اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت مقام هوهویت و جایگاه آن در هستی

تحلیل نسبت میان ذات باری‌تعالی و ظهورات عالم وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت مقام هوهویت و نسبت آن با ظهورات کثرت در عالم وجود می‌پردازند. بحث با واکاوی اختلاف‌نظر میان مرحوم کمپانی و مرحوم سید احمد کربلایی در نحوه تصویر بساطت وجود و صرافت آن آغاز می‌شود. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که وجود باری‌تعالی را به گونه‌ای بشرط‌لا از ماده و صورت تصویر می‌کنند که مانع از ظهورات کثرت می‌شود، به تبیین مقام لابشرطی می‌پردازند که می‌تواند با حفظ بساطت ذات، منشأ ظهورات مختلف در عالم باشد. در ادامه، با استناد به روایت «کانَ اللهُ وَ لَم یَکُن مَعَهُ شَیءٌ و الآن کما کان»، بر لزوم پذیرش مقام جمعیت تأکید شده و در نهایت، ضمن نقد برخوردهای سطحی و تحجری با عرفان و بزرگان این مسیر، بر ضرورت برخورد منطقی و علمی با انحرافات و پرهیز از شعارزدگی در مباحث معرفتی تأکید می‌گردد.

تبیین حقیقت مقام هوهویت و جایگاه آن در هستی

2
  • انسانِ پست‌تر از الاغ

  • ما یك وقتى در جایى بودیم یكى گفت كه آقا این خر را افسار نمى‌زنى؟! گفتیم كه بگو بلانسبت خر تا یك وقتى به این بیچاره بى‌احترامى نشود! واقعاً آدم یك وقتى خودش را الاغ بداند و واقعاً الاغ بداند این خوب است كه آدم احساس بكند كه چیزى نمى‌فهمد ولى وقتى نه، این الاغ دانستن جنبۀ تعارف دارد و اگر به او الاغ بگویند پدر طرف را درمى‌آورد و معلوم مى‌شود كه فقط مسئله، مسئلۀ تعارف است مثل تواضع‌هایی كه ما مى‌كنیم و مى‌گوییم: خواهش مى‌كنم، قابل نیستیم، اختیار دارید ولى همین‌كه بگویند: قابل نیستى، مى‌گوییم که غلط كردى و از همه هم اختیارم بیشتر است و تو بیخود كردى یك هم‌چنین حرفى را راجع به ما مى‌زنى! معمولاً مردم در محاورات خودشان این‌طوری هستند یعنى فقط یك ظاهرى هست و دیگر چیزى نیست و اثرى به‌دنبال ندارد. علیٰ‌کلّ‌حال خود این قضیه كه انسان به یك نقطه‌اى برسد كه تا حدودى بتواند در ارتباط با خودش صاف باشد باز خیلى مسئلۀ مهمى است كه تا حدودى بتواند در ارتباط با خودش این قضیه را حل كرده باشد حالا به هر مرتبه مى‌خواهد رسیده باشد آن مطلب دیگرى است. اصل و اساس این است.

  • استعمال چهارگانۀ یک ماهیت

  • عرض کنم خدمتتان که اینجا این حیوان قسم قرار گرفته است براى آن حیوان مفهومى و براى آن حیوان طبیعى و براى آن حیوانِ ماهیتى كه در آن حیوان جنبۀ اطلاق لحاظ نشده است یعنى اطلاق در اینجا قید آورده نشده است و این برحسب استعمال متفاوت است. انسان در استعمال مى‌تواند یك ماهیتى را چهار نوع استعمال كند؛ هركدام در موقعیت خودش، موقعیت اول كه آن ماهیت همان ماهیت اطلاقى باشد و لابشرط از شیئی و بشرط‌لا باشد حتى از اطلاقِ قیدى هم مطلق باشد این همان حقیقة الشی‌ء و ماهیة الشی‌ء است كه در مقام ثبوت آن حقیقة ‌الشی‌ء به این كیفیت وجود دارد و این در همۀ مسائل هست؛ شما در صوت هم این را مى‌توانید تصور كنید، در انواع اجناس مى‌توانید این مسئله را تصور كنید.