
مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی
تبیین نسبت میان مقام احدیت، واحدیت و ظهورات مادی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت لحاظ ماهیت و مراتب آن در هستی میپردازند. بحث با تحلیل کلام شیخالرئیس در شفا درباره ماهیت لابشرط، بشرطلا و بشرطشیء آغاز شده و با استفاده از مثالهای ملموس، به تشریح مراتب معرفت و تفکیک میان آنها میرسد. محور اصلی بحث، تبیین مقام هوهویت به عنوان مقام اطلاق ذاتی است که در آن، اطلاق نه یک قید اعتباری، بلکه حقیقتی است که استعداد ظهور در تمامی مراتب، اعم از مجردات و مادیات را دارد. در ادامه، با نقد نگاههای سطحی به اصل وجود، به این نتیجه میرسیم که وجود باریتعالی، حقیقتی مجرد و مستعد برای تمامی اشکال و مصادیق است. جلسه با بررسی تاریخی و تحلیلی پیرامون وقایع دوران ائمه اطهار و تبیین جایگاه تقیه و صلح امام حسن علیهالسلام، به این نکته ختم میشود که امامت، حقیقتی فراتر از اوهام عقلهای بشری است که تنها با درک مقام ولایت قابل فهم است.
مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی
1درس ششصد و بیست و ششم
ارتباط کیفیت لحاظ ماهیت در نوع و جنس و فصل بودن (4)
أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
هذا خلاصَةُ کلامِ الشّیخِ فى الشَّفاءِ و فیهِ أبحاثٌ الأوَّلُ أنَّ مورِدَ القِسمَةِ هو الماهیَّةُ المُطلَقَةُ و هی لَیسَت إلّا المأخوذَة لا بِشَرطِ شیء فَیَلزَم مِن تَقسیمِها إلى المأخوذةِ لا بِشرطِ شیء و إلى غَیرِها تَقسیمِ الشیء إلى نَفسِه و إلى غیرَه.1
مرحوم آخوند در بحث ماهیت و كیفیت لحاظ ماهیت كه بشرطشیء یا بشرطلا است، مطالبى را از شِفا نقل كردند و ما حَصَل كلام شیخ در شِفا این بود كه اگر ماهیت لحاظ بشود فىحدّنفسه بشرط أن لا یکون شَیء مَعَه كه بشرطلاى از قید باشد، این همان جنبۀ فصلیت و جنبۀ صورتیّت الشیء است و اگر بشرطشیء لحاظ بشود این همان جهت جنسیت ماهیت است كه با اضافۀ به فصل، حقیقت نوعیۀ افراد را بهوجود مىآورد و اگر لابشرط باشد یعنى بدون لحاظ شیء و بدون انضمام و عدم انضمام، آن دومى معناى نوعیت است و این سومى معناى جنسیت است یعنى اگر بشرطشیء باشد، به جنس و فصل و نوع مسئله تقسیم مىشود. این ماحصل كلام مرحوم شیخ بود كه در كیفیت بیان ماهیت ایشان این مطلب را فرمودند.
عرض شد كه این قضیه بسیار قضیۀ دقیقى است كه چگونه ما بتوانیم حدود و ثغور یك نوع را از ذاتیات او درك بكنیم و دریابیم و به چه نحوه باید این مسئله لحاظ بشود و با چه لحاظى ما باید یك ذات و ذاتى را درنظر بگیریم كه آن ذات و ذاتى قابل جمع با غیر خود یا بدون قبول جمع باشد. این چكیدۀ كلام مرحوم شیخ در شفا است.
در توضیح این مسئله بهصورت ایراد و اشكال مطالبى مرحوم آخوند بیان مىكنند كه با این مطالب، كلام مرحوم شیخ بیشتر آشكار و واضح مىشود و خودش را بهصورت ایراد نشان مىدهد؛ ایراد اوّلى كه بر كلام مرحوم شیخ وارد مىشود این است كه شما ماهیتى را كه مَقسَم قرار دادید این ماهیت لابشرطشیء بود و ماهیت لابشرط ماهیت مطلقه است یعنى ماهیتى كه در آن ماهیت، انضمام امر دیگرى بر او یا عدم انضمام امر دیگرى بر او مورد لحاظ قرار نمىگیرد بلكه خود همان ماهیت و خود همان مفهوم فىحدّنفسه مورد نظر است. از نظر خود مصداق خارجى اگر ما بخواهیم براى این مسئله یك مصداقى تعیین كنیم...
- . الحكمة المتعالیة، ج 2، ص 18.
