اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی

تبیین نسبت میان مقام احدیت، واحدیت و ظهورات مادی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت لحاظ ماهیت و مراتب آن در هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل کلام شیخ‌الرئیس در شفا درباره ماهیت لابشرط، بشرط‌لا و بشرط‌شیء آغاز شده و با استفاده از مثال‌های ملموس، به تشریح مراتب معرفت و تفکیک میان آن‌ها می‌رسد. محور اصلی بحث، تبیین مقام هوهویت به عنوان مقام اطلاق ذاتی است که در آن، اطلاق نه یک قید اعتباری، بلکه حقیقتی است که استعداد ظهور در تمامی مراتب، اعم از مجردات و مادیات را دارد. در ادامه، با نقد نگاه‌های سطحی به اصل وجود، به این نتیجه می‌رسیم که وجود باری‌تعالی، حقیقتی مجرد و مستعد برای تمامی اشکال و مصادیق است. جلسه با بررسی تاریخی و تحلیلی پیرامون وقایع دوران ائمه اطهار و تبیین جایگاه تقیه و صلح امام حسن علیه‌السلام، به این نکته ختم می‌شود که امامت، حقیقتی فراتر از اوهام عقل‌های بشری است که تنها با درک مقام ولایت قابل فهم است.

مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی

9
  • پس در اینجا فرق بین این اطلاق و آن اطلاق در چه شد؟ در رفع شبهه است! اینجا اطلاق قید لفظى شد و آنجا اطلاق خودش ذاتى براى ماهیت است. وقتى كه مى‌گویم: برنج گران است نمى‌گویم برنج مطلق گران است برنج مطلق آوردن غلط است، چون هرچه مى‌گذرد همه چیز باید بالا برود و نباید هیچ چیزی ساكن بماند! اصلاً ذاتى عالَم در این است كه بالا برود، هركسى هم كه مى‌آید و مى‌گوید: ارزانش مى‌كنیم؛ آن براى رأى جمع كردن است. اصلاً ذاتى عالم وجود این است كه همه چیز بالا برود؛ البته اوقات فرق مى‌كند! بر روی این اطلاقى كه در اینجا آورده است نظر دارد به‌خاطر اینكه به آن ترتیب اثر مى‌دهد، براى اینكه به او بفهماند كه براى من تفاوتى نمى‌كند، براى این مسئله اطلاق را در اینجا قید كرد، پس آیا در اینجا این اطلاق همان مَقسَم و همان طبیعت است یا قِسمى از اوست؟ اینجا این اطلاق قِسمی از آن طبیعت مى‌شود، وقتى كه من مى‌گوییم: برنج بالا رفته است این چه مى‌شود؟ این مَقسَم و محل بحث مى‌شود، این مسئله در اینجا دو امر و دو قسم به خود مى‌گیرد؛ در اینجا یا مطلق ظهور خارجى دارد یعنى خود اطلاق قید براى این طبیعت مى‌شود یااینكه بشرط‌شی‌ء مى‌شود؛ برنج متوسط را بخر یا برنج عالى را در اینجا بگیر، درست شد؟! این در اینجا قید براى او مى‌شود و لذا دیگر تقسیم شی‌ء بِنفسه نیست، تقسیم شی‌ء بِنفسه و بِغیره؛ در آنجا یك لحاظ بود ولی در اینجا یك لحاظ دیگر است، وقتى كه در اینجا مى‌گویند: قیمت برنج بالا رفت، من برنج را مقید به شأن دیگرى نكردم، نه به شی‌ء مقیدش كردم و نه او را به اطلاق مقید كردم، به هیچ‌کدام او را مقیّد نكردم. قضیه مثل ماء مى‌ماند كه ماء خودش فى‌حدّنفسه یك طبیعت مُهمَله است و بر آن تقسیماتى مى‌شود؛ ماء مطلق داریم كه آن مقید به امرى نیست، ماء مقید داریم كه فرض كنید شربت است یا آب دریا است یا شور است یا گل‌آلود است یا نهر و حوض و اینها، آب كر است یا آب قلیل است و آب باران و مَطَر است یا آب بِئر و امثال‌ذلک؛ همۀ اینها آب‌هاى مقید هستند كه هركدام از اینها حكم خاص خودش را دارند، ماء مَطَر فرض كنید مطهّر است اما ماء قلیل مطهّر نیست، ماء كر مطهّر است؛ آب نهر چه حكمى دارد یا فرض كنید اگر نجاست در آب بئر قرار بگیرد چه مقدارى از او باید خارج بشود و امثال‌ذلك. خود این آب فى‌حدّنفسه براى این اقسامى كه در اینجا ذكر شد مَقسَم مى‌شود.