
استاد: أحسنت مسئلۀ هوهویت بگیریم، أحدیت بگیریم، هرچه بگیریم این همان مرتبهاى است كه دور آن مرتبه یک پوششى قرار مىدهیم و حساب آن مرتبه را از بقیۀ مراتب جدا مىكنیم. مرحوم سید احمد به همینجا اشكال وارد مىكند و مىگوید: شما كه حساب آن مرتبه را از بقیه جدا مىكنید پس این بقیه از كجا درست شد؟! این مىگوید که مگر ما وجود را از خانۀ عمهمان آوردیم! مىگوید: شما براى وجود بارى تعالىٰ یك وجود بِالصرافه قائل شدید و این را قبول داریم و در این مسئله حرفى نداریم؛ هم شما میگویید: وجود بِالصرافه، هم ما مىگوییم؛ هم شما مىگویید: بسیط الحقیقة هم ما مىگوییم؛ هم شما مىگویید: وجود بارى نه ماده برمىدارد، نه رنگ برمىدارد، نه شكل برمىدارد، هم ما مىگوییم. پس در این مسئله هم ما شریك هستیم ولى صحبت در این است كه حالا این وجود بارى تصویر درست كرد، شكل درست كرد، ماده درست كرد و این خلائق را بهوجود آورد، جمع بین این و آن چگونه است؟!
مرحوم كمپانى مىگوید: ما در اینجا قائل به تشكیك وجود هستیم یك مرتبهاى از وجود قائلیم که اسمش را وجود بِالصرافه مىگذاریم و دورش هم یك دیوار مىكشیم. بقیه را در مرحلۀ تشكیك ظهورات او مىدانیم یعنى همان تجلّى پایین هست و آن تجلى با خودِ ذات فرق مىكند. او مىگوید: دیگر فرق نمىكند فقط قضیه همین است. مرحوم سید احمد مىگوید: اگر تجلّى است تجلّى مگر از خانۀ خاله آمده است؟! از كجا آمده است؟! از ذات آمده است پس چرا بین اینها فاصله انداختید؟!
لزوم تصور بشرط لائى در همۀ اشیاء و ظهورات
تلمیذ: یعنى در همۀ اشیاء و ظهورات بشرطلائى را مىشود همزمان تصور كرد؟!
استاد: باید تصور كنیم! نمىتوانیم نكنیم! مگر ما مىتوانیم حقیقت و واقعیت را نفى كنیم؟! مگر شما مىتوانید افرادى كه الآن در فیضیه هستند را بگویید که نیستند؟! یك وقتى فیضیه را تعریف مىكنیم؛ فیضیه یك مدرسهاى است كه مثلاً داراى صدتا حجره است و این خصوصیات را دارد؛ در اینجا افرادى كه در فیضیه هستند موردنظر نیستند فقط خود این مكان و مدرسهایی كه در اینجا هست مورد لحاظ است. یك وقتى شما مىگویید که فیضیه جایى است كه در آنجا طلاب به درس مشغول هستند، همراه با این فیضیه [لفظ] «طلاب» را هم مىآورید كه طلاب در اینجا به درس مشغول هستند. حالا آیا مىتوانید در این تعریف خود طلاب را از این قضیۀ فیضیه خارج كنید؟! نمىتوانید خارج كنید، چون همراه با این آمده است و خواهىنخواهى در این مدرسه طلبه رفتوآمد مىكند. در این مدرسه طلبه دارد درس مىخواند و شما نمىتوانید بگویید که فیضیه فقط ساختمان است. نه، بلكه ساختمان بهاضافۀ طلبه است. وقتى كه خدا و بارى تعالىٰ و صانع آمده این خلائق را خلق كرده و ما با همین دو چشممان داریم مىبینیم، آیا این كه ما الآن داریم مىبینیم را مىتوانیم انكار كنیم و بگوییم که نیست؟! الآن نسبت به حضرتعالى كه صحبت مىكنید آیا میشود بگوییم که اصلاً جناب آقاى... وجود خارجى ندارند و اینها تمام خیالات است كه من دارم مىبینیم، این چیزهایی که از ایشان میشنوم همه تخیلات است و اصلاً او وجود خارجى ندارد؟! نه بابا! ایشان الحمدلله و له الحمد و المِنّة در اینجا نشستهاند و دارند به چرتوپرتهاى ما اعتراض و ایراد وارد مىكنند و همه هم مىشنوند! من دیگر این را نمىتوانم انكار بكنم و بگویم: ایشان در اینجا وجود خارجى ندارند.
